ندای فطرت NADI FETRAT
درگستره فرهنگ.سیاست.اجتماع 
پيوندهای روزانه

شماری ازنماینده های مردم ولایت پنجشیردرمشرانوجmap_of_panjsheerرگه؛ مقامات حکومتی آن ولایت را به بی کفایتی متهم کرده؛ میگویند درصورتیکه این مسوولان به کارشان ادامه دهند وضعیت امنیتی پنجشیرنیزخراب خواهد شد.

آنان میگویند که مقامات محلی درپنجشیرمتعهد به خدمت گذاری برای مردم آن ولایت نیستند وهمچنان درولسوالی پریان اصلاً حکومت وجود ندارد.

به باورآنها برخی ازنماینده های مردم درشواری ولایتی پنجشیر؛ازسوی مقامات محلی هشدارداده می شوند بناً به گفتۀ آنها ادامه کارمقامات محلی جفای بس بزرگ درحق مردم این ولایت خواهد بود.

مولوی فیضی نماینده مردم پنجشیردرمشرانو جرگه به آژانس خبری روزگفت که مقامات محلی این ولایت مطابق خواست مردم کارنمیکنند واین سهل انگاری وبی کفایتی سبب شده تا وضعیت امنیتی دربرخی ازنقاط پنجشیرنیزخراب گردد.

به باور وی ،طی دو روزگذشته ؛ ساختمان ولسوالی پریان ولایت پنجشیربرای دومین بار مورد حملۀ مسلحانه افراد ناشناس قرارگرفته است.

این نماینده مردم به این باوراست که بی کفایتی مقامات باعث شده است که مردم ازدولت ناراض گردند ووضعیت امنیتی دراین ولایت روبه خرابی شود.

وی ازبدترشدن وضعیت امنیتی درولسوالی پریان که همرز باولایات بدخشان وتخاراست ابرازنگرانی کرده افزود که قراراطلاع دوروزقبل، ازحمله بالای ولسوالی پریان؛ یک نماینده شورای ولایتی که ازوی نام نبرد به مسوولین اطلاع داده بود مخالفان قصد حمله برولسوالی را دارند. اما مسوولان ازشناسائی ودفع حملات عاجز ماندند که این خود نمایانگر بی کفایتی مسوولان می باشد.

اما حالا مولوی فیضی نیز میگوید که مقامات حکومت برای وی نیز اطلاع داده اند که اینبار او نیزهدف حمله مخالفان مسلح دولت قرار دارد وباید مواظب خویش باشید.

رویهمرفته این نماینده مردم درمشرانوجرگه خاطرنشان کرد درصورتیکه مقامات جلوتحرکات مخالفان مسلح دولت دراین ولایت را نمیگیرند معلوم است که آنها نیز درناامنی آن ولایت دخیل اند ومتعهد به خدمت گذاری برای مردم پنجشیرنیستند.

درعین حال، یکتن ازباشنده گان ولایت پنجشیرکه نخواست نامش را بگیرد به آژانس خبری روزگفت که مردم نسبت به عملکرد مقامات حکومتی دراین ولایت؛ بی باورشده اند. بی عدالتی ،فساد اداری وقاچاق سلاح دربرخی ازولسوالی ها به یک امرمعمول تبدیل شده است.

وی گفت که مسوولان درراستای مبارزه باپدیده های فوق نه تنها که عمل نکرده اند بلکه ارادۀ برای جلوگیری پدیده های متذکره ندارند.

این باشنده پنجشیر ازمقامات حکومت مرکزی میخواهد تا درراستای اصلاحات درادارات دولتی پنجشیرتوجه کرده وازبدترشدن وضعیت امنیتی درآن ولایت جلوگیری نمایند.

اما پاسوال محمدقسیم جنگل باغ،قوماندان امنیه ولایت پنجشیردرمصاحبۀ به آژانس خبری روزنیزحملۀ مسلحانه بالای ساختمان ولسوالی پریان می پذیرد ومیگوید دراین حمله هیچ نوع تلفات وخسارات بوجود نیامده است.

وی میگوید که ولسوالی پریان ازجمله ولسوالی های دوردست وهمرزباچهارولایت ناامن مانند؛ نورستان ،بدخشان،بغلان وتخاراست که احتمالا مخالفان ازولایات یاده شده به داخل این ولسوالی رخنه کرده اند.

جنگل باغ ادعا نماینده های مردم ولایت پنجشیردرمشرانوجرگه را مبنی براینکه مقامات حکومتی آن ولایت بی کفایت اند ونمیتوانند امنیت را دراین وولایت تاًمین نمایند به کلی رد نمود وگفت که یک اندازه تهدیدات امنیتی وجود دارد که تاحدی باعث ایجاد مشکلات شده است، ولی آنها تلاش دارند باافزایش تشکیل پولیس محلی درپریان ؛ نگرانی های امنیتی را ازبین ببرند.

آژانس خبری روزتلاش کرد تا نظروالی پنجشیررا نیز دراین زمینه داشته باشد اما باوجود تماسهای مکررموفق به اخذ مصاحبه وی نشد.

اما مولانا عبدالرحمن کبیری معاون والی پنجشیربارد ادعای مولوی فیضی یکتن ازنماینده گان مردم آن ولایت درمشرانو جرگه گفت که مقامات محلی ،همواره تلاش کرده اند تا برای مردم خدمت نمایند ودرقسمت تاًمین امنیت به ویژه درولسوالی پریان نیزکدام مشکل جدی وجود ندارد.

کبیری برخی از افراد درداخل ولایت پنجشیررا دربه میان آوردن نگرانی های امنیتی متهم کرد ؛اما نامی ازفرد خاص نبرد وافزود که این چالش نیزبه زودی مرفوع خواهد شد.

بااین همه برخی ازآگاهان اموربه این باوراند که شماری ازناراضیان حکومت درپنجشیرعامل اصلی ناامنی ها درولسوالی پریان ودیگرنقاط ولایت پنجشیر می باشد.

آنها مقامات مسوول را دربازداشت نکردن افرادی که میخواهند وضعیت امنیتی را دراین ولایت مختل سازند متهم کرده میگویندکه باادامه غفلت وسهل انگاری مقامات محلی ؛ فاصله بین مردم ودولت ایجاد خواهد شد ووضعیت امنیتی بدتر ازپیش خواهد شد.

این درحالی است که طی چند ماه گذشته، هرازگاهی حملات راکتی بالای مرکز ولایت پنجشیروبرخی نقاط دیگر آن ولایت صورت میگیرد وتاهنوزفردی هم به اتهام آن شناسائی ودستگیرنشده است.

[ سه شنبه دهم مرداد 1391 ] [ 12:25 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

طوریکه روشن است، پارلمان ها به مثابه عمده ترين نهاد در جوامع دموکراتیک بوده که وظايف ، مکلفیت ها و مسؤوليت های حیاتی و سازنده را در کنار دیگر نهاد های اجرایی، قضایی و جامعه مدنی در کشورها بر عهده دارند. درین مقاله سعی بعمل می آوریم تاانتظارات مردم پنجشیر وکارکردهای نماینده گان شان را درشورای ملی به بهانه رخصتی ها نماینده گان به بحث بگیریم که آیا واقعاً وکلا توانسته اند مسئولیت هایشان را دربرابرمردم بجا کنند یا خیر، چون درحال حاضر نماینده گان مردم به رخصتی های سالانه رفته و درب (شورای ملی افغانستان )رابسته اند.

دریک بحث کلی اگرنظراندازی کنیم به این نتیجه میرسیم که برخی از نماینده های مردم ایام رخصتی را درسفرهای خارجی  درکناره های بحر واکثراً درشهرهای دبی،دهلی،لندن،دوشنبه،واشنگتن،پاریس وغیره به بهانه های تداوی سپری میکنند. اما به یقین هستند شماردیگری ازین نماینده گان که حتی به ناامن ترین نقاط کشورجهت دیدوبازدید باموکلین شان میروند ومسلماً که به مشکلات مردم رسیده گی خواهند کرد و نباید ازآن چشم پوشید.

اعضای پارلمان می توانند در ایام رخصتی ها و یا حالات ضروری به ولایت های شان سفر نموده، برعلاوه مطرح نمودن دیگر موضوعات مهم کشوری با مؤکلین شان، نظریه های مردم را در رابطه به طرح قوانین و موافقت نامه ها مورد بحث قرار داده، نظریه های سودمند آنها را به پارلمان انتقال دهند. البته این روش در جهت ایجاد فرهنگ مشارکت مردم با دولت، شفافیت، افزایش اعتماد مردم به نهاد های دموکراتیک و اقتدار ملت و دولتداری مؤثر می باشد.  

زیرا تأمین و توسعه ارتباط میان شهروندان و نمایندگان پارلمان برای رسیدگی به همه مسایل و موضوعات اجتماعی یک امر ضروری پنداشته می شود. نمایندگان می توانند با استفاده از روش های مختلف این وظیفه ملی شان را انجام دهند که ازان جمله به بخشی ازان شاخصه ها اندک مرور میکنیم تادرفرا یند آن بدانیم  تاچه حد نماینده گان مردم پنجشیربه ان پرداخته اند.

1-    نمايندگان ملت می توانند با استفاده از ایجاد دفاتر در مرکز حوزه انتخابی، برگزاری مجالس با مردم، تأمین ارتباط با استفاده از تیلفون و ارسال نامه و ... شكايات و خواسته های مردم را به گونه شفاهی و یا کتبی دریافت نموده، وبرای حل آن به صورت فردی بامسئولین حکومتی اقدام نمایند؟

2-نمایندگان مسئولیت دارندتا مشکلات ونیازمندی های مطرح شده ازجانب مردم  را در مباحثات عمومی مجلس یاد آوری نموده، توجه نمايندگان و حكومت را بدان جلب نمايد؟

3-- دخیل ساختن نظریه های مردم در پروسه قانونگذاری یکی دیگر از وسیله های مهم جهت بهبود روابط میان پارلمان و شهروندان  می باشد که آیا به ان پرداخته شده است؟

گرچه شورای ملی نیزنتوانست حتی نقش اساسی خودش را که همانا قانون سازی ونظارت برعملکرد قوای اجرایه است درپهلوی  حکومت که بجا کند ،گذشته ازینکه پیهم مورد اتهام نهاد های عدلی وقضائی کشوربدلائل مختلف قرارگرفته همچنان بحران مدیریت وعدم هماهنگی ،نبود احترام به حق فردیت میان وکلا درمجلس فضای دیموکراتیک پارلمانی را به سنگرداغ رقابت های  چون ناسونالیزم، فاشیزم،وفمنیزم  مبدل ساخت که این تنش ها نگذاشت نماینده های مردم مصروف کارهای اساسی خویش باشند وپارلمان درکشتی نرم با حکومت پایش همواره غلطید وپشت اش بزمین خورد که خود این ناکامی ها  مستقیماً بالای انتظارات مردم ازوکلا تاثیر منفی میگذارد.

 باانهم  نمایندگی وکلا از مردم درشورای ملی وجود داشته و کوشیده اند تا به مردم خود درحدتوان رسیده گی کنند اما  شهروندان باچنین رویکرد موافق نبود ومیگویند لازم است تا نمایندگان ملت در پارلمان در راستای تأمین روابط با مردم و حل خواسته های آنها تلاش بیشتر ورزند، زیرا اجرا و انجام مشکلات و خواسته های شهروندان یکی ازوظایف اساسی نمایندگان ملت به شمار می رود.

به هرحال میخواهیم  چگونگی نقش واجرای مسئولیت های نماینده گان مردم پنجشیررا دربرابرموکلین شان را بدانیم   که آیا این وکلا واقعاً توانسته اند به خواسته های مشروع موکلین خود درچوکات قانون رسیدگی کنند یاخیر؟ واگر ازجانب این نماینده ها کاری برای مردم صورت نگرفت است مشکلات درکجا وجود دارد وفراموش نباید کرد که با ارائه نظریات ودانستنی های شما این بحث  تکمیل میشود.

 

 

 

[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 7:10 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

درست یکسال قبل ازامروز مقاله را زیر نام (پنجشیرباامن اما پرچالش نوشته بودم) که دقیقاًبیانگر نگرانی های شدید مردم از بی عدالتی، فساد،ظلم ،خود کامه گی حکومت ،خویش خوری ها وده های موارد دیگر بود که مسلماًپنجشیر باامن ترین ولایت افغانستان را پرچالش عنوان میکرد.
البته مقاله به توجه به واقعیت های عینی جامعه از دوربین کمره یک خبرنگار نوشته شده بود که درد های واقعی...... مردم وآن سرزمین را دریک تصویرکلی بیان میداشت که دیگر مقامات نمی توانستندطبق معمول خودشان را ازناکامی واتهام مردم تبرعه کنند باآنهم نشر مقاله چندان با اشتیاق مسئولین وبرخی از نماینده گان مردم در مجلس نبود و واکنش های از خود نشان دادندکه نباید این گونه موضوعات از آدرس مطبوعات وبه انظارمردم کشیده شود.
به هرحال درمقاله پیشن بینی شده بود که مصلحت اندیشی برخی از دولتمردان پنجشیررا ناامن خواهد ساخت صرف نظرازتبصره های بیشترا.
ازیکسال قبل تاکنون حملات گوناگون بالای اهداف مردمی وحکومتی صورت میگرفت که مسئولین زیرنام فعالیت برخی از افراد امتیازطلب خود ومردم خود را فریب میدادند.
اما حالا وضعیت بدترازنگرانی های پیشبینی شده یکسال قبل شده است که حتی برای برخی ازنخبگان سیاسی حکومت پذیرفتنی نیست انفجار مکاتب ولسوالی ها ،حملات راکتی بالای اهداف مشخص در مرکزولایت منهدم ساختین برخی از تاسیسات دولتی بخش شب نامه ها برضد دولت نمونه های کوچکی ازناامنی ها میباشد که دریک نگاه کلی میخواهم به شماری از شاخصه های افرایش ناامنی ها اشاره کنم .
1-انتصاب برخی ازمدیران ناکام درچوکات دولت درمرکز ولسوالی هاکه حتی از نعمت خواند ن ونوشتن محروم هستند.
2- عدم حاکمیت واقتدارحکومت درسراسر این ولایت وناتوانی بازداشت افراد شورشی
3-گسترش تیم های مافیائی بخاطرباج گیری به بهانه حمایت از مقامات 4-افزایش قاچاق صلاح وفروش مواد مخدرحتی در100 متری معقرولایت
5-فساد گسترده درتمامی ادارات حتی محاکم عدلی وقضائی
6-فقروبیکاری جوانان و تحصیلکرده های بی واسطه
7-تعین روسای دولتی به اساس ملحوظات منطقه ای که ازیک ولسوالی همه ریس انتصاب میشوندولی از ولسوالی دیگر حتی محافظ دربارهم کسی حق نداردباشد.
8-ایجادفاصله میان دولتمردان محلی کسانیکه تامین امنیت پنجشیر مدیون احسان وخوبی های آنها همیشه بوده است.
(نخبگان ،علما،مجاهدین مردم )
9-باج گیری حکومت وافراد قدرتمند از پروژه های انکشافی
10-فعالیت گروه تندرو "حزب التحریر" برای تغیر ذهنیت مردم علیه نظام وغیر.......
جالب ترازهمه این کسانیکه برای تامین امنیت مسئولیت گرفته اندو کارمیکنند برای رفتن به ولسوالیها خلاف عملکرد مقامات گذشته ولایت به یک لشکر بادیگارد و سه روز کار تدابیری نیرو های کشفی و ...استخبارتی نیاز دارند.
چون بدلیل فعالیت گروه تندرو "حزب التحریر" که از حوزه شمالشرق به این ولایت نفوذ کرده و به مثابه جاده صاف کن القاعده و طالبان عمل کرده و تلاش دارندبااستفاده از ذهنیت های بسته، سنتی و به شدت بنیاد گرای ومفکوره طالبانی را رشدوترویج دهند.
اگر این وضعیت ادامه پیداکند شکی نیست که ریکارد ثبات وامنیت درپنجشیرشکسته شده وقربانی منافع مصلحت اندیشان گردد.See

 

[ سه شنبه سیزدهم تیر 1391 ] [ 7:7 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

شماری از باشنده های پنجشیر با ابراز نگرانی جدی از افزایش روز افرون معتادان  مواد مخدر وکشت چرس درین ولایت ازمقامات میخواهند تا هرچه زود ترجلو کشت وقاچاق مواد مخدر را بگیرند.

یکی متنفذین مرکز ولایت که نخواست نامش فاش شودبه روز گفت :

نسبت به سالهای قبل تعداد استفاده کننده های چرس درین ولایت بیشتر شده وحتی پولیس پوسته های امنیتی هم دربرخی موارد در ولسوالی ها وکمربند های امنیتی با معتادان یکجا استفاده میکنند که این امر سبب نگرانی جدی مردم وباشنده های این ولایت گردیده است وی میگوید ما چطور میتوانیم بالای پولیس ایکه بخاطر تامین امنیت ونظم اجتماعی شب وروز وظیفه میکند اعتماد کنیم که با افراد معتاد با مواد مخدر چین برخورد مینماید.

وی خواستار برخورد جدی مقامات با پولیس اغشته با مواد مخدر وقاچاقبران چرس درین ولایت گردید.

حامد روشن سخنگوی والی پنجشیر با تائید کشت، قاچاق واستفاده  چرس میان مردم وشماری ازپولیس درین ولایت میگوید

نگرانهای مردم درین راستا موجه بوده اما وضعیت طوری نیست که نگرانی جدی وجود داشته باشد وی گفت بخاطر محو این پدیده شوم پولیس مبارزه جدی را روی دست گرفته وکمپاین محوچرس را درولسوالی های خنج وپریان که درآنجا کشت میشود راه اندازی نموده است و پولیس تلاش میکند که جلو کشت چرس را در فصل آینده بگیرد.

بگفته روشن با افراد پولیس آغشته با مواد مخدر برخورد قانونی صورت خواهد گرفت

آقای روشن می افزاید : با وجود تلاش های مکرر پولیس جهت تخریب مزارع کوکنار سال گذشته چندین جریب زمین درمناطق زریه ، دره مکنی، وخاواک از مربوطات ولسوالی های پریان وخنج ازسوی باشنده گان این محلات  چرس کشت شده که این چرس به مرکز وولایات کشور توسط قاچاقبران انتقال میافت .

بگفته روشن درین کمپاین آغاز شده پولیس درمشورت با مردم علما ومجاهدین میخواهد که از کشت وقاچاق مواد مخدر درین ولایت جلو گیری کند وی هشدار میدهد  اگر زارعین کوکنار دست از کشت نکشند درنهایت امر پولیس با توصل به زور این کشتزار ها را تخریب خواهد کرد واین کمپاین برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت .

آقای روشن  انگیزه کشت مواد مخدر را درپنجشیر فقراقتصادی  وعدم آگاهی دهاقین از کشت این پدیده حرام عنوان نموده وتعداد معتادین به مواد مخدر را درپنجشیر اضافه ازیک هزار تن میشمارد.

 روشن از موجودیت برخی معتادین درچوکات پولیس نیز انکار نمی ورزد وی علاوه میکند که قرار است یک کلینیک 20 بستر بخاطر تداوی معتادین مواد مخدر درین ولایت بزودی ایجاد گردد وی تعداد پولیس مبارزه بامواد مخدر را درین ولایت ناکافی میداند.

یکی از معتادین مواد مخدر که گاهی خرید وفروش چرس را نیز میکند ونخواست نام اش فاش شود گفت :

(ما اکثر اوقات بیکار هستیم ازمکتب بخاطر جنگ هاماندیم ،آدم بیکاریا غر شودیابیمار ما ازبیکاری هردویش شدیم چرا دولت به ما کارپیدا نمیکنه ما خوش نیستیم مردم ما ره معتاد بگویه ویا خنده کنه اما مجبورچه کنیم)

وی از مسئولین دولتی خواستار ایجاد حرفه وزمینه اشتغال درین ولایت گردید.

 

ازسوی دیگرآگاهان امور درین ولایت بدین باورند:

 کشت وقاچاق مواد مخدر در امن ترین ولایت نماینگر این است که حکومت نه اراده خاص بخاطر جلوگیری از کشت چرس را درین ولایت دارد، ونه از اقتدار کافی برخوردار است تا جلو افراد زورمند وقاچاقچی مواد مخدر را بگیرد ازسوی دیگر آغشته بودن پولیس به مواد مخدر خود نشان میدهند که مسئولین نتوانسته اند که از رخنه نمودن این فساد به وجود پولیس جلوگیری کنند

ازسوی دیگر فقر ناشی از عدم اشتفال وبی سرنوشتی جوانان بازمانده ازتحصیل نیز سبب افزایش کشت قاچاق واستفاده از مواد مخدر گردد این آگاهان همچنان هشدار میدهند درصورتیکه دولت نتواند جلواین پدیده را بگیرد وقاچاقچیان آنرا مهار کند درآینده به یک معضله جدی اجتماعی مبدل خواهد شد.

هرچند ادعای های از سوی مقامات درین ولایت وجود دارد که پنجشیر عاری از کشت مواد مخدر است اما باآنهم (چرس مکنی پنجشیر ) به صفت پرکیفیت ترین چرس درمیان معتادان مواد مخدر در افغانستان وبیرون ازافغانستان جایگاه خاص خودش را دارد.

این ولایت ازشمار امن ترین ولایات افغانستان وعاری از مواد مخدر چندین ملیون دالر امریکائی را درگذ شته ها منحیث امتیاز ومکافات ازسوی وزارت مبارزه بامواد مخدر افغانستان  بدست آورد ه است اما حالا روشن میگردد که نه تنها مردم درین ولایت کشت مواد مخدر را انجام میدهند بلکه پولیس نیز به استفاده این پدیده شوم آغشته است.

این درحالیست که بگفته برخی از دهاقین مکافات داده شده برای بدیل کشت مواد مخدر درین ولایت به دست رس دهاقین قرار نگرفته ودر بعضی از موارد حیف ومیل شده است اما این ادعا ها ازسوی مقامات دولتی بشدت رد گردیده است.

 

فهیم " فطرت"

پنجشیر

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 16:18 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
 

صبح زود روز شنبه مورخ 23 ماه میزان سال روان ، برای نخستین بار یک گروه پنج نفری مهاجمان انتحاری بر پایگاه گروه بازسازی ولایتی در یکی از ولایت هایی حمله نمودند، که تا کنون در صدر فهرست ولایت های امن افغانستان قرار داشته است، پنجشیر.

در حمله ی مهاجمان انتحاری به مقر گروه بازسازی ولایتی امریکایی در این ولایت، دو تن کشته و سه تن دیگر زخمی شدند. کشته شده گان این حمله دو راننده ی موتر های اکمالاتی گروه بازسازی؛ و زخمیان محافظان امنیتی پایگاه گروه بازسازی در این ولایت بودند.

مسوولان امنیتی ولایت پنجشیر گفتند که مهاجمان انتحاری شهروندان کشور های خارجی بودند. والی پنجشیر در مورد هویت مهاجمان انتحاری به رسانه ها گفت که مهاجمان به احتمال زیاد چچنیایی و قزاقستانی بودند.

با آن که انفجار و انتحار در افغانستان به یک امر معمول تبدیل شده است، اما حمله ی انتحاری روز شنبه به ولایت پنجیشر، به دلیل بی پیشینه گی مورد توجه زیادی قرار گرفت و از پوشش رسانه یی گسترده یی برخوردار شد.

ولایت پنجشیر پیش از این شاهد وقوع حمله ی انتحاری نبوده است. پنجشیر دره یی است که یک دروازه و یک راه تنگ ورودی دارد. وارد شدن به این ولایت با تدابیر شدید امنیتی همراه است.

پس از وقوع حمله ی انتحاری، شماری از باشنده گان ولایت پنجشیر، انتقادات شدیدی را به نشانی مسوولان امنیتی این ولایت مطرح کردند. محور اصلی این انتقادات، این پرسش  بود که چرا با وجود تدابیر امنیتی شدید در درب ورودی این ولایت، گروهی از مهاجمان انتحاری توانستند سوار بر موتر وارد پنجشیر شوند؟

این پرسش باشندگان ولایت پنجشیر بجا و قابل کندوکاو پنداشته می شود. در حال حاضر رفع اتهام هایی چون غفلت وظیفوی، کم کاری و حتا همکاری با تروریستان، برای مسوولان امنیتی ولایت پنجشیر کار ساده یی به نظر نمی رسد.

می توان گفت که نیروهای امنیتی موظف در دروازه ی ورودی پنجشیر، بسیاری از باشندگان این ولایت و حتا مسافرانی را که در این ولایت آمد و شد می کنند، می شناسند و در برخی موارد وارد شدن مسافرانی که به زعم موظفان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر، قیافه ی پنجشیری ندارند، با پرسش های جدی و شکاکانه ی زیادی همراه می شود.

با این حال، هرچند گفته می شد که مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر در پیوند به حمله ی انتحاری اخیر، بازداشت شده و مورد باز جویی قرار گرفته اند اما مسوولان دولتی این ولایت با رد این گفته ها تصریح کردند که، در پیوند به حمله ی انتحاری روز شنبه ی این هفته، مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر(دالان سنگ) را از محل وظیفه ی شان به جای دیگری تبدیل کرده اند.

حامد روشن سخنگوی والی پنجشیر در گفتگو با رسانه ها، در حالی که از تبدیلی مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر سخن گفت، تاکید کرد که این مسوولان بازداشت و باز جویی نشده اند. وی همچنان هرگونه سوء ظن و شک و تردید در مورد همدستی مسوولان دروازه ی ورودی پنجشیر با تروریستان را رد کرد و افزود که هیچ یک از باشندگان ولایت پنجشیر با تروریستان همکاری نداشته اند.

سخنگوی والی پنجشیر در پاسخ به این پرسش که چگونه مهاجمان انتحاری توانستند وارد این ولایت شوند؛ گفت:"تروریستان به جا های بسیاری امنی داخل شده اند و فعالیت های تروریستی را انجام داده اند، وارد شدن(تروریستان) به پنجشیر چیز عجیبی نیست. شهرنیویارک در امریکا مورد حمله ی  تروریستی قرار گرفت. تروریست ها به  ساختمان وزارت دفاع افغانستان داخل شدند و..."

اگر سوال چگونگی وارد شدن مهاجمان انتحاری به ولایت پنجشیر را با این استدلال که تروریستان به امن ترین جا ها نیز وارد می شوند، پاسخ یافته بپنداریم، سوال  چرایی هدف قرار گرفتن این ولایت همچنان قابل طرح و تامل است.

چرا ولایت پنجشیر هدف حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری قرار گرفت؟

به پرسش بالا عمدتا دو پاسخ داده شده است.

یک؛‌ پنجشیر یکی از ولایت های امن افغانستان و از مناطقی است که برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی در آن عملی شده است. بنا براین تروریستان خواسته اند، دریک رویکرد نمادین، با هدف قرار دادن این ولایت، شکننده گی ثبات امنیتی در مناطقی که برنامه ی انتقال در آنان عملی شده است، را گوشزد کنند.

دو؛ فعالیت های خرابکارانه ی شورشیان/هراس افگنان به مناطق امن و به ویژه مناطق شمال شرقی افغانستان که تا کنون از امنیت نسبتا خوبی برخوردار بودند، می تواند در سطح کلان آن با حمله های توپخانه یی پاکستان بر مناطق در ولایت های شرقی کشور ارتباط داشته باشد، زیرا به تازه گی ها این گمانه که پاکستان و دسته های تروریستی زیر فرمان آن در صدد گسترش جغرافیای بحران تا مرز های آسیای میانه است، طرفداران زیادی یافته است.

هردوی پاسخ های بالا می توانند هم درست باشند و هم دقیق، اما به نظر می رسد حمله ی مهاجمان انتحاری به ولایت پنجشیر اهداف دیگری را نیز پیگیری می کند و یا به بیان دیگر از انگیزه ها، ریشه ها و بیشه های دیگری نیز برخوردار است.

پنجشیر مرکز اصلی مقاومت ضد طالبانی در دهه ی نود میلادی به شمار می رفت و در حال حاضر، خاستگاه و پایگاه اجتماعی بسیاری از چهره های سیاسی سرشناس چه در درون نظام و چه هم در بیرون از نظام، در همین ولایت است.

حمله ی انتحاری به پنجشیر را به تحولات سیاسی پس از ترور استاد برهان الدین ربانی نیز می توان، ربط داد.

پس از ترور برهان الدین ربانی، شماری از چهره های سیاسی در جناح مخالفان سیاسی حکومت بسان داکتر عبدالله عبدالله، امرالله صالح و احمد ضیا مسعود، مواضع تندی در برابر پاکستان اتخاذ کردند و تقریبا به یک صدا سازمان استخبارات نظامی پاکستان را مسوول رویداد های اخیر در کشور قلمداد کرده اند. مسوولان محلی پنجشیر نیز حمله ی انتحاری اخیر را به شبکه ی حقانی و سازمان استخبارات نظامی پاکستان نسبت می دهند.

حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری به پنجشیر، دوماه پس از حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری به مقر ولایت پروان صورت گرفته است.

ولایت پروان در همسایگی پنجشیر، نیز از ولایت های نسبتا امن به شمار می رفت که پس از حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری در بیست و نهم اسد امسال، امنیت این ولایت با اما و اگر هایی همراه شده است.

بربنیاد برخی از گزارش ها، بسیاری از کارهای اداری در اداره های دولتی ولایت پروان، پس از حمله ی انتحاری ۲۹ اسد، دچار کندی و اختلال گردیده است.

اگر هدف گروه های شورشی / هراس افگن،‌ تکمیل کردن دایره ی نا امنی در مناطق شمال شرقی افغانستان باشد، وقوع حمله ی های انتحاری در پروان و پنجشیر در ظاهر امر این گمانه را قوت می بخشد، زیرا پنجشیر به لحاظ بافت جغرافیایی نقطه ی اتصالی است میان کندز نا امن در شمال شرق و مناطق نا امن کاپیسا که تا کنر، نورستان و پکتیا کشانیده می شود- هرچند وقوع یک حمله ی انتحاری در یک منطقه، نمی تواند دلیل محکمی بر  ناامن بودن آن منطقه پنداشته شود.

به نظر می رسد به همان اندازه که صفت های "ثبات و پایداری" را می توان در توصیف مقوله های صلح و امنیت به کار بست، در توصیف وضعیت جنگ و نا امنی نیز می توان از این دو صفت استفاده کرد.

دلایل زیادی وجود دارد که بر مبنای آنان می توان گفت که ناامنی در پنجشیر نمی تواند ثابت و پایدار باشد. از آن جمله می شود که به نبود بستر ها و زمینه های اجتماعی تروریزم و تروریست پروری و وضعیت محدود  و محصور جغرافیایی این ولایت که اتخاذ تدابیر بهتر امنیتی را آسان تر می سازد، اشاره کرد؛ اما نباید این خوش بینی دست آویزی برای مسوولان امنیتی این ولایت و تبریه ی آنان از اتهام های غفلت وظیفوی و حتا همدستی با تروریستان، پنداشته شود- کما این که نمی توان با صراحت و قاطعیت از عدم نفوذ و رسوخ هراس افگنان در میان باشندگان این ولایت و حتا وجود بستر های هر چند محدود و معدود اجمتاعی تروریست پروری، داد سخن داد.

مغفول ماندن از بخش نرم افزاری قضیه و زمینه ها و بستر های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تروریست پروری می تواند پیامد های زیانبار تری از آنچه به این تازه گی ها در پروان، کاپیسا و پنجشیر اتفاق افتاده است، داشته باشد

صفت "خشونت پروری" را به ساده گی می توان در گفتمان فرهنگی- اجتماعی افغانستان در توصیف وضعیت این کشور به کار گرفت و مصداق های عینی زیادی برایش پیدا کرد.

خبر کشته و زخمی شدن نیروهای خارجی و حتا منسوبان نهاد های امنیتی داخلی در افغانستان، برای شمار زیادی از افراد که با ذهنیت های بسته و ایدیولوژیک زندگی دارند، یک خبر خوش پنداشته می شود- حتا آنانی که از برکت حضور این نیروها صاحب جاه و مکنت باد آورده یی شده اند.

این ذهنیت را به صراحت و بی هیچ دغدغه یی می توان خشونت ورزی نام نهاد. می توان مدعی شد که این ذهنیت، روی همرفته ذهنیت حاکم در افغانستان نیز هست.

وقتی ذهنیت خشونت ورز و خشونت پرور اجتماعی با ندانم کاری ها، سوء مدیریت ها، فساد پیشگی، بی برنامه گی و بی مسوولیتی مسوولان دولتی و تبلیغات بر اندازانه ی پیش قراولان دینی - مذهبی همراه شود، دیگر در انتظار چه چیزی می توان برای کشور و جامعه نشست؟

شاید نتوان، تمامی موارد شمرده شده در بالا را در حق مسوولان دولتی پنجشیر روا دانست اما بدون شک که در گیرودار مبارزه با تروریزم و جنگ بی سرانجامی که در افغانستان در جریان است، عدم توجه به زمینه های اجتماعی بحران این  جنگ، ‌یکی از نقیصه های کلان و حتا نا بخشودنی به شمار رفته می تواند.

حتا اگر مردم در بسیاری از مناطق نسبتا امن افغانستان دست دوستی و همکاری با تروریستان ندهند، بدون شک با ادامه ی روند کنونی و عدم توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی تروریست پروری، فرارسیدن روزی دور نخواهد بود که خبر کشته شدن چهره های ظاهرن محبوب و مردمی به دست تروریستان، اشک چشمی را جاری نسازد.

[ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 20:30 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

سه شنبه, 15 نومبر 2011 00:00

شماری ازعلماومتنفذین درولایت پنجشیراشتراک کننده گان درلویه جرگه عنعنوی را نماینده گان واقعی مردم پنجشیر ندانسته و مسوولان محلی این ولایت را درگزینش افراد برای لویه جرگه انتقاد میکنند.

آنها گزینش نماینده های اعزامی به لویه جرگه عنعنوی را ازسوی حکومت بطور انتصابی  میخوانند ومیگویند که این افراد نماینده های انتخاب شده ازسوی مردم پنجشیرنمیباشند.

شیخ یحیی عنابه ای  یکی ازعلما ومتنفذین ولسوالی عنابه این ولایت به آژانس خبری  روز گفت که:

((ازچندی بدینسواز رسانه ها میشنویم که قراراست یک جرگه با اشتراک نماینده های مردم افغانستان درکابل دایر شود اماتااکنون اینکه ازپنجشیر نماینده خواسته شود ما خبرنداریم))

وی تصریح کرد این جرگه مشابه، به لویه جرگه زمان حکومت داکتر نجیب الله  خواهد بود وقدرت مندان ولایت پنجشیربطور مستبدانه کسانی را که مطابق میل شان بوده آنها را بخواست خود توسط تیلیفون جمع کرده اند هیچگونه مشورت با مردم صورت نگرفته است بناً این افراد نماینده های مشروع مردم نمیباشند وهرگونه تصامیم اینها به اراده مردم پنجشیر ارتباط ندارد.

درهمین حال مولوی عبدالکبیر عابد رئیس مدرسه دارالحفاظ شهید احمدشاه مسعود ونماینده شواری قریه در مرکز پنجشیربه روز گفت:

((کسانیکه تیکه دارهای حکومت هستند به شکل نماینده گان قلابی انتصاب شده اندوهرگز آنها نمی توانند ازمردم پنجشیرنماینده گی کنند وقتی ایشان نماینده مردم نیستند کارشان مشروعیت ندارد باید این نماینده ها ازجانب مردم انتخاب شوند نه ازسوی حکومت))

وی اضافه کرد دولتمردان پنجشیر میخواهند با گزینش این افراد انتصابی یک باردیگر قانون را زیرپاگذاشته وبالای مردم استبداد کنند وی از مسئولین محلی درپنجشیرخواستارتحکیم عدالت وارج گذاری به قانون ونظریات مردم گردید.

ازسوی دیگرعطا محمد امیری رئیس شورای ولایتی پنجشیرباتائید گفته های مردم میگوید که حتی با شورای ولایتی هم درزمینه کدام مشورت صورت نگرفته است.

وی انتخاب این افراد را کار حکومت درپنجشیردانسته ودلیل عدم مشورت بامردم را نیز نامعلوم میداند آقای امیری از چگونگی گزینش این افراد نگرانی خود را ابراز داشته وگفت:

((هرگاه بامردم درهمچو موضوعات مشوره صورت نگیرد فاصله میان مردم وحکومت ایجاد خواهد شد وپیامد خوبی درپی نخواهد داشت.))

اما کرام الدین کریم والی پنجشیربه روز گفت:

((نماینده های اعزامی به لویه جرگه درمشورت بامردم انتخاب شده اند وشورای ولایتی پنجشیرهم درجریان است وی علاوه کرد که گزینش افراد ازسوی ولسوالها ونماینده گان شورا های قریه صورت گرفته است .))

آقای کریم ادعا های مردم رامبنی برعدم مشورت باایشان بی بنیاد وبی اساس میخواند وهرنوع استبداد سیاسی را درپنجشیرازجانب حکومت رد کرده وحکومت محلی راپابند به قانون واحترام به نظریات مردم میداند.

وی درحالیکه مورد انتقاد شدید مردم درگزینش افراد اعزامی به لویه جرگه قرار گرفته است هم لویه جرگه عنعنوی را قانونی میداند وهم حضورنماینده های ولایت پنجشیررا مشروع میخواند.

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 20:35 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

عساکربین المللی هنگام ماموریت خود در افغانستان با بی توجه ای وعدم احترام به مذهب، سنت، فرهنگ کلتور وعنعنات افغانی ازسوی افغانها کشته میشوند که این موضوع نمایانگرآنست که این نیروهاتنها درمبارزه علیه  تروریزم درافغانستان کشته نمیشوند.

این نیروها درتمام افغانستان با بی احترامی دربرابرمذهب،سنتها،فرهنگ ،عرف ،عنعنات وکلتورمردم افغانستان احساسات مردم مذهبی را علیه خود برانگیخته ومردم را مجبورمیسازند که بالای ایشان حمله کرده خود وایشان را به قتل برسانند.

بگونه مثال تلاشی های شبانه بدون هماهنگی نیروهای امنیتی افغان، کشتارافراد ملکی ، عدم احترام به خانمها وتلاشی کردن آنها ،مزاحمت درجریان ترافیک درجاده هاوتصادم دادن قصدی وسایط شخصی مردم وتلفات ناشی ازآن،اجازه ندادن عبور وسایط ازپهلوی موترهایشان حتی برای نیروهای نظامی افغان،هنگام که مورد حمله شورشیان قرارمیگیرند بالای مردم ملکی فیرمیکنند،حمله بالای محلات مسکونی وتلفات غیرنظامیان،خوردن غذا ونوشیدن نوشابه ها درحضور مردم درماه مبارک رمضان،داخل شدن به مساجد مقدس ترین مکان وعبادتگاه مسلمانان همرای کفش وبی احترامی به آن،گرفتن تصاویرازخانمها وآقایان بدون رضایت شان، پیشاب کردن بطورایستاده درحضورمردم ،این ها همه ازمواردی اند که سبب شده است این نیروهای خود برای خود دشمنی بخرند که به همین دلایل بارها ازسوی نظامیان وملکی های افغان کشته شده  اند.

چندی قبل برای اولین باردرامن ترین ولایت افغانستان(پنجشیر)سه تن ازعساکربین المللی که اتباع امریکا بودند ازسوی یک باشنده آن ولایت بنام امان الله که افسرامنیت ملی بود به ضرب گلوله کشته شدند که بعداً فرد مهاجم نیزازسوی نیروهای خارجی کشته شد که مردم وشاهدان عینی عامل این قتل نیروهای خارجی رادانسته واضافه کردند که هنگام رفتن ایشان به یکی ازولسوالی ها برای آموزش پولیس بدون اجازه ازمزارع که خانمها درآن کارمیکردند عکس میگرفتند که ازسوی یک باشنده محل که ملبس با یونیفورم نظامی و تفنگچه مسلح بوده هدف قرار گرفتند که این امرسبب بحران اعتماد میان خارجی ها ومردم پنجشیرگردیده است وزندگی آینده نیروهای خارجی را به مخاطره روبروساخته است.

 

مزیدالله برادر امان الله درحالیکه بغض گلویش را بخاطرمرگ یگانه برادرجوانش میفشرد وبا پاک کردن اشکهایش ازصورتش با من صحبت میکرد گفت:

برادرم هنوز عروسی نکرده بود وارمان بگوررفت اویک جوان بود وآرزوی زندگی را داشت اما بایک عالم امید به زیرخاک رفت او میگوید هیگچاه مرگ برادرش رادر زندگی فراموش نخواهدکرد.

مزیدالله کشته شدن برادرش امان الله ونیروهای خارجی را چنین حکایت میکند:

من درخانه نبودم برایم احوال آمد که برادرت شهید شده است برایم جای تعحب بود وی درکجا شهیدشده است وقتی آمدم جسد خون آلودش را دیدم که بضرب گلوله ماشیندار ام فور بقتل رسیده دیگر طاقت نکرده وازهوش رفتم بعدا که بحال آمدم پرسیدم قضیه ازچه قراراست شاهدان عینی گفتند که امان الله وقتی میخواست به وظیفه خود کابل برود ودرسرک عمومی انتظارموتر را داشت دریک مشاجره لفظی ازسوی نیروهای پی آر تی کشته شد ودوتن خارجی را کشته ویکتن دیگرشان را زخمی ساخت دیگرنمیدانم که قضیه ازچه قرار است اما مردم میگویند که وی مانع گرفتن عکس زنان شده بود.

 

 

سیدعالم خان 57 ساله که خود کارمندیکی ازادارات دولتی است وکاکای شخص مهاجم میشود حادثه راچنین حکایت کرد:

من درسرای شمالی شهرکابل بودم که برایم کسی زنگ زد که امان الله شهید شده است دیگرندانستم که موضوع چه است وقتی به پنجشیررسیدم پرسیدم که چرا امان الله کشته شده است برایم مردم گفت که امان الله شهید شد چون وی دردفاع ازنوامیس خویش وازوطن نخواست که خارجی ها تصویرخانمهارا که درمزرعه کارمیکنند بگیرند وباانها درین مسئله مشاجره کرده وبعدا بالایشان فیرکرد که دوتن شان کشته شده اند ویکنفردیگر آنها زخمی شد بعداً امان الله را نیزشیهدساختند وی میگوید درحالیکه این قضیه تصادفی رخ داده است اما خارجی درینجا متهم استند چون بدون اجازه چرا به محلات مردم بروند وازمحلات عکس بگیرند .

خیرالدین یک باشنده محل که پیشه دهقانی داردگفت:

من هم درصحنه نبودام وقتی پرسیدم برایم مردم قصه کردندکه امان با دریشی سبزکلای شپوه وعینک های سیاه به چشم روانه کابل بود

وقتی ازیک موی سفید کهن سال که خود همیشه درکنار سرک دراوقات فراغت مینشیند پرسیدم برایم گفت:( خارجی ها میخواستند ازمنطقه زردی عکس بگیرند وسیاسرها هم درزمین های شان گندم درو داشتند که امان اجازه شان نداد وبالای او بیچاره فیرکردند وشهیدش ساختنداو گفت  وقتی که کشته هم شده بودند کمره ازدستشان افتیده بود ما کمره را به چشم خود دیدیم ).

بگفته خیرالدین وقتی که با ولایت تماس گرفتیم آنها بدون هماهنگی با ولایت آمده بودند وی میگوید خارجی ها مردم بی بندوبارهستند هم خود وهم ما را به گلیم غم نشاندن خداوند حکومت مارا انصاف دهد اگر حکومت درست باشد این خارجی این جا چه مرگ میطلبند.

معلم سهراب ولسوال دره ولایت پنجشیرگفت:

ساحه ایکه حادثه پیش آمده است تقریباً 8 کیلومتر با مرکز ولسوالی فاصله دارد وی نیزاین حادثه را تصادفی خوانده وگفت انگیزه سیاسی ندارد او درجواب اینکه چرا این خارجی ها بدون پولیس به ساحه آمده بودند گفت :

امنیت پنجشیرسبب شده که خارجی بطور مطمئن بالای پروژه های خویش بروند وپولیس با انها نباشد وی نیزمیگوید که هنوز معلوم نیست که دلیل اصلی قضیه چه بوده است اما مردم میگویند که خارجی کمره دردست داشته اند ما بخاطر اینکه برای مردم پاسخ روشن داشته باشیم بالای این قضیه تحقیق جدی میکنیم وبعدازتحقیق معلوم میشود که انگیزه چه بوده است

وی گفت بعد ازحادثه پولیس به ساحه رسیده ومحل را محاصره کرده وازحمله مردم خشمگین بالای خارجی ها دیگر جلوگیری کرد وبلافاصله هلیکوپتر امده انهارا انتقال داد.

عنایت الله "طوفان" سخنگوی مقام ولایت پنجشیرمیگوید:

درحادثه ایکه درولسوالی دره ولایت پنجشیررخ داد سه سربازنیروهای خارجی و یک تن سرباز امنیت ملی کشته شده اند .

آقای طوفان درپاسخ به این سوال که انگیزه این حادثه چه بوده است گفت مردم افغانستان دارای مذهب کلتور وفرهنگ خاص خود هستند وزمانیکه عساکرامریکائی خواستند ازخانمهایکه درمزرعه مصروف کاربودند عکس بگیرند خلاف ارزشهای اسلامی بوده وسبب شد که امان الله  ازخود واکنش جدی نشان دهد. طوفان میگوید که درین حادثه نیروهای خارجی خود سبب قتل خویش شده اند وباید برای فرد کشته شده افغانی که بیگناه است غرامت پرداخت نمایند.

وی گفت حادثه زمانی پیش آمد که امان الله سرباز امنیت ملی ملبس با یونیفورم نظامی روانه وظیفه اش بود درحین زمان چون وقت فصل وجمع آوری حاصلات مردم درپنجشیراست خانم ها بخاطرجمع آوری حاصلات خویش مانند گندم ،توت، وسائرمیوه جات  با مردان فامیل خود همکاراند ونیروهای خارجی که بدون هماهنگی با مسئولین امنیتی به آنجا رفته بودند ازموترهای خویش پیاده شده ومیخواستند که ازمزرعه ایکه خانمها کارمیکنند عکس بگیرند که ازسوی همین فرد کشته شده  برایشان گفته شد که نباید عکس بگیرند اما خارجی ها به گفته های وی اعتنا نکرده اند که بعد ازمشاجره کوتاه نیروهای خارجی بالای وی شلیک کردند که ازناحیه پا زخم برداشت وچون که وی یک شخص تعلیم یافته نظامی بود با تمام سرعت نیروهای خارجی را هدف قرار داد که سه تن آنها را کشت وبعدآً خودش نیز ازسوی سائرامریکائی ها هدف قرار گرفت وکشته شد.

طوفان می افزاید نیروهای خارجی اززمانیکه به افغانستان آمده اند تنها درمبارزه باتروریزم کشته نشده بلکه بعضی اوقات خود سبب مرگ خویش ومردم بی دفاع گردیده اند که این امرازیکطرف سبب تلفات مردم بیگناه شده وازسوی دیگر مردم نسبت به خارجی ها بد بین شده اند وبعضی ازفامیل های متضرر به همین دلایل به صف مخالفین پیوسته اند.

این نیروها بعضاً ناآهگاهانه وبعضاً بخاطر نشان دادن غرور وقوت خود قصدی دست به اعمال بی اعتنائی دربرابر مذهب سنت فرهنگ وکلتور مردم افغانستان میزنند وسبب تنش زدائی میگردند.

طوفان تصریح کرد که نیروهای خارجی درین قضیه مقصربوده وبه همین دلیل نمیخواهند برای رسانه ها چیزی بگویند اوگفت درین شکی وجود ندارد که اگر دلایل این قضیه واضح نگردد وروابطه خوب چند ساله مردم پنجشیروامریکا به سردی خواهد گرائید وی گفت که حکومت تلاش میکند باتکمیل شدن تحقیقات مجرم را شناسائی وبه پنجه قانون بسپارد وی یکباردیگر نیروهای خارجی را دربرابرمذهب سنت فرهنگ وکلتور بخصوص مردم افغانستان بی اعتنادانسته وآرزو دارد که نیروهای بین المللی به این نکته حساس پی برده ودرآینده سبب بروز همچو حوادث ناگوارنگردند.

درپایان وی هشدارمیدهد که اگرنیروهای خارجی به این بی اعتنائی خود ادامه بدهند درذهن مردم افغانستان ازنیروی حافظ صلح به یک نیروی اشغالگرتبدیل شده وبه سرنوشت قوای شوروی سابق درافغانستان مواجعه خواهند گردید.

درحالیکه اتهامات جدی مردم ازمجرم بودن نیروهای امریکائی مربوط به تیم بازسازی ولایتی  درین رویداد  حاکی است ومسئولین دولتی هم گفته های مردم را تائید میکنند.

جهت دریافت پاسخ به سولات  به مرکزتیم (پی آر تی) پنجشیررفتم حدود نیم ساعت درمقابل درب این پایگاه درآفتاب سوزان انتظارکشیدم بعدا برایم اجازه داده شد تا داخل پایگاه نظامی  پی آر تی  شوم .

وقتی درحضور قومندان جدید تیم PDST بنام LTC.GIJWASKI راه یافتم وی درزیریک سایه بان چوبی ودرفضای بازنشسته بود وانتظارآمدن مرا داشت باوی دوترجمان افغان ویک خانم امریکائی که برای بخش ملکی کارمیکند نیزحاضربودند قومندان جدید که بعد ازسپردن مسئولیت های امنیتی به نیروهای افغان مسئولیت تیم انکشافی ولایت را به عهده وی سپرده بودند بدون اینکه من ازوی چیزی بپرسم خود شروع کرد به اظهار تاسف وتاثر ازرویدادیکه نیروهای خارجی ویک افغان درآن کشته شده بودند.

 من ازایشان خواستم که قصددارم باقومندان این تیم برای حل سولات مردم مصاحبه کنم اما انها خاموشی اختیار کرده وبرایم گفتند که قومندان تیم اسبق دریک ملاقات با والی مصروف است.

مدت 40 دقیقه انتظارماندم برای آمدن قومندان تیم اسبق وقتی دوباره پرسیدم که وی خواهد آمد؟ ایشان گفتندکه فکرمیکنیم مصروف شده ومصاحبه هم نمیکند.

خواستم با قومندان جدید که تنها یک هفته ازآمدنش به پنجشیربگفته او سپری شده مصاحبه کنم وی حاضرشد اما متاسفانه چیزی برای گفتن نداشت.

درمورد اهمیت موضوع حدود یک ونیم  ساعت باایشان صحبت کردم درحالیکه پاسخی منطقی برای سوالاتم نداشتند هرگز برایم اجازه ثبت صدا ویا گرفتن تصویرازشخص صحبت کننده ندادند فردیکه همرایم صحبت میکرد قومندان جدید تیم انکشافی ولایتی پنجشیربود وهرلحظه سرخود را جنبانده واظهارتاسف میکرد امااز دادن هرگونه معلومات را درموردانگیزه کشته شدن نیروهای خارجی  دور ازحیطه صلاحیت های خود میدانست وی برایم گفت قومندان اصلی که ازقضیه آگاهی دارد باکسی مصاحبه نمیکند ومعلومات هم نمی دهد ایشان هم انتظارتکمیل شدن تحقیق را دارند.

درپایان ازآنهاخواستم تا اگرامکان داشته باشد با شاهدان عینی که ترجمانان افغان بودند صحبت کنم ازآن هم سرباززدند بلاخره باوجود تلاشهای مکرر نتوانستم که باهیج یک ازمسئولین ویا افرادیکه درصحنه حضورداشتند مصاحبه کنم درختم قومندان جدیدبرایم گفت شما میتوانید که گزارش خود را نشرکنید بدون نظرپی ارتی پنجشیر.

عبدالعلیم "ثاقب" کارشناس مسائل سیاسی درافغانستان بدین باوراست که حادثه پیش آمده درپنجشیر غیرمترقبه وغیرسازمان یافته بوده است وی میگوید که خارجی ها با درک خوبی که ازامنیت وحمایت مردم درپنجشیرداشته اند به مناطق بدون تشویش جهت کاروبرنامه های بازسازی رفت وآمد میکردند.

وی انجام اعمال چون بی احترامی به مقدسات وارزشهای مردم را ناآگاهانه ندانسته بلکه یک اشتباه میداند وی همچنان علاوه میکند این که شایعات پخش شده هم نسبت به بی احترامی خارجی ها دربرابر ارزشهای اسلامی وانسانی مردم افغانستان تماماً حقیقت نداشته اما یک تعداد اش درست است .

چون نیروهای خارجی این حساسیت ها را خوب درک میکنند ومیدانند که چقدر واکنش برانگیزاست ازسوی دیگر به باور آقای ثاقب یک جریان نامرعی که میخواهند ازتبلیغ این نوع موضوعات سود ببرند علمای دینی را طوری انگیزه میدهند که باید واکنش نشان دهند.

وی میگوید که شاید نیروهای خارجی عکس گرفته باشند ناآگاهانه اما این بدین معنی نیست که آنها میخواهند برای خود جنجال خلق کنند آنها فکر میکنند که ما میتوانیم مشکلات محیطی را مردم را به مسئولین انتقال دهیم اما دریک جامعه سنتی عدم آگاهی ازارزشهای مردم وبی احترامی به فرهنگ کلتور عنعنات مردم یک اشتباه بزرگ است که امیدوارم خارجی ها به آن پی ببرند.

وی گفت مردم افغانستان درطول تاریخ بخاطر حفظ همین ارزشها خود را قربان کرده اند وهمه داروندار خود را بخاطر شجاعت خویش ازدست داده اند .

آقای ثاقب گفت: نیروهای بین المللی با انجام چنین کارهای شان  سبب شده اند که میان خود ومردم افغانستان فاصله ایجاد کنند ومردم آنها را بچشم اجنبی و اشغالگرببینند  اگربه  چنین بی اعتنائی ها که درتمام نقاط افغانستان مشهود است نیروهای خارجی خاتمه ندهند وحرکت خود را مطابق به کلتور وفرهنگ افغانی عیار نسازند امکان دارد که پیامد های ناگواری را درپی داشته باشدکه هم نیروهای وهم مردم افغانستان را متضرر سازند.

 

 

فابریزیو" فوسکینی" یک کارشناس سیاسی شبکه تحلیلگران افغانستان نیزوضعیت کنونی افغانستان را نگران کننده خواننده  ومیگوید که خارجی ها درمبازره باتروریزم درین کشور کشته نمیشوند بلکه عوامل دیگری هم چون عدم آگاهی شان ازکلتور وفرهنگ مردم افغانستان سبب قتل نیروهای بین المللی نیزمیگردد.

این تحلیلگرسیاسی میگویدعدم احترام  نیروهای بین المللی به کلتور وفرهنگ افغانی سبب شده تا مردم به ایشان به چشم اجنبی بنگرد نه محافظین صلح وی تبلیغات علمای مساجد کابل را درخطبه های نماز جمعه برضد نیروهای خارجی  نمونه خوب آن میداند.

به باور وی نیروهای بین المللی ازکلتور وفرهنگ مردم افغانستان آگاهی دارند اما افراد تعلیم یافته وبلند رتبه آنها نه  عساکری که ایشان درخطوط جنگ هستند وقوای نظامی بیشتر همه کاررا با زور انجام میدهد.

وی گفت باید نیروهای بین المللی به فرهنگ وکلتور افغانها احترام بگذارند تا جان شان درخطر نیفتد وی گفت خبرشدم که نیروهای امریکائی درولایت کندهار برای یک واحد ویژه این نیروهای طرق پختن غذاهای افغانی را آموزش میدهند برایم بسیار جالب بود مسئله آگاهی دهی ازکلتور وفرهنگ مردم افغانستان بهتراست از آموزش تهیه غذای افغانی  چون پختن غذا مه مراتب کم ارزشتر است نسبت به ضایع شدن افرادشان ومردم بیگناه .  

وی می افزاید که این نیروها مردم را نسبت به خودشان بی باور ساخته اند ومردم خواستار خروج ایشان ازافغانستان میباشند چراکه مردم میگویند  درطی ده سال اگر اینها مبارزه صداقت مندانه میداشتند امروز افغانستان کشور صلح میبود.

وی میگوید اگرنیروهای خارجی درشرایط فعلی افغانستان را ترک کنند وضعیت بدتر ازسالهای 2000 میلادی یعنی قبل ازآمدن این نیروها به افغانستان خواهد شد.

فوسکینی میگوید :جنگ رواج مردم افغانستان نیست واین مردم بیچاره جنگ هم نمیخواهند اما بدلیل مشکلات اقتصادی وعوامل دیگر جنگ بالایشان تحمیل شده است.

باید گفت که این اولین مورد کشته شدن نیروهای خارجی مبنی بربی احترامی  دربرابرمذهب ،سنت ،فرهنگ ،وکلتور

مردم افغانستان نیست درآغازین ماه های سال 1390 خورشیدی درمیدان هوای کابل هشت تن ازنیروهای بین المللی زمانیکه به یک صاحب منصب قوای هوای فحش گفتند ازسوی همان پیلوت باتجربه کشته شدندقبلاً هم دربعضی ازقرارگاه های مشترک افغانها با نیروهای خارجی دراثرچنین موضوعات نیروهای خارجی کشته شده اند

 

فهیم "فطرت"

پنجشیر

[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 10:46 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

اين مقاله، پيشتر و بعد از به شهادت رسيدن فرمانده مولانا عبدالرحمن سيدخيلي، در روزنامه ماندگار به نشر رسيده بود كه اينك به بهانه‌ي به شهادت رسيدن جنرال داوود داوود، يكي ديگر از فرماندهان دلير و سنگردار جهاد و مقاومت و يكي از ياران قهرمان ملي كشور، بار ديگر به نشر مي‌رسد.

جهاد و مقاومت ملی مردم افغانستان که در دهه‌های پایانی قرن بیستم جهان را شگفت‌زده کرد، شکوهی از برحق ترین و بزرگترین قیام‌هایی را به نمایش می‌گذارد که تاریخ بشر به خاطر دارد.

مبارزه‌یی که نه تنها مهاجمان بیرونی را به نیستی کشاند که باعث شد تا استبداد نهفته در تاریخ ما که با نادانی‌ها و غرض ورزیها و جفاها به آرمانها و میثاقهای ملی شکل گرفته بود، جایش را به یک خواست عمومی و فراگیر بدهد؛

خواستی که در آن مردم ما به امنیت، نشاط سیاسی و شگوفائی فرهنگی و رشد اقتصادی دلبسته اند و امیدوار به فردایی شدند که با رهائی از مناسبات و تعلقات قومی و گروهی و زبانی و تمام رویکردهای فرساینده، دستیابی به افق گسترده و روشنی را در آینده نزدیک ترسیم می‌کرد.

اگر افغانستان دو میلیون شهید داد و هزاران قربانی و بی خانمانی و ویرانی را متحمل شد، در عوض توانست سرافرازی و عزت و افتخار و شکوه و شرافت و اعتبار بی بدیل مردمانش را در دنیا به اثبات برساند؛ و این دست آورد کمی نیست.

جهادگران راستین و مقاومت‌گران فداکاری که در امر حصول این ارزشهای سترگ و مقدس با همه‌ی هستی خود مقاومت و ایستاده گی نمودند، صاحبان واقعی این خاک و وارثین راستین این افتخارات اند. برای آنانیکه دیگر در بین ما نیستند و نام شان جاودانه است، درود و دعا می‌فرستیم و به آنانیکه هنوز موهبت حضور شان به هستی مان قدرت میدهد، سلامتی و سربلندی آرزو می‌کنیم.

بيش از سه دهه مي‌شود كه واژه‌ی مجاهد در فرهنگ سياسی افغانستان جایگاه خاصی یافته است. هرچند که تحمل چنبن واژه‌یی به مذاق برخی‌ها خوش نمی‌آید و به رغم طرح‌ها و تلاش‌هاي مكرر و توطئه‌گونه‌ی حكومت و همدستان‌شان در جهت بدنام‌سازي و از بين بردن آنچه به‌نام مجاهد، جهاد و مقاومت بوده است، هنوز هم اين نام، زيب و زينت و افتخار خانه - خانه‌ي ملت افغانستان می‌باشد.

حكومت و حلقات خاص طي يك دهه از هيچ تلاشي زير نام پروژه‌هاي سياسي، جنايتكاران جنگي، ناقضين حقوق بشر، جنگ‌سالار و حتا بدتر از طالبان، در جهت انديشه‌ي مجاهد زدایي و مقاومت زدایي دريغ نورزيدند تا با بازی گرفتن این ارزش ها، نام مقدس آزادی را که با نام مجاهدين و مقاومتگران آراسته شده و پيوند عميق دارد، از آن بزدایند.

اين در حاليست كه اگر حكومت ده درصد اين‌همه انرژي و صحنه‌سازي‌ها و سناريو پردازی‌ها را در جهت خدمت به مردم و مملكت تخصيص مي‌داد و به مصرف مي‌رساند، امروز به یقین مردم ما شاهد وضعيت مساعد تری به تمام لحاظ می بودند.

تأمل بايد کرد كه تقرر و توظيف بزرگان تنظيم‌ها در حلقات دولتي، با سرنوشت عامه‌ی مجاهدين نبايد دچار مغالطه شود؛ زیرا مجاهد مجاهد است. همه‌ی بزرگان تنظيم‌ها و رهبران جهادي حتا از بزرگداشت هشتم ثور، روز مجاهدين و روز نجات ملي با همه‌ي ساز و برگ دولتي، ناتوان گرديده‌اند و این آیا چیزی فرا تر از تعجب نمی طلبد؟.

هشتم ثور؛ روزي كه با ايثار خون ملت افغانستان به‌بار نشست و همه‌ی محصول آن به اين بزرگان تحویل داده شد، تا از آن حراست و حفاظت نمايند.

هشتم ثور؛ روزي كه همه رهبران مجاهدين در سهيم بودن خويش به آن روز افتخارآفرين ادعای پيشدستي در خدمتگذاری و مسووليت پذیری میکردند؛ اما امروز حتا در ارگ دولتي نيز يادي از شهدا و دعا و درودي نيست و روحيه‌ی جمعي يك ملت مجاهد بي‌پاسخ باقي مي‌ماند.

ستون پنجم و واقعیت‌هاي تلخ توطئه و ايجاد ستون پنجم بيشتر عليه مجاهدين و مقاومتگران و علم‌برداران راستين ديدگاه‌هاي آنان، در ادامه‌ی همان پاليسي‌هاي مجاهد زداي حكومت و حلقات خاصي راه‌اندازي مي‌گردد؛ اما اين بار راهکار دیگری در صدر بر نامه‌ها قرار دارد.

شهادت مولانا سيد خيلي، شهادت انجنير عمر، شهادت ملك زرين، شهادت خان‌محمد خان و همين ديروز شهادت يار رشيد ديگر مقاومت، جنرال داوود داوود و ده‌ها فرمانده بي‌بديل جهاد و مقاومت ملي افغانستان، به نحوی مي‌رسانند كه دست‌ها و حلقاتی با هم طرح مشترك ريخته‌اند تا پيش‌گامان و نگهبانان اصيل جهاد و مقاومت را از ميان بردارند.

در امتداد همان سياست‌هاي بحران آفرین و موازي با آن، حكومت همچنان در پالیسي‌هاي دلجويی و حمايت از طالبان، در سطح ملي و بين‌اللملي، به شدت و سعت فعال گرديده است.

موضع‌گيري‌هاي تيم خاص آقای كرزي در قبال طالبان، ايجاد كميسيون‌هاي مختلف صلح با طالبان، گشايش دفتر سياسي در تركيه جهت به رسميت شناختن طالبان، مذاكرات پيدا و پنهان آقاي كرزي با حلقات پاكستان و لندن و رياض، آزادسازي طالبان از زندان‌ها و بالاخر راه‌اندازي كنفرانس بن دوم طي سال جاري احتمالاً به منظور دعوت طالبان به قدرت، و ده‌ها پاليسي دیگر حكومت باعث دو پيامد خطرناك گرديده است.

1- در عملی نمودن اين پاليسي، حكومت بيشترين تلاش را دارد تا با باج‌دهي به طالبان و به حاشیه راندن و تجريد و حذف هرچه بيشتر مجاهدين به خصوص در ميدان معركه‌ها و ذهينت‌ها با طالبان و حاميان‌شان همكاري نمايد تا ارتباط اعتماد آنان را با آنچه براي‌شان وعده سپاريده، جلب نمايد.

2- تأثيرات سياست دلجويی و حمايت و دفاع از طالبان توسط حكومت و حلقه‌ي خاص رييس‌جمهور، باعث بلند رفتن روحيه و اعتماد به نفس طالبان و در مقابل، سرخوردگي و دل‌زده‌گي، تردید و تضعيف روحيه‌ي پايین نيروهاي امنيتي را به دنبال داشته است و ايجاد اين حالت، سبب تأمین تماس های تعدادی از افسران جديدالتقرر و بي‌انگيزه‌ي نيروهاي امنيتي با طالبان شده و دامنه نفوذ این گروه را گسترش داده است.

گمان میرود كه دستان مرئي و نامرئي همكاري ميان عناصری در صفوف نيروهاي امنيتي و طالبان، هر روز بيشتر مي‌شود.

 

 

[ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 8:35 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
کیها در پی حذف سیدخیلی بودند ؟


پاسخ به این پرسش دردناک شاید برای بسیاری ها ساده جلوه کند،اما در حقیقت شهادت سیدخیلی نه یک حمله انتحاری بلکه یک ترور سیاسی شمرده میشود.
کندز یکی از ولایات مهم و باارزش هم از نقطه نظر جفرافیایی و هم از دید سیاسی و اتنیکی است که چشم های زیادی بر این خطه از گذشته ها تا امروز دوخته شده است.اگر یک نظر کوتاهی به ساختار جغرافیایی و اتنیکی کندز داشته باشیم درمیابیم که کندز ولایتی است در حوزه شمالشرق و مرکز این زون و در عین حال دارای یک سرحد مشترک با جمهوری تاجکستان و همسایگی با ولایات بلخ،بغلان،تخار و سمنگان،زراعت عمده ترین پیشه مردم این ولایت است و باشنده گان این ولایت را که حدود بیش از یک ملیون و دوصد هزار اند،اقلیت های قومی تشکیل میدهد.مردم بومی این ولایت را اکثراً غیر پشتون ها اندکه متاسفانه با فقدان رهبری و وحدت نظر مواجه اند.گرچند شماری از خانواده های پشتون که خدمات ارزنده یی را به مردم این ولایت انجام داده اند در این ولایت سکونت داشته اند اما بقیه خانواده های پشتون بر بنیاد راهبرد های فاشیستی و قبیله گرایانه محمد گل مومند به این منطقه کشانیده شده اند.

کندز درسالهای پسین یعنی پس از سقوط رژیم کمونیستی به میدان رقابت های چند جریان مبدل شد و به حدی در آتش قدرت طلبان سوخت که مرزا محمد ناصری معروف به مرزای ناصری هم که روزگاری پیشه گاو جلابی داشت با درجه تحصیلی (بی سواد) بر مسند فرماندهی پولیس این ولایت تکیه زد.روز گار تا بدانجا کشید که صف میان پشتون ها و غیر پشتون ها واضح و رهبران پشتون در این ولایت(عارف خان،مرزای ناصری،ارباب هاشم،غلام محمد و...) عملا در صف طالبان ایستاد و بر علیه دولت صف کشیدند و سرانجام رهبری غیر پشتون ها بدست میر علم معروف به آمر میرعلم،افتاد که با تاسف موصوف به دلیل فقر سواد و دانش،نتوانست این رهبری را حفظ کند.پس از فروپاشی طالبان،با آنکه مدتی عتیق الله بریالی و سپس جنرال محمد داوود داوود،در این خطه حضور داشتند و برای تحکم قدرت غیر پشتون ها کوشیدند، اما عملکرد های ناشیانه دولت برای تداوم کار آنها،مجال نداد تا ملیت های از هم پاشیده در یک محور گرد آیند.سرانجام پس از یک دوره کوتاه حکومت داری  بوسیله یک ازبک،کندز باردیگر در دام رهبری حلقات فاشیتی پشتون ها افتاد و انجنیر عمر بر مسند ولایت کندز تکیه زد هرچه دلش خواست انجام داد تا آنکه مرگ به سراغش آمد و تنش را در بستر خاک کشانید.
اصل بحث در هیمجاست.توجه کنید که در همین دوره حکومت داری انجنیر عمر،به ترغیب وی،شماری از اقوام پشتون به صف طالبان کشانیده میشود و برای شمار دیگری هم زمینه های مبارزه در درون ادارات را مساعد میسازد تا بدانجا که اکثریت کرسی های دولتی را در اختیار قوم خودش میگزارد و دیگران را با بهانه های گوناگون میراند و اگر کسی چون پروفیسور دکتر عزیزالله صفر رئیس صحت عامه کندز،تاب مقاومت می آورد،او را سر به نیست میکند.تابعیت از خود را به حدی ترویج میدهد که در هنگام مرگش جز شادی در لبان مردم کندز،چیز دیگری مشاهده نمیشد.آنچه وی خودش پرورش داد و سرانجام دامنگیر خودش شد،همان طالبانی بود که حتی بر برادر انجنیر عمر هم رحم نکردند.با وجود آنکه انجنیر عمر در مقام ولایت،تکیه زده بود،اما هر روزه شهر در آتش وحشت و بی بند وباری میسوخت هرگوشه شهر به یک ماتم کده یی شبیه بود که حضور آدم را نمی پذیرفت.هر آن تصور هجوم طالبان وجود داشت و مردم لحظه شماری میکردند که چه زمانی ازین بلای بزرگ نجات خواهند یافت.لازم به ذکر است که در کنار آقای عمر چند طراح اصلی تقویت طالبان چون (حاجی امان وطمانزی،معلم اکبرکنمی،معلم طارق باجوری،عبدالکریم وحدت معاون تدریسی ریاست معارف،حاجی عمر زاخیل نماینده پیشین مردم کندز در ولسی جرگه،فضل الرحمن شینواری رئیس مخابرات،عبدالشکور دوست رئیس اطلاعات و فرهنگ کندز،معین مرستیال نماینده پیشین مردم کندز در ولسی جرگه،روح الامین والی فراه "عضو آی اس آی پاکستان و از ناقلین پشتون در کندز و برادر انجنیر کمال نماینده فعلی مجلس" ،انجنیر حمید الله رئیس برق کندز،عبدالرحمن آقتاش آمر امنیت قومندانی امینه کندز،محمد اسمعیل مسول رئیس دفتر مقام ولایت کندز،قومندان غلام محمد فرهاد شهر دار کندز،عبدالکریم اطرافی معاون اول ریاست امنیت ملی کندز و...) در تجهیز طالبان و تقویت اندیشه طالبانی به زعم حکمرانی بالای مردم کندز،بصورت علنی و شفاف کار میکردند که همین حاجی امان وطمانزی با خریداری ده ها عراده موتر سایکل و ارسال آن همراه با مواد خوراکی به طالبان از آنها اعلان حمایت کرد که امروز عضویت شورای عالی صلح را بدست آورد.شواهد موثقی وجود دارد که آقای وطمنازی در بسیاری از حملات انتحاری و کشتار افراد سرشناس در کندز نقش سازنده یی داشته است.وی یکی از رهبران جدی و پرکار تقویت طالبانی در این ولایت شمرده میشود.در حالیکه رهبری پولیس کندز بدست یک فرد ضعیف سپرده شده بود با تقرر جنرال محمد داوود در پست فرماندهی پولیس 303 پامیر،توجه به بهبود امنیت در شمال و شمالشرق بویژه در ولایت کندز بیشتر گردید و در این میان بخت با مردم کندز همراهی کرد و جنرال سیدخیلی به عنوان فرمانده پولیس کندز مقرر شد.هنوز دو سه روزی به برگزاری انتخابات مجلس نماینده گان مانده بود که اقای سید خیلی بر مسند فرماندهی پولیس تکیه زد و چه مردانه در کار هایش موفق وموید شد. تلاش مجدانه او برای بازگردانی امنیت در این ولایت جنگ زده هر باشنده این دیار را به تحسین وا داشت تا بدانجا که وی در اوقات فراغت با پاک کاری شهر،بیکاره گی شهر دار کندز را هم به نمایش گذاشت.او در مدت کوتاهی با راه اندازی عملیات های پی درپی،کندز را از وجود طالبان پاک سازی و برای مردم روحیه زیست در این شهر را مساعد ساخت.او در حالی به عنوان فرمانده پولیس در این ولایت مقرر شد که حتی در 3 کیلومتری این شهر نیز سنگر نبرد طالبان وجود داشت،اما در حالی جهان فانی را ترک گفت که حتی قریه یی هم در این ولایت شاهد حضور طالبان نبود.همین امر او را به یک قهرمان دلیر مبدل کرد و مهرش را در دل هر فرد این ولا پاشید.او تا بدانجا کوشید که شهر کندز نتنها از لحاظ امنیتی که از لحاظ پاکی و صفایی نیز بی بدیل حساب شود،اما چشمان حسود تمامیت خواهان قومی و فاشیست های قبیله گرا نگذاشت تا این رویا به اتمام برسد.وقتی فریاد مولانا در گلویش خفه شد صد ها هزار فریاد دیگر برخواست و هر گوچه و کوی کندز با بر افراشتن بیرق های سیاه غم و اندوه نبود مولانا را به تحزن نشستند.
اینکه مولانا چگونه به شهادت رسید تنها یک انتحار نبود بلکه تلاشهای جدی برای از میان برداشن وی جریان داشت.آنگاه که وی تلاش نمود تا طالبان را ازین ولایت براند،جمعی از حامیان طالبان (حاجی امان وطمانزی،معلم اکبرکنمی،معلم طارق باجوری،عبدالکریم وحدت معاون تدریسی ریاست معارف،حاجی عمر زاخیل نماینده پیشین مردم کندز در ولسی جرگه،فضل الرحمن شینواری رئیس مخابرات،عبدالشکور دوست رئیس اطلاعات و فرهنگ کندز،معین مرستیال نماینده پیشین مردم کندز در ولسی جرگه،روح الامین والی فراه "عضو آی اس آی پاکستان و از ناقلین پشتون در کندز و برادر انجنیر کمال نماینده فعلی مجلس" ،انجنیر حمید الله رئیس برق کندز،عبدالرحمن آقتاش آمر امنیت قومندانی امینه کندز،محمد اسمعیل مسول رئیس دفتر مقام ولایت کندز،قومندان غلام محمد فرهاد شهر دار کندز،عبدالکریم اطرافی معاون اول ریاست امنیت ملی کندز و...) با رسیدن به قصر ریاست جمهوری هر آنچه در دل و ذهن داشتند بیرون کشیدند و در حق مولانای سیدخیلی گفتند.آنان با به زمین زدن کلاه شان نزد اقای کرزی،به او میگویند کسی را به کندز فرستاده یی که دشمن پشتون هاست و هیچ پشتونی را نمیگزارد که در قریه و قشلاق این ولایت حضور داشته باشد.شمله پشتون ها را به زمین زدی (خطاب به کرزی) ! کرزی نیز از ایشان میخواهد هرچه میتوانید انجام بدهید.
خوب اگر سیدخیلی دشمن پشتون بود چرا معاون تام الاختیار وی (عبدالرحمن آقتاش) که یک فاشیست پشتون است،در هر تصمیم گیری با وی شریک بود؟ مسلما که چنین نبوده است و همه تلاش ها در این محور میچرخد که چرا یک غیر پشتون با قدرت و درایت خوب در راس یک کرسی این ولایت قرار گرفته است.اگر آقای سیدخیلی دشمن پشتون میبود باید در قدم نخست همین امان وطمانزی را به گودال نیستی میفرستاد تا مردم این ولایت از شر اربابی وی رهایی میافتند.
جریان شهادت مولانای سیدخیلی و محل آن نیز از دیگر مواردی است که میتواند شبهات زیادی را به همراه داشته باشد.وقتی مولانا به عزم پاک کاری شهر از مسیری که حرکت میکند،این مسیر تنها نزد کسانی مشخصی است که در همان کاروان موتر ها با مولانا حضور داشتند و آنها شامل (عبدالرحمن اقتاش آمر امنیت،کبیر خان آمر هم آهنگی فرماندهی پولیس و شماری از محافظان )،به گفته آقای آقتاش هنگام حمله انتحاری بالای مولانا،او درفاصله 30 متری مولانا قرار داشته و عریضه یی را حکم می نوشته است.پرسش همینجاست که در ساعت 8 شب این عریضه چقدر مهم بوده است که باید به او حکم می نوشتند و در ثانی وی چرا از مولانا 30 متر فاصله گرفته است.دقیقا که وی ازین ماجرای هولناک آگاهی داشته است ورنه هر روز در تلویزیون محلی حضور وی درکنار مولانا حتمی بود و کبیر خان هم در این رویداد به شهادت رسیده است.نکته دوم محل رویداد است که دقیقا در همین محل خانه هایی از بزرگان قومی پشتون ها قرار دارد (حاجی میری ناصری ،قومندان علی محمد و شینواری ها) سه تن از فعالین افغان ملت در همین منطقه (عبدالکریم وحدت معاون تدریسی ریاست معارف،شینواری رئیس مخابرات و قومندان علی )،سکونت دارند که قبلا نیز دفتر USAID در همین منطقه بوسیله چند تروریست مورد هدف قرار گرفته بود.اینها همه شواهد موثقی است که نیاز به تجسس و بازنگری خوب و دلسوزانه دارد و میتواند در امر دستگیری عاملین شهادت مولانای سیدخیلی کمک بسنده کند.
حرف آخر : با انکه امروز همه دانسته اند که در پی شهادت مولانا چه دستهایی در کار بوده است اما وجود شواهد و مدارک میتواند ما را در این راه بیشتر یاری بدهد.باور بسیاری ها همین است که هرگاه هسته های فاشیستی که در راس قدرت در کندز قرار گرفته و محور جدالها شده اند،از هم پاشیده نشود،راهی برای نجات کندز ازین معضل به چشم نمیخورد.همین هسته هر روز با زندگی مردم بازی میکنند و محور تک قدرتی را در چنگال گرفته اند.تنها مولانا قربانی این راه نبود که دیگران نیز در دید خصم این گروه قرار دارند.توقع میرود بزودی رهبران سیاسی ما متوجه این مشکل بزرگ شده و راه حل آنرا دریابند.

[ یکشنبه هشتم خرداد 1390 ] [ 10:15 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

هواپیمای حامل اوباما در یک پرواز شبانه و کاملا مخفیانه و سری شامگاه دیروز از واشنگتن به پایگاه هوای بگرام رسید و برای ساعاتی اوباما در خاک افغانستان بصورت شبانه و اعلام نشده حضور یافت. او در سخنرانی در جمع چهار هزار سرباز آمریکایی در این پایگاه گفت: آمریکا به هیچ عنوان اجازه نخواهدداد افغانستان دوباره بهشت امن تروریستان شود این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد و سفر من برای قدردانی و تشکر از زحمات شما سربازان آمریکا است. او در سخنانش پذیرفت که بخش های از خاک افغانستان در دست مخالفان است ولی گفت ما نمی گذاریم حملات یازده سپتامبر دوباره تکرار شود و تروریست ها بتوانند از خاک افغانستان این حملات را سازماندهی نمایند. او گفت چهل هزار سرباز جدید که پارسال وعده داده بودم الان در کنار شما است و ما باید فضای امن و زندگی ارامی را برای خود و مردم افغانستان فراهم نماییم.

چند نکته:

1-      واقعا پس از ده سال مبارزه و حضور با کر و فر آمریکایی ها و سربازان ناتو و ائتلاف چرا باید اکنون اوباما بپذیرد که بخش های ازخاک افغانستان در اختیار مخالفان است؟

2-      چرا اوباما در یک اقدام کاملاتوهین آمیز با رئیس جمهور افغانستان نه تنها دیدن نکرد که زحمت سفر به ارگ را به خود نداده و از میدان هوایی بگرام با کرزی فقط یک تماس تلفنی برقرار نمود!!

3-      آیا سی ملیون شهروند افغانستان به اندازه چند هزار سرباز آمریکایی ارزش نداشت که اوباما برای احترام به این مردم به کابل می رفت و با دولت منتخب این مردم که نماینده آنها است دیدار می کرد؟

4-      اصولا چرا باید هر از چند گاهی پس از نه سال استقرار دولت و نظام جدید در کشور رهبران غربی به صورت سر زده و با زیر شلواری به افغانستان سفر کرده و هرجای این کشور که می خواهند می روند! کرزی خان هم به دنبال آنان گاهی به هلمند و گاهی به قندهار و اکنون اگر خبر می داشت و مجال می یافت حتما به بگرام برای دست بوسی می رفت!.

5-      حضور سربازان غربی در این نه سال چه گلی به سرمردم افغانستان کرده است که اوباما شعار می دهد ما زندگی امن و آرامی را برای مردم افغانستان فراهم می کنیم و عزت و ابروی آنان را حفظ می کنیم؟ مگر غیر از کشتار و فاجعه و جنگ و گدایی چیزی دیگری هم در این سالها در افغانستان دیده ایم که با حضور این چهل هزار سرباز جدید اتفاق بیافتد؟

6-      سفر شبانه و مخفیانه به افغانستان حاکی از اقتدار مخالفان مسلح دولت و نیروهای آمریکایی در افغانستان نیست؟ اگر هست این اقتدار از کجا ناشی می شود و چرا باید بعد از ده سال اوباما چنین ذلیلانه از افغانستان آن هم به صورت مخفیانه دیدار کند؟ اوباما از کی مخفی می شود؟ از دولت، مردم، یا مخالفان؟ 

۷-   هزاران کشته و ملیار دها دلار پول و این همه سال حضور در افغانستان برای چه بوده است که اکنون عالی ترین مقام امریکایی از افغانستان شبانه و مخفیانه دیدار می کند؟ آیا جنگ و مبارزه ی در کار نبوده و نیست و مردم افغانستان فقط به بازی گرفته شده است؟ یا اینکه آمریکا توان برخورد با بنیاد گرایی اسلامی را ندارد و این بنیاد گرایی خود غرب را بی بنیاد ساخته است؟؟

[ دوشنبه پانزدهم آذر 1389 ] [ 11:56 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
134 کیلوگرام چرس ازسوی نیروهای امنیتی درولایت پروان کشف وضبط گردید.

شیرزی اسلامیارمسئول مطبوعاتی قوماندانی امنیه ولایت پروان به آژانس روزگفت،این مقدارچرس شب گذشته ازداخل یک موتر مسافربری به دست امده است.

وی افزود،این مقدارچرس از یک عراده موتر303 مسافربری که ازولایت تخاربه کابل می آمد درمنطقه شکارگاه این ولایت از سوی پولیس شناسایی وکشف گردیده است .

به گفته وی ،درپیوند با این قضیه یک باشنده ولسوالی گلدره ولایت کابل دستگیرشده است .

گفتنی است که طی سال جاری 21 واقعه قاچاق مواد مخدردرولایت پروان کشف وضبط گردیده است که درپیوند بااین قضایا 24 نفردستگیر و6 عراده موتربدست نیرو های پولیس افتاده است.

به گفته مقامات محلی در ولایت پروان ؛ متهمان جهت پیگیری به مراجع عدلی و قضایی معرفی و فرستاده شده اند.
مسوولان مبارزه با مواد مخدر در ولایت پروان میگویند که ازآغازسال جاری تاکنون 548 کیلو گرام چرس وتریاک در این ولایت کشف شده است.

بر بنیاد یک خبر دیگر به نقل از همین منبع از فیر یک راکت بالای میدان هوایی بگرام جلوگیری شده است.

مسئول مطبوعاتی قوماندانی امنیه ولایت پروان میگوید که پولیس ؛ امروزیک راکت را که آماده پرتاب بالای میدان هوایی بگرام بود کشف و خنثی نمودند.
وی ؛ در خصوص ساحه مشخص این راکت چیزی نگفت اما جابجایی این راکت را به مخالفان مسلح دولت نسبت داد.

به گفته وی درپیوند با این قضیه فرد ویا گروهی بازداشت نشده است.

قابل ذکراست که دوهفته پیش چند فیرراکت به داخل میدان هوایی بگرام ازسوی مخالفان دولت پرتاب شد که تلفاتی به دنبال نداشت.

 

[ چهارشنبه دهم آذر 1389 ] [ 12:1 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

عبدالحی شبگیر – ژنیو -

به مناسبت سالگرد شهادت جانگداز شهید اعظم راه آزادی احمد شاه مسعود رحمت الله علیه
نیمه شب غم داشت برجانم هجوم
باز کردم دفتر مولای  روم
گفتم ای دستم بدامانت بگو
جان غمگینم به قربانت بگو
درد جانسوزی به جانم تاخته
صبرو طاقت را زپا انداخته
گشته ام بردست وپای خود گران
نی زمین جایم دهد نی آسمان
زندگی همچون قفس بردیده ام
نا شکیبا خاطر رنجیده ام
دربرویم حرف و معنی بسته است
شیشه ی امید من بشکسته است
هوشم از سر تابم ازدل برده است
از کف امید حاصل برده است
لنگر غم از توانم کاسته
از لبم ذوق سخن برخاسته
لب فرو بستم زهرگونه سخن
مهر خاموشی نهادم بردهن
گل به پیش چشم من همچون گِل است
نغمه ی بلبل مرا بار دل است
چرخ دون پرور ستم بنیاد کرد
فتنه آورد و بلا ایجاد کرد
برد از ما یک جهان امید را
گوهر سرمایه ی جاوید را
برد چیزی را که بی مانند بود
ملتی را بهترین فرزند بود
غازی ِ سرلشکرِ روز جهاد
داعی صلح و سلام و اتحاد
آرزوی مرد و زن دیدار او
برگزیده راه او رفتار او
عزم جزمش ضامن صلح وثبات
رسم و راهش جستن راه نجات
در شجاعت بی نظیر روزگار
در ده ها اعجوبه ی لیل و نهار
شفقت و لطف و مدارا پیشه اش
وسعت آباد خدا اندیشه اش
درنگاهش راز ایمان قوی
درضمیرش آفتاب معنوی
طی نموده روزهای آزمون
جنگ آزادی و توفان های خون
علم و فهم واهلیت پیرایه اش
عهد وایمان و وفا سرمایه اش
درپیامش معنی انسانیت
درکلامش جوهر حقانیت
با تواضع با توکل با خدا
بی خصومت، بی کدورت، بی ریا
سربه بکف بگرفته روز آزمون
بارها بگذشته از دریای خون
فطرتش با بردگی نا سازگار
بندگی اندر جبینش آشکار
ترجمان ِ صورت و معنای او
سجده ی او ربی الاعلای او
وصف اورا هرچه گویم بیش بود
خلق پیوند و خدا اندیش بود
مدح او از فهم بالا تر است
وصف او را شاًن او گویا تراست
در مصالح پیشتاز وبی رقیب
درشدائد مظهر صبر وشکیب
وحدت کل جوهر آیینه اش
صدق واخلاص وصفا درسینه اش
نورحق برآب و خاکش تافته
حریت با تار و پودش بافته
درحوادث همچو کوهی استوار
ایستاده با وقار وپایدار
درنشیب و در فراز زندگی
گوهرش ثابت به یک تابندگی
مردِ عهدو مردِ صدق و مردِ کار
مردِ میدان مردِ آزادی شعار
دیده ی بینا، دماغ عبقری
عزم فولادین وعشق وحیدری
بود ذکرو فکر آن میهن نثار
آیتی از رحمت پروردگار
جایگاهش دردل برناو پیر
یادگارش درزمانه چشم گیر
درقبال تلخ و شیرین امور
بردبار و با مدارا با صبور
در ره ی حق جان فشانی پیشه اش
حریت برتارکِ اندیشه اش
تابش شمشیر آن روشن ضمیر
همچو خورشید فلک آفاق گیر
نرم کرده پنجه ها با مشکلات
درهجوم بی امان حادثات
پیش کس دستِ نیاز خود نبرد
آب خودرا ازدم شمشیر خورد
عرصه های جنگ را فتح کبیر
آسمان صلح را بدر منیر
ثور رستاخیز درتکبیر او
آیت فتح مبین شمشیر او
عمر خودرا کرد وقف خدمتی
خون خودرا کرد نذر ملتی
هست نامش تا بروز رستخیز
برزبان ها نقش و بردل ها عزیز
دل بیادش غوطه درخون میزند
موج اشک از دیده بیرون میزند
بسکه این تب استخوان سوز آمده
ناله هایم آتش اندوز آمده
از جهان تا آن نکو فرجام رفت
ماتمی برما درِایام رفت
داد از کف اینچنین فرزند را
اینچنین فرزند بی مانند را
افتخار جنگ آزادی از اوست
شوکت اورنگ آزادی از اوست
دشمن از پیکار او لرزه به تن
هیبتش روز هجا سنگرشکن
خطِ آزادی به خون خود نوشت
این امانت را برای ما بهشت
ای بیادت دیده ها گریان شده
وی زداغت سینه ها بریان شده
زیب تاریخ وطن نام تو است
روح استقلال پیغام تواست
ای شجاعت را بنامت افتخار
وی صداقت را زحرفت اعتبار
وصف تو ای سرور خونین کفن
می نگنجد درحدود فهم من
ای قلم درمدح تو کوته زبان
ای سخن دروصف تو قاصر بیان
درکتاب سرگذشت زندگی
شد رقم نام تو با پایندگی
هست باقی فکر دوران ساز تو
لابلای قرنها آواز تو
کوهسار و دره و دشت و دمن
روستا و شهر و بازار وطن
از تودارد قصه ها، افسانه ها
منظر آباده ها، ویرانه ها
دین ملت بود آزادی خاک
کردی آنرا با دم شمشیر پاک
چون بیاد آرم همه آثار تو؟
چون شمارم خدمت بسیار تو؟
پاسدار دین و ناموس شرف
رهگشای ِ دانش وعلم و هدف
مزدِ شمشیر تو استقلال ما
شوکت فردا و فخر حال ما
برتو بادا ای روح آزادی درود
بی حساب و بیکران و بی حدود
جای تو درخانه ی دلها بود
یاد ِ تو گرمی محفل ها بود
مادر گیتی نزاد همتای تو
قرنها خالی بماند جای تو
خوش ببال و خوش ببال ای روزگار
همچو فرزندی گرفتی درکنار
نردِ جان با عشق جانان باخته
 بافضای ِ خون و آتش ساخته
سرسپردن عشق را آیین بود
عاشقان را کیش و مذهب این بود
عاشقان را عشق می بخشد نصیب
آتش و قربانی و دارو صلیب
ایستادن در ته ی باران بم
سرنکردن نزد غیر الله خم
درمیان آتش و خون زیستن
همچو سدی استواری ایستن
پیش جانان چیست عاشق را هدف
عشق بردل، جان برلب، سربه کف
مژده ی دیدار و قرب لا مکان
خوش به حال ِ عاشقان ای عاشقان
تا به وی پیغام حق را پیک گفت
دعوت دیدار را لبیک گفت
روح قدسی سوی حق پرواز کرد
خون پاکش بر زمین اعجاز کرد
شاهد مقصود در آغوش رفت
ازجهان با پیکر خونپوش رفت
همچو دل دربر عزیز خاکیان
میهمان منزل ِ افلاکیان
ای شکوه ی جاودانی الوداع
ای نمود ی زندگانی الوداع
دل دراین گرداب غم افتاده بود
طاقت وآرام از کف داده بود
هرنفس گرم ِ فغان خویش بود
اشک غرق خون و سینه ریش بود
آه بر لب لرزه برتن داشتم
اشک شبگیری بدامن داشتم
درد می پیچید بر اعضای من
رعشه می آمد به دست و پای من
پیر رومی عارف گردون قباب
آسمان عشق را چون آفتاب
این اشارت از کتابش یافتم
جانب معنای آن بشتافتم
گفت ای بزدل ندانی چیست مرگ
عاشقان را نیست خوف و نیست مرگ
عشق را انداز وتمکین دیگراست
عاشقانرا رسم و آیین دیگر است
عاشقی کو سر دراین ره باخته
 خویشتن را جاودانی ساخته
ای خوش آن عمریکه صرف عشق شد
داستانش صوت وحرف ِ عشق شد
خط و خال شاهد مقصود را
عشق خون ریزد رگ ِ مسعود را
بنده ی حق محو عشق ذو الجلال
دروجودش هم جمال و هم کمال
زندگی سر منزل آرام نیست
جایگاه عیش بام و شام نیست
هرچه می بینی دراین دیر خراب
سوی اصل خویشتن دارد شتاب
آمد و رفت نفس بانگ رحیل
مهر و ماه و مشتری ابن السبیل
هرچه را بینی همه جویان اوست
ذره تا خورشید سرگردان اوست
« ازدل هرذره می آی?رون
نغمه ی انا الیه راجعون»

 

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 20:8 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
استاد سياف
رهبر اتحاد اسلامي افغانستان

"من موسفيد 57 ساله هستم و در کودکي پدرم را از دست داده ام، در حالي که ديگران از مرگ پدر يتيم مي شوند من از مرگ مسعود يتيم شده ام  ".
"همه مردمي كه تخصص جنگي دارند به ابتكارات وي قانع و قايل بودند. لكن شهامت وي را ببينيد، دينداري وي را ببينيدكه يك روز هم موفقيت هاي خود را وكار نامه هاي خود را‌ به خود منسوب نساخته بود. اگر برادران به ياد داشته باشند، ‌هميشه كه يك موفقيت به دست مي آمد،‌ يك كار خوب انجام مي شد مي گفت كه لطف پروردگار است، همين را هم به خدا منسوب مي كرد به خود منسوب نمي كرد. من يك روز هم از زبان ايشان نشنيده ام كه گفته باشد ما اينطور كرديم. يك روز هم از زبان ايشان نشنيده ام كه گفته باشد من فلان جا را فتح كردم، هميشه مي گفت كه به لطف پروردگار اين كار اينطور شد، به لطف پروردگار ما توانستيم اين كار  را بكنيم. كه اين دلالت بر ايمانداري وي مي كرد، دلالت به شهامت وي مي كرد. گپ ديگري كه بسيار مختصر بايد بگويم اينست كه ممكن مردم در مورد انجنير مسعود، ‌گپهاي مختلف زده باشند، دوست و دشمن صحبت كرده باشد، لكن چيزي كه قابل فهم است در مورد انجنير مسعود – خداوند غرق رحمتش كند- [اين است که] او آدم مؤمن، مجاهد، خدا ترس،‌ پرهيزگار و با تقوا بود و براي قيام يك نظام راشد اسلامي كار مي كرد. اين را كه مردم امروز هر تعبيري كه مي كنند، بكنند. من او را مي شناختم. گفتم كه مرد مجاهد ومؤمن بود و براي قيام يك نظام اسلامي كارمي كرد.  خدا شاهد است كه من اين را از دهانش چندين با رشنيده ام، و درعملكردش همين مطلب را مشاهده مي كردم كه او براي قيام يك نظام راشد اسلامي كار مي كرد و امروز هم من اين را چند جاي تكرار كردم و باز هم تكرار مي كنم، اگر خواسته باشيم كه گرامي داشت نام وي را بكنيم، اگر خواسته باشيم قدر و عزت خون وي را كه در اين راه ريخته است،‌ داشته باشيم، بايد در مورد اقامه‌ي نظام راشد اسلامي فروگذاشت نكنيم. روح اين ملت در همين گپ فشرده شده و تاريخ اين ملت در گرو  اسلام و در گرو جهاد است ".

[ سه شنبه دوم آذر 1389 ] [ 19:55 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

تنهايي

گريبان گير جان خويشم از بسيار تنهايي
سرم ميريزد امشب از دروديوار تنهايي

دلي كه داشتم ديوانه گيهايش زپا افگند
سري تا مي بر آرم ميدهد آزار تنهايي

خموشيهاي من در پرده هايش رنگ ميگردد
چه ساز روشني دارد به چشم يار تنهايي

به هر جمعي كه آواز محبت ميشود بالا
خيالي را به خونم ميكند بيدار تنهايي

صداي آ شنا  ره ميكشايد از درون اما
گلو ميگيرد م اندوه دريا بار تنهايي

هميشه چشم من ازهمسرايان دستياري بود
ولي اينك رفيق  راه غربتسار تنهايي

كابل

[ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ] [ 21:24 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
 

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

در يكي از هوتل هاي شهر كابل محفل بخاطر پشتي باني از كانديداتوري احمد سعيدي تحليل گر مسايل سياسي از طرف يك عده از حقوق دانان آگاهان سياسي و محصلين بر گزار شده بود در اين محفل آقاي سعيدي سخنراني مفصل داشت كه فشرده آن قرار ذيل است


برادران ومهمان گرامی حاميان و ره روان حق و عدالت سلام.
محفل امروزی بمناسبت ارزش انتخاب وانتخابات در یک کشور بر گزار شده.ما هم که در آستانۀ بر گزاری انتخابات قرار داریم می زیبد تا پیرامون نیاز ها واقعیت ها وپیامد های انتخابات ونتائج آن مفصلا تحلیل وارزیابی خودرا داشته باشیم.
 دوستان گرامی! پیامد انتخابات پارلمانی تولد وایجاد ساختار نهاد قانون گزار در کشور است نهادیکه نظم در زندگی فرد وجامعه را تنظیم وتضمین میکند لذا ما ارزش انتخابات را از ارزش قانون در می یابیم.یک جامعه دموکرات ومتکی بر آرائی مردم با قانون پذیری زندگی را پیریزی میکند، زندگی ایکه مصئونیت ملی وعدالت اجتماعی یکی از جلوۀ روشن آن است.لذا ما باید ارزش انتخابات که زاینده ومادر قانون وحافظ حیات اجتماعی است را به ارزش حفظ نظام زندگی واداره جهان هستی در عالم تشریع وقرار داد های اجتماعی به سنجش بگیریم.
پارلمان شالودۀه وتهداب نهاد قانون را در بستر ملت و دولت اساس گذاری میکند یعنی فرایند دولت سازی و ملت سازی از اولویت های کاری پارلمان کشور است.نه تنها قانون گزاری که نظارت وحمایت از کارکرد های قانونی حکومت بر بیناد مشروعیت قانونی از مسئولیت های کاری پارلمان بحساب میرود ما باید حدود ومرز های کوچک را از میان بر داریم تا قدم بر گسترۀ وسیع دولت وملت بگذاریم. همان است هر عضو ویا در مجموع پارلمان من حیث یک شخصیت ویا نهاد حقوقی باید بر سه اصل اساسی، تعامل وهم پذیری، شایسته سالاری و مشارکت پذیری نقش برازندۀ داشته باشد تا ملتی متکی بر قانون وخارج از دغدغه های کوچک وبی ارزش قومی وسمتی را اساس گزاری نماید وبعد بخاطر دولت سازی گامهای را در سه عرصه ویا اصل مهم ؛ برابری بر مبنای حق شهروندی، انفکاک ساختاری و تخصص گرایی و بالاخره ارتقای ظرفیت نظام سیاسی متمرکز بر دارد. و در محور این ایده و اندیشه نظام سالم سیاسی را در کشور اساس گذاری کنیم.بلی این است که توجه به گزینش بهترین ها را در جهت ساختار اولویت ها وبهترین ها تأکید میکنیم.
 
چه جلوه های در پارلمان ارزش دارد؟ اول بخاطر با ارزش ساختن پارلمان باید نظام را پارلمانی سخت تا اثر پارلمان دران مشهود باشد وثانیا نقش أحزاب در پارلمان باید بر جسته گردد پارلمان غیر حزبی به مفهوم حاکمیت زور بر اندیشه وتفکر است وبه همین تر تیب نبود أحزاب جای را برای گروه های ما فیائی خالی مکیند. همان است که بر نقش أحزاب سیاسی در پارلمان تأکید داریم. بزرگتر نظام پارلمانی در شورای ملی تبارز ميکند بدين معنا که در نظام رياستی چون احزاب نقش کليدی ندارند افراد اند که در پارلمان بنام مردم وارد معامله ميشوند و در هر شرايطی موضع خودرا در بدل منافع شخصی تغییر ميدهند. درداخل حکومت متمرکز سیاسی عدۀ بخاطر داشتن روابط با مرکز قدر ت و حمايت از مواضع حکومت، مجرمين، مافيای مواد مخدر و قاچاق انسان و آثار عتيقه و جاسوسی مالک شرکت ها و ملياردها دالر شده و هر خيانت و اشتباه حکومت را توجيه کردند حالانکه در نظام پارلمانی احزاب، اهداف و برنامه ها هستند که در پارلمان رقابت ميکنند و طرف حکومت در پارلمان اشخاص نه بلکه احزابی اند که عليه اکثريت حاکم در پارلمان و حکومت ائتلاف کرده اند بنابرين قاعده حکومت نميتواند بر پارلمان از طريق تطميع افراد نفوذ يابد و هرگز کارتهای سرخ بعد از يک شب سبز نخواهند شد يا رئيس حکومت نميتواند مانند گذشته وزيری را که خلع صلاحيت شده ديگر حمايت کند.
 
متباز بودن أحزاب در پارلمان: تقسیم قدرت بر اقوام از بد ترین نظام های سیاسی جهان است. اگر نظامی مبتنی بر ترکيب قومی باشد نظام فاسد و ضعيف است و اگر مبتنی بر حاکميت فردی باشد نظام توتاليتر و مزدور است و اگرمبتنی برقابت حزبی باشد نظام ملی و دمکراتيک است بخاطريکه بتوان يک چنين نظامی ساخت بايد اولا بستر رشد احزاب سياسی را هموار کرد يگانه الترناتيف تبعيض و تعصب، رشد و تقويۀ احزاب سياسی و دمکراتيک است در حزب است که مردم ميتوانند بتدريج از فراز قوم، زبان، منطقه و مذهب پرواز و بسوی يک هدف مشترک بروند و بر يک "محور ملی" جمع شوند.این امر در صورت ممکن است که در قوانین باز نگری شود وتنها پارلمان صالح وشایسته میتواند بر چنین امری فائق اید. تقسيم قدرت بر اساس فيصدی قومی هرگز دولت وسیع وفاق ملی را بوجود آورده نميتواند بلکه باعث تضاد ملی ميشود خصوصا در جوامع بدوی تا زمانيکه احزاب، عوض اشخاص و اقوام رقایت نکنند شايسته سالاری نميتواند جانشين رابطه سالاری شود حزب است که ميتواندطراح برنامه ها و ساز و کارهای بزرگ و جامع شود و جلو تحميل سليقه های شخصی ارباب زور وزر و تزوير خصوصا حکام را بگيرد
 
چرا قانون؟: دوستان گرامی قبلا عرض کردم که شیره ومغزانتخابات ایجاد قانون وحمایت از حقوق افراد جامعه است ونقش قانون در حیات سیاسی واجتماعی از نیاز های معادل حیات فزیکی انسانها بحساب میرود.مثلا وقتی ما میگوئیم قانون يك سلسله قواعد، احكام و مقرراتي است كه بوسيله نهاد تقنینی جهت تنظيم روابط حقوقي و اجتماعي احاد جامعه وضع ميگردد درست این تعریف نوع رابطه با سلامتی افراد جامعه دارد. سلا متی یعنی وضع مطلوب ودلخواه از لحاظ جسمی وروحی.ما باید در پی طرح وتدوین قوانینی باشیم که سلامتی افراد جامعه را تضمین کند.قوانینی که سلامت جامعه را تضمین نمیکند وعدالت اجتماعی را بمیان نمیآورند قواین بیمار ومرض زا هستند.مثلی قوانین که در دوره قبل فقط بخاطر تضمین حاکمیت ونازش رامشگران تماع وحریض چوکی وقدرت ساخته شده اند. من میخواهم توضیح دهم که حیثیت پارلمان و موقعیت أحزاب وخصلت قانون باید در پارلمان برجسته باشد.
 
قانون مریض یعنی چه؟:وقتی مادر مریض باشد فرزند ضعیف است وقتی سازندگان قانون مریض باشند وقتی شرائط عینی جامعه مریض وکج دار باشد وقانون از شرائط رنگ بگیرد طبعا قانون مریض است وهیچنوع سلامتی را تضمین نمیکند. مثلا در شرائط نا امن که حاکمیت افراد وگروه ها ناقض حقوق بشر وهمکاران ما فیائی مواد مخدر و وموریانه های فساد معادل حاکمیت باشد طبعا قانون هم به خواست وتقاضای همین گروه ها ساخته میشود که منافع کتله ها وگروه های خاص را حفظ میکند. دوستان گرامی سلامتی روحی وجسمی وانکشاف مادی ومعنوی در گرو حاکمیت قانون است وقانون را هم حکومت ویا حاکمیت تطبیق میکند در سر زمینکه امنیت نباشد حاکمیت ضعیف است ور جائیکه حاکمیت نباشد مجال برای تطبیق قانون نیست مانند افغانستان فعلی که بیشترین دوستان از عدم حاکمیت قانون صحبت میکنند.مشکل نبود حاکمیت قانون نیست مشکل نبود نظام وحاکمیت است که بساطش از بین مردم بر چیده شده وبجای حکومت منتخت گروپ های مسلح مخالف دموکراسی حقوق بشر وآزادی بیان حکومت مکینند گروه هائیکه با قانون کاملا مخالف اند.بیا ئید به افراد سالم وحامی قانون ردئی دهید تا قانون شما مریض ومعلول نباشد.

[ دوشنبه هفدهم آبان 1389 ] [ 20:47 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

پیلوت (خلبان) حکومت در زندان پنجشیر

واقعه پنجم: راوی: مشتاق (دادستان) و صالح محمد ريگستاني/ از کتاب مسعود در نبرد استخباراتی

شنبه 16 مه 2009, بوسيله ى رزاق مأمون

راوی: مشتاق ( دادستان) و صالح محمد ريگستاني

در سال های اول تجاوز شوروی، مجاهدین جبهه پنجشیر، شخصی را بازداشت کردند که گفته می شد، پیلوت هواپیماهای جنگی حکومت کابل است. پیلوت را به زندان قلعه اسفندیار در روستای پارنده ( پارنده، روستایی از توابع بازارک. یکی از 22 دره فرعی درپنجشیر که اغلب محل کار مسعود درهمان جا بود. این روستا به داشتن آب گوارا وسرد مشهور است.)انتقال دادند. بر فراز تپه ی در نزدیکی زندان، پاسگاه مخصوص اسلحه ضد هوایی زیکویک قرار داشت که یک دستگاه زیکویک نیز درآن نصب شده بود. اعمال فشار ذهنی و بدنی بالای فرد مظنون آغاز شد. در جریان بازجویی ، موفق شدم با طرح بیش از صد پرسش و پاسخ ، اطلاعات گسترده ی را در باره دفاع هوایی و ساختار فنی هواپیما ها و همچنان نقاط حساس وآسیب پذیر هواپیما های جنگی رژیم کارمل ، اززبان پیلوت حاصل کنم. من فکر می کردم که تخلیه اطلاعاتی پیلوت بسنده نیست و ناگزیر شکنجه و فشار بدنی را بالای وی افزایش دادم.

درجریان بازجویی ناگهان افراد مسلح نزدیک به احمدشاه مسعود سررسیدند. وقتی به عقب نگاه کردم، احمد شاه مسعود را درعقب خود یافتم که بالای سرم ایستاده بود و حرکات، صداهای خشمگین و دست و پا تکان دادن های مرا با نگاه هایش می پائید. متهم را رها کردم و ایستادم. مسعود همیشه درچنین مواقع، ناگهان سر می رسید! او از هر طریق مطلع می شد که درکجا چه خبر است؟

مسعود پرسید:

چرا این شخص را شکنجه می دهی؟

گفتم: آدم مهم است و اطلاعاتش برای ما ضروری است!

پرسید: چه اطلاعاتی از وی می خواهی؟

گفتم: پیلوت است... از هر چیز خبر دارد. در باره هر نوع طیاره و زدن طیارات اطلاع دارد!

مسعود سوال کرد: چه چیز به دست آورده ی؟

گفتم: در باره طیاراتی که ما را بمباران می کنند، تمام معلومات را به دست آورده ام!

مسعود بازهم پرسید: مثلا هر روز جت ها سنگر ها و مخفی گاه های ما را می زنند، چه اطلاع گرفتی درین باره؟

من اوراق سوال وجواب را در دستش گذاشتم و گفتم:

درین باره معلومات بسیار خوب به دست آمده!

مسعود لبخند زد و بی آن که ‌نیم نگاهی هم به اوراق بیاندازد، گفت:

همه این اطلاعات نادرست اند!

چطور؟

مسعود گفت: تو از ساختمان وتخنیک طیاره ها هیچ چیزی نمی دانی ... هر چیزی که راست و غلط ازین شخص می شنوی ، فکرمی کنی اهمیت دارد... این پیلوت خودش نیز در باره آنچه تو سوال می کنی، اطلاع ندارد، فقط برای آن که از شر تو خودش را رها کند، در باره همه چیز گپ می زند و گپ می زند...

من دمی ساکت شدم.

مسعود دستورداد:

برای پیلوت کریم( خمیر) دندان، کریم ریش، آب و رو پاک ( حوله) بده که سرو وضع خود را اصلاح کند وبعد ... رهایش کن که برود خانه اش!

پرسیدم: رهایش کنم؟

مسعود جواب داد: پس چه می کنی؟ این شخص مسلکی نیست همه اطلاعاتش غلط است... تو هم مسلکی این کار نیستی و به جوابات غلطش دل خوش کرده ای!

حس نارضایتی مثل ماری مرا از دورن نیش زد مگر، راهی جز اطاعت از دستور نداشتم.

پیلوت را به حدی شکنجه داده بودم که سراپایش متورم گشته و از جا به آسانی تکان خورده نمی توانست. اشیا و امکانات ضروری زندانی را فراهم کردم. یادداشتی نوشتم و به دست یکی از نگهبانان دادم که پیلوت را از پاسگاه ها و قرار گاه های مسیر راه عبور دهد و از حریم جبهه خارج کند.

پیلوت که تا لحظاتی پیش زیر شکنجه با مرگ و زنده گی دست و پنجه نرم می کرد، نیز باور نکرده بود که به این ساده گی از اسارت آزاد شود. با نگاه های بی باور به من می نگریست، اما به زودی صورتش را اصلاح کرد وآماده رفتن شد. گفتم:

برو آزاد هستی!

حیرت زده شد. ناگهان دستانم را در میان دست هایش گرفت و به توصیف و تمجید ازمن پرداخت و گفت:

تو با این کار خدمت کلانی به من کردی... حالا بگو که من چه تحفه ی برایت ارسال کنم؟

گفتم: برو راهت را بگیر... این خدمت را آمر برایت کرده است!

او پافشاری کرد:

یک چیزی بگو که برایت ارسال کنم!

به روی خود نیاوردم وبی آن که او را نگاه کنم، گفتم:

خواهش زیادی ندارم... اگر واقعا راست می گویی، به من یک وسیله ی بفرست که بالتی (باطری) بخورد، چه رادیو باشد و چه چراغ دستی و چه از جنس دیگر!

مدتی گذشت.اصلا فراموشش کردم. ازین گونه وعده های اسیران بسیار شنیده بودم. هفته یی سپری شد. یک روز بند کفش هایم را می بستم که خبر رسید؛ یک دسته از هواپیما ها وارد دره شده و با پرواز در سطح پائین به سوی ملسپه نزدیک می شوند. پرواز هواپیما ها در هنگام شب و روز در نواحی مختلف دره، چیز تازه ی نبود و این بار نیز چندان کنجکاوی و یا نگرانی مرا بر نیانگیخت. اما من هر باری که از ورود هواپیما ها به دره پنجشیر اطلاع می یافتم، بلافاصله دستور می دادم که زندانی ها را از محبس خارج کنندو به مخفی گاه های امنی که به آسانی قابل کشف نبودند، منتقل کنند. حضور جاسوس های دولت در جبهه و حتی درقرارگاهی که من کار می کردم، یک مسأله عادی بود. بسیاری جاسوس ها، دستگاه های کوچکی با خود داشتند که با شبکه های اطلاعاتی دولت درجبل السراج و مناطق دیگری درخارج از پنجشیر رابطه برقرار می کردند و دولت هرلحظه می دانست که مشتاق در کجا به سر می برد و یا فرماندهان در کجا اند. اما آدم های مثل من و فرماندهان نیز در تغییر موقعیت خویش مهارت یافته بودند. شخص مسعود در گمراه کردن شبکه های اطلاعاتی و ارسال پیام های اشتباه برای آنان قابلیت حیرت انگیزی داشت و این راه گم کردن ها وبازی های ساخته گی، برای او به یک عادت بدل شده بود.

این بار نیز دستور دادم که زندانیان را با سرعت به مخفی گاه های مورد نظر منتقل کنند. هنوز به سوی آسمان نگاه نکرده بودم که غرش سنگین هواپیما ها به طور فشرده ی فضا را انباشت. سپس صدای شکستن دیوار آشپز خانه به گوش رسید و ستون خاک ترکید. جنگنده میگ یک لحظه دربرابر چشمانم ترسیم شد و بعد به سرعت برق، به سوی آسمان تیرکشید. یک ریش سفید همکارم از ساختمان فرار کرد. ضربه دوم همان سقفی را درهم شکست که من زیر آن ایستاده بودم. زیر آوار گیر ماندم. غرش چرخبال ها ( هلیکوپتر) نسبت به غرش جنگنده های میگ قابل تشخیص بود. خود را در کنار دیوارفروریخته غلتاندم. شوک شده بودم و مغزم از شدت صدا به درستی کار نمی کرد. تنه ام را بالا کردم که بگریزم، سنگ بزرگی که دراثر اصابت بم از بدنه کوه متصل به دیوار اتاق جدا شده بود، به سنگینی غلتید و راه فرار را بر من بست. کم مانده بود از هوش بروم. به این نتیجه رسیدم که این بار شخص خودم ، هدف اصلی هستم.

این سوال از ذهنم گذشت که زیکویک بالای تپه چرا انداخت نمی کند؟ نخست فکر کردم که هواپیما ها شاید در بمباران اولیه، نشان زن زیکویک را هدف گرفته و به وی موقع تیراندازی نداده اند. اما سلسله افکارم با صدای مهیب ووحشت ناکی قطع شد. جنگنده ها مثل تیر سر فرود آورد و قرار گاه وخانه ها را به جهنم بدل کردند. راه گریز گم شده بود. پارچه های گوشت انسان را در چندمتری خود می توانستم تشخیص بدهم. به طورقطع فکرکردم که برادرم هدف قرار گرفته و اینک پارچه های بدنش را نگاه می کنم. بمباران شدید از سرگرفته شد و در بیست متری آن طرف تر، بمبی افتاد که دنیا را به شب بدل کرد و چند لحظه بعد دیدم که تمامی درختان منطقه به اسکلت های سیاه مبدل شده بودند. کسی صدا زد که مشتاق، خودت را به طرف دست راست بغلتان. به طرف راست کمی جا برایم بازکردم. حالا یک اندازه در پناه سنگ و دیوار قرار گرفته بودم.

ماه حوت بود. تمامی بته ها ودرختان که به تازه گی سبز می شدند، به شکل بلوط سوخته تغییر شکل داده بودند. در فضا، گردش هواپیما های جت و بالگرد( هلیکوپتر) را با نگاه هایم دنبال می کردم. توانستم که 46 هلیکوپتر و 12 جنگنده میگ را بشمارم.

درین حال یک هلیکوپتر در سطح پائین بر فراز قرارگاه تخریب شده ما درحرکت بود. دروازه کنار پوزه چرخبال گشوده بود. من می توانستم فردی را به چشم ببینم که گوشی های بزرگی در گوش داشت وروی یک سیت نشسته بود. چرخبال بازهم پائین تر آمد و توفانی از خاک در زمین برپا شد.. دست به تفنگ بردم تا به سویش تیراندازی کنم؛ اما چرخبال با حالتی آهسته پوزه اش را بالا کرد و چرخی زد و از فراز سرم دور شد. من با خود انديشيدم: آيا كسي كه در كابين نشسته بود، مرا مي شناخت؟

این رویداد به اوهامی تبدیل شد که مثل گردبادی در سرم می چرخید. فردی که در دهانه چرخبال نشسته بود، آیا همان پیلوتی نبود که من تا سرحد مرگ شکنجه اش کرده بودم؟ تا حال فكر مي كنم كه شايد پیلوت همه اتاق ها را فقط به خاطر یک شوخی وگرفتن یک انتقام شیرین از من تخریب کرد! بعد ها به این نتیجه رسیدم که وی شاید درچند نوبت بمباران، تمامی بم ها را روی زمین ریخته بود و دیگر چیزی در بساط نداشت تا مرا به عنوان هدف اصلی نابود کند. این پندار من درست نبود. او بدون تردید درداخل ذخیره هواپیمای جنگی، حداقل یک قبضه کلاکوف و یا تفنگ کلاشینکوف برای زدن من در دسترس داشت. گذشته ازین، 46 چرخبال و 12 جنگنده میگ درین عملیات شرکت کرده بودند كه گستره مأموريت شان فقط به بمباران قرارگاه ما محدود نمي شد. اين هواپيما ها تاسيسات مجاهدين را به سختي بمباران كرده بودند. اگر درين مواقع دست شان مي رسيد،‌ طوري عمل مي كردند تا جنبنده ی زنده نماند.

قضیه به همین جا پایان نیافت.

این تهاجم به حد کافی دراماتیک ، خنده آور و سوال برانگیز بود. من پیلوت را به سختی شکنجه کرده بودم و اگر احمد شاه مسعود او را آزاد نمی کرد، شاید سرنوشت سیاهی در انتظارش بود. انتقام گیری از یک دشمن ،در عرف فکری من در خوب ترین حالتش، به یک فاجعه پایان می گرفت و هیچ گاه نمی توانستم که انتقام گیری را با این گونه صحنه سازی های فیلمی آمیخته با شوخی و خوش مزه گی درهم بیامیزم. باور کرده بودم که پیلوت در همان چرخبال حضور داشت. به همین سبب، این نوع انتقام کشی پیلوت بر غرور من تأثیر گذاشته بود. من خود آدم تند رو، عملیاتی و ترسناک بودم؛ اما تصور كردم كه او همه چیز را در یک شوخی مرگبار خلاصه کرده بود! با خود می گفتم که این چه رژیمی است که ده ها هواپیما را برای اجرای شوخی شیرین یک پیلوت از کابل به پنجشیر روانه می کند؟ اما مسلم است که هدف سازماندهی عملیات بمباران ده ها هواپیما، بدون تردید تنها دراماتیزه کردن وعده و دشمنی میان من و پیلوت نبود. این هواپیما ها، در همان روز، بخش های بزرگی از ساختمان ها را منهدم کردند و این اگرچه درظاهر یک پیروزی برای حکومت بود، اطلاعات بعدی نشان داد که هیچ دست آورد چشمگیری به ارمغان نیاورده بود.

قضیه را مختومه پنداشتم؛ اما چند روز بعد، آدم غریبه ی به دیدنم آمد و گفت از سوی همان پیلوت پیامی برای من آورده است! این بخش ماجرا، چیزی بالاتر از هیجان ویک حادثه غیرمنتظره بود. غریبه را نزد خود خواستم. او از قول پیلوت برایم چنین بود:

به مشتاق بگو، تو مرگ نداری... یا مرگ نداری یا آدم بزرگ هستی! من آمده بودم به وعده خودم که کشتن تو بود، وفا کنم؛ اما کار ترا نتوانستم ختم کنم!

دستور دادم که قاصد پیلوت را از یک پا آویزان کنند. این کار را کردم.اما چنان غرق این راز مسخره بودم که به زودی او را از سقف پائین کردم و قبل از آن که مسعود از موضوع مطلع شود، به او گفتم که به طور عاجل از پنجشیر خارج شود وگور خود را گم کند.

درگیرودار حملات هواپیما ها این سوال در ذهنم چاق شده بود که دستگاه زیکویک مستقر در ارتفاع مشرف بر روستای طلا- کان چرا درجریان بمباران تاسیسات قرارگاه ، حتی یک بار هم تیراندازی نکرد؟

به سرعت نتیجه گرفته بودم که خاموشی زیکویک با تهاجم هواپیما ها و چرخیدن بی دغدغه هواپیمای حامل پیلوت از فاصله خیلی پائین باهم رابطه دارند. تحقیقات من نشان داد که زیکویک در جریان بمباران، خاموش ننشسته بود؛ بلکه به جای تیراندازی به سوی هواپیماها، خانه های روستای ملسپه را پیوسته زیر رگبار گرفته بود!

بعد روشن شد كه مسعود این قضیه را از مدت ها قبل زیر نظر داشته بود. او بنا به عادت، هرجریان مظنون را موقع می داد تا به مرحله رشد طبیعی خود برسد. اما این نوع روش، از نظر من خیلی خطرناک و غیرقابل تحمل بود. مسعود، بعد از آن که من توضیح دادم که زیکویک انداز یک فرد مظنون است و حین بمباران به سوی خانه های روستا تیراندازی کرده است، واکنش نشان داد وگفت:

این قضیه تازه نیست، از مدت ها پیش حرکات مشکوک دارد. یک بار شبانگاه کمیته نظامی را هم به وسیله زیکویک هدف قرار داده بود.

مسعود دستور داد که درمحمد زیکویک انداز را بازداشت کنم. این شخص زمانی هم صنفی من بود. اما من درچنین حالاتی، هیچ کسی را نمی شناختم. وقتی زیر ضربات من از پا درآمد، ناگهان گفت که من همه چیز را افشا می کنم. درین حال سه نفر از افراد خاص مسعود سر رسیدند و گفتند که آمرصاحب به ما دستور داده است که جریان بازجویی را نظارت کنیم.

با آن که از عادت مسعود آگاه بودم، پرسیدم:

رئیس تحقیق من هستم، شما چرا باید بالای سرمن مانند تفتیش ایستاده باشید؟

یکی از آنان گفت:

آمرصاحب وظیفه داده است ترا کنترول کنیم و صلاحیت داریم که رفتار ترا زیر نظر داشته باشیم. آمرصاحب گفت اجازه ندهید که مشتاق به میل خود کاری کند که به متهم زیان برسد!

اما نفرات مسعود نمی دانستند که دیر رسیده اند و من با روش خاصی که داشتم، از متهم اعتراف گرفته بودم. او اعتراف کرده بود که به واسطه یک زن و چند مرد که در روستاهای دیگر زنده گی داشتند، با "خاد" رابطه داشته و از آن ها پول می گرفته است. او گفت که وظیفه او کشتن آمریا کس دیگری نبود؛ فقط از وی خواسته شده بود که وقتی هواپیما های دولت برای بمباران می آمدند و از حریم فضایی زیکویک تپه قلعه اسفندیار عبور می کردند، او از اجرای ضربه برای سرنگونی هواپیما ها خود داری کند وطوری این مأموریت را انجام دهد که موقعیت خودش به خطر نیافتد و شرایطی پیش نیاید که مسعود به جای وی کس دیگری را عقب دستگاه زیکویک مقرر کند. چنان که به زودی معلوم شد، مسعود از ابتدای شروع مأموریت موصوف از ماجرا مطلع بود و بی آن که مرا درجریان بگذارد، علاقه داشت تا رد پای احتمالی دیگر کسانی را که درین قضیه نانوشته دخیل بودند، شناسایی کند. حالاکه زیکویک انداز در تیررس من قرار گرفته بود، مسعود مداخله کرد. من تازه آماده شده بودم تا افرادی را که زیکویک انداز در جریان بازجویی معرفی کرده بود، به سرعت دستگیر کنم، نفرات مسعود مانع کار من شدند. من ازین سیاست های مسعود به شدت خشمگین می شدم. خطردایم و پیوسته ی که جبهه را تهدید می کرد، بسیار عمیق وبزرگ بود. به دستورمسعود، متهم را از چنگ من بیرون کشیدند وبه زودی خبر شدم که اونه تنها شامل مجازات مرگ نشد؛ بلکه او را رها کردند و فقط به وی ابلاغ کردند که دیگر اجازه رفتن به ارتفاع مشرف به روستای طلا- کان را ندارد و کس دیگری به جایش گماشته شد.

صالح محمد ريگستاني اين واقعه را از زاويه ديگري شرح مي دهد:

اين حمله در سال 1360 روي داد. زيكويك دافع هوا در ارتفاع موسوم به طلا- كان ( معدن سابقه طلا) مستقر بود. اين زيكويك پيش از آن نيز مورد حمله هواپيما ها قرار گرفته بود. به همين سبب پايان يك روز،‌ مسعود ناگهان در منطقه ظاهر شد و گفت:

امشب تهاجم هوايي وسيعي به مقصد انهدام اين زيكويك صورت مي گيرد.

پس دستور داد كه درطي ساعات شب ، زيكويك به مكان ديگري منتقل شود. من همراه با فرمانده صفی الله، شاه سليمان و دادخدا بعد از مشوره و چاره جويي،‌ فيصله كرديم كه زيكويك از يك سر دره پارنده به آن سوي دره منتقل شود. يعني از دامنه طلا- كان به نقطه مقابل موسوم به سرحصار، مشرف به مكتب روستاي بازارك انتقال داده شد. تغييرمكان زيكويك درطول شب،‌ كاربس دشوار وطاقت فرسا بود. به ويژه انتقال سكوي پرتاب ( كه مجاهدين آن را مسند زيكويك مي گفتند) به دليل وزن بسيار سنگين،‌ ساعت ها ادامه يافت. مكان قبلي زيكويك را كه ديواره آن به شكل مدور ساخته شده بود، طوري كه دشمن را گمراه كند،‌ با ترپال پوشش داديم و آن جا را ترك كرديم. حوالي بامداد ناگهان غرش هواپيما ها خواب تمامي ساكنان دره را آشفته كرد. من از داخل موضع،36 چرخبال ضد گلوله و 12 جنگنده ميگ را مشاهده كردم كه با سرعت به سوي ايستگاه قبلي زيكويك در طلاكان حمله ور شدند. توفاني از خاك برخاست. آنان به اين تصور بودند كه ديگر هيچ كسي درآن محل زنده نمانده و زيكويك نيز تخريب شده است. برای ما كه قبلا زيكويك را از آن جا منتقل كرده بوديم، ‌تماشاي اين صحنه هيجان آور بود. اين بمباران بي سابقه حدود 50 دقيقه بلاوقفه ادامه يافت. اين طولاني ترين بمياراني بود كه من در زنده گي خود شاهد بودم. جنگنده هاي ميگ به شكل دسته هاي چهار و هشت به طور متناوب از پايگاه بگرام به سوي پنجشير مأموريت هوايي انجام مي دادند. در واپسين دقايق ضربات مرگبار بر محل استقرار اولي زيكويك، يك چرخبال غول پيكر در ارتفاع كمي از محل زيكويك چرخي زد و كيبل سنگيني را كه در نوك آن قلاب بزرگ فلزي آويخته بود، به پائين شل كرد. هدف ازين تلاش آن بود كه مي خواستند دستگاه زيكويك را با استفاده از نيروي هوايي با خود ببرند. اما به زودي متوجه شدند كه درآن حفره مدور هيچ چيزي وجود ندارد! ازسوي هم چرخش دايره ي چرخبال ها به شدت نگران كننده بود. لشكر اطلاعاتي رژيم شب و روز مسعود را دنبال مي كرد. ما دريك لحظه تصور كرديم كه كشف هوايي دولت، بعد از کشف محل اختفاي مسعود، قصد دارند او را زنده دستگير كنند. زنداني كه آغا مشتاق مسئوليت آن را به دوش داشت، ‌در روستاي ساتا در نزديكي ايستگاه زيكويك واقع بود كه همان روز دركنار ساير تأسيسات و روستا ها به شدت بمباران شده بودند. اين هواپيما ها در اصل به منظور انهدام محل استقرار زيكويك دوميله ضد اسلحه هوايي دست به يورش همگاني زده بودند.

بعد از عمليات ناكام نيروي هوايي دولت به هدف تخريب دستگاه زيكويك،‌ مسعود برنامه ديگري را طرح كرد. وي دستور داد كه زيكويك را عقب يك موتر جيپ روسی نصب كنند و از آن در مأموريت هاي سيار استفاده شود. مانور فني مسعود درحملات بعدي هوايي دولت،‌ ثمره درخشان خود را نشان داد. در سال 1361یکی از تیراندازان حرفه ای به نام شاه سليمان كه درحملات بعدي، درعقب فرمان زيكويك قرار داشت،‌ در جريان مدافعه دراماتيك سه چرخبال مهاجم را سرنگون كرد. من شاهد بودم وقتی مرمی های دستگاه زیکویک به سوی یک چرخبال پرواز کردند، از بدنه چرخبال گذشتند و بدنه کوه را تخریش کردند. چرخبال با سرعت ازتعادل افتاد و به سوی زمین سرنگون گشت. چند چرخبال دیگر در گوشه وکنار منطقه بخشی خیل کوماندو های روسی را پائین کردند. این بزرگترین اشتباه ارتش شوروی بود. مجاهدان کوماندو ها را از چند جناح زیر آتش گرفتند که در نتیجه آن، حدود سی تن از کوماندو های روسی که سراسیمه شده بودند، کشته شدند. درحالی که اجساد سربازان روسی درمیدان جنگ افتاده بود، مجاهدان به تعداد 27 ماشیندار نوع کلاکوف واسلحه آ ، کا،اس را به دست آوردند. دستگاه زیکویک یک بار دیگر از انهدام وتخریب نجات یافت و ازآن پس به "زیکویک غازی" شهرت یافت.( درحمله هفتهم روس ها در سال 1363 بعد از پایان آتش بس با شوروی)

برگرفته شده ازسایت کابل پرس

[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 19:36 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
 

 

اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش

اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش

 

تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن

 

تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن

 

تو یعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن

خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن  

 

تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن

و یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن

 

اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی

کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی

 

 

اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم

اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم

 

ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز اینجاست

میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست

 

نباید زود می رفتی و از دل کوچ می کردی

افق ها منتظر ماندن که از این راه برگردی

 

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

 

[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 19:24 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

بخشهای باقی مانده ازخدمات  مخابراتی درولایت پنجشیرعنقریب تحت پوشش قرارخواهند گرفت

این مطلب را امیرزی " سنگین " سرپرست وزارت مخابرات افغانستان هنگام بازدیداش ازولایت پنچشیربه رسانه ها گفت .این سفرآقای سنیگین که روزگذشته انجام یافت

تعدادی ازاراکین دیگروزارت مخابرات نیز وی را همرائی میکردند.

آقای سنگین  هدف ازسفرخود بازدیدازوضعیت پوشش مخابراتی وافتتاح یک مرکزپستی درولسوالی عنابه وهمچنان افتتاح تعمیرمخابرات ولسوالی خنج عنوان کرد.

امیرزی "سنگین " سرپرست وزارت مخابرات افغانستان گفت : که درتمام کشور85% نفوس تحت پوشش مخابرات قرارگرفته وازخدمات مستفید گردیده اند.

وی گفت آنها تلاش میکنند که تا 15% باقی مانده نفوس را نیزازخدمات مخابراتی بهرمند سازند.

وی نیزگفت که عنقریب در سه ولسوای باقی مانده ولایت پنجشیرکارنصب انتن شبکه های مخابراتی آغازخواهد شد واین نفوس باقی مانده که به دلیل کوهستانی بودن ساحات شرکت های مخابراتی ازهزینه کردن پول نصب انتن تشویش داشتند حال وزارت مخابرات مصصم است تادرین قسمت با انها همکاری نماید.

عنایت الله طوفان سخنگوی والی پنجشیرگفت : که آقای سنگین طی این سفرخویش به هزینه 251000 دالرامریکائی تعمیرمخابرات ولسوالی خنج را که ازبودجه انکشافی وزارت درمدت یک سال تکمیل شده ومرکزپستی ولسوالی عنابه به هزینه 1488000 افغانی ازکمک تیم بازسازی ولایتی وکارآن نیزدرطی یکسال به پایه اکمال رسیده است افتتاح وبه بهره برداری سپرده شد.

طوفان میگوید که درولسوالی خنج قبلاً تعمیرمخابرات موجودنبود وبا ایجاد این تعمیروعرضه خدمات تکنالوژی مردم به سهولت های خوبی دست خواهند یافت .

وتصریح کردکه مرکزپستی ولسوالی عنابه  باداشتن 96 صندوق پستی مشکلات مردم را دربخشهای ارتباطات مرفوع خواهد کرد وی گفت که درین مرکزپستی کورس آموزش حرفه های تکنالوژی نیزبرای علاقه مندان ایجادشده است که تااکنون 118 نفردرین کورس شامل و89 نفرفرافت حاصل کرده اند .

قیام الدین 65 ساله  باشنده ولسوالی پریان این ولایت گفت : ما تااکنون ازخدمات مخابراتی محروم مانده ایم وازین ناحیه خیلی ها دچارمشکلات میباشیم .

وی علاوه میکند: که پسرم دراردوی ملی درولایت ارزگان سربازاست وقتی ازرادیو می شنوم که درآن ولایت درگیری صورت گرفته است ناچاربخاطرجویای احوال سلامتی پسرم تقریباً 50 کیلومترگاهی باموتروگاهی با پای پیاده وبه مرکزولایت میایم  وبرای پسرم تیلفون میکنم .

خواست من ازمقامات پنجشیرومسئولین مخابرات این است تامانند سائرمردم افغانستان مارا نیزازین نعمت مستفید سازند.

قابل ذکراست که هم اکنون درچهارولسوالی این حدود 122000 نفرتحت پوشش خدمات مخابراتی قرارگرفته ودرسه ولسوالی دیگراضافه از100000 نفرازین خدمات محروم اند .

[ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 ] [ 12:23 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

به مناسبت شانزدهمین سال شهادت سپیدارفراخ قامت شعرفارسی؛"قهارعاصی" 

                                  جاوید فرهاد

بعد از توشور غزل کم شده قهار

لبخندها بدل به کمی غم شده قهار

دیریست شانه های تخییل به سوگ تو

در زیر کوله بار عزا خم شده قهار

دوشیزه گان فصل تصور هزار بار

با شعر- با خیال تو- همدم شده قهار

در برگ برگ خاطره های بلند شعر

هرقطره ی خیال تو شبنم شده قهار

اینجا شعور و شعرو ترنم شبانه ها

رؤیای مرگ عالم و آدم شده قهار

یعنی درخت مرده و ناجو شکسته است

گل ها ی نا شکفته به ماتم شده قهار

* * *

بی تو غزل به حس نهانم نمی زند

نبض بلند شعر به جانم نمی زند

بی تو سکوت محض،امانم نمی دهد

احساس ناشیانه تکانم نمی دهد

عاصی به پای عشق کسی گل نمانده است

"لالایی برای ملیمه" نخوانده است

"دریا" میان مخمل عزت لمیده است 1

در باغ آهوانه ی شهرت چریده است

یعنی که از فضای غزل کوچ کرده است

دیریست از سرای غزل کوچ کرده است

"دریا "ز یاد دوست فراری شده قهار

در رودبار وسوسه جاری شده قهار

ناجوی تو شکسته ، سپیدار مرده است

موسیچه های دهکده بسیار مرده است

اینک زنان قریه ی ما مرد گشته اند

این مرد های دهکده نامرد گشته اند.

* * *

ماییم توته توته و افتاده گرد گرد

با هرچه دد و دیو و سیاهیست درنبرد

رستم نبوده این که به بستر لمیده است

این پنبه پهلوان سیاست "خویده" است 2

شهریست پرکدورت ومردم غریبه است

لبخندبرلبان تبسم غریبه است

یک فرد درتمام حوالی نمانده است

انگورهای اصل شمالی نمانده است

انگورو سیب و "آدم "و"حوا" بدل شده

همسایه گان کوچه ی بالا بدل شده

"پرویز"و"اشرف"و"شاپور"رفته اند

"پروین"و"زینب"و"منصور"رفته اند

حتادرخت وریشه مهاجرشده قهار

ازبخت بدپرنده مسافرشده قهار

"عاصی" صدای زاغ زیادم نمی رود

زخم درخت و باغ زیادم نمی رود

ماخسته ازعبورخودوجاده های تنگ

این کوره راه وحشت وآوازیک پلنگ

درهرکرانه ببین دسته دسته اند

آن مارهای تشنه قدرت نشسته اند

* * *

احساس درتنورمن هیزم شده قهار

لبریزازکدورت مردم شده قهار

اینجاگل وگیاه تکامل نمی کنند

باهیچ آب وخاک تعامل نمی کند

اینجاگلی به مثل شقایق نمی شود

دیگرکسی به هیچ کس عاشق نمی شود

شبهاکناربسترمن شعرهای یخ

یک بسته کاغذ وسیگاروچای یخ

یک شعرعاشقانه به یادم نمی رسد

چیزی زجنس عشق به دادم نمی رسد

عابرمیان کوچه تکلم نمی کند

قمری به روی شاخه ترنم نمی کند

"عاصی"ازین سکوت دلم خسته می شود

پیش ازغروب پنجره ها بسته می شود

بابچه های عاشقی همپایه نیستم

دیگربه فکردخترهمسایه نیستم

همسایه درسکوت کمی رفته ترشده

درموج گریه های خودش غوطه ورشده

ما از بلای فاصله آسیب دیده ایم

در امتداد قافله آسیب دیده ایم

"عاصی" دلم گرفته تغافل نمی شود

این درد ناشیانه تحمل نمی شود

ناچار گشته درولایت "نمرود" می روم

از پشت یک قبیله ی مردود می روم

"عاصی" تمام گرد غمم ناتکانده ماند

رؤیای شاعرانه ی دردم نخوانده ماند

یک صفحه درغروب چراغت ورق نخورد

"دیوان عاشقانه ی باغت" ورق نخورد.

1-دریا منظوراز"فرهاد دریا"است.

2-"خویده"(خوابیده).دراصطلاح عوام"خویده"به پهلوانانی می گویندکه درمیدان کارزارمی بازد.

[ سه شنبه یازدهم آبان 1389 ] [ 12:13 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

شب گذشته  یک انفجاردرمقابل قومندانی امنیه ولایت پنجشیردرشهرک پاراخ به وقوع پیوست.

شاهدان عینی که افشای نام خود ابا می ورزند میگویند: که نیمه شب گذشته یک انفجاردرنزدیکی قومندانی امنیه این ولایت بوقوع پیوست ودودوخاک به هوا بلند شد.

آنها میگویند که انفجاردریک رستورانت صورت گرفته است وازتلفات وخسارات آن معلوماتی دردست نیست .آنها میگوند که درطی یکماه این سومین انفجارناشی ازبم است که درنقاط مختلف این ولایت بوقوع می پیوندد. اما تااکنون معلوم نیست  کی ها درعقب این قضایا دخیل اند.

انفجارات درحالی دراین ولایت صورت میگیرد که کسی تاهنوز نه ازسوی پولیس بازداشت نشده ونه گروه ویافردی درین ارتباط ادعای مسئولیت کرده است .

با تلاشهای مکررخواستیم ازمقامات پولیس معلومات دریافت نمایم اما آنها ازدادن هرگونه معلومات خود داری کردند اما یک منبع دولتی که نخواست نامش فاش شود گفت که پولیس دراولین ساعات بعد ازانفجاردوتن ازباشنده های این ولایت را به اتهام موضوع بازداشت کرده است وتحت تحقیق وبررسی قراردارند.

این درحالیست که چهارروز قبل نیز منزل مریم پنجشیری ریس امور زنان این ولایت درمنطقه بازارک شب هنگام مورد حمله بمی قرارگرفته ودوهفته قبل مدیرت امنیت ملی درولسوالی رخه این ولایت درجریان شب منفجرگردیده است که هردو رویداد تلفات جانی درقبال نداشته است و  تااکنون عاملین این رویداد ازسوی پولیس شناسائی نگردیده اند.

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 20:54 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

تیزرانی وبی احتیاطی مسئولین دولتی بازهم یک جوان چهارده ساله را که روانه مکتب بود هلاک ساخت .

حوالی ساعت 08:30 دقیقه صبح امروز به اثرحادثه ترافیکی یک واسطه نوع رنجرمربوط قول اروی 203 که مسئول آن بنام احمد مرزا فرزند گل مرزا باشنده ولسوالی دره ولایت پنجشیربعد ازسپری نمودن رخصتی بطرف وظیفه روان بود دریک رویدادترافیکی سبب قتل یک نوجوان گردید.

سمنوال زردادقومندان امنیه ولسوالی عنابه گفت : که این حادثه دربازارولسوالی عنابه صورت گرفته است و ناشی ازتیزرانی دریورمیباشد وی اضافه میکندامکان دارددراثربی احتیاطی راننده این جوان 14 ساله  بنام عبدالقهارکه روانه مکتب بود هلاک شده باشد .

وی میگوید که اکثرحادثات ترافیکی که درجاده پنجشیررخ میدهدناشی ازبی احتیاطی وتیزرانی دریوران است وخصوصاً موترهای دولتی که به هیچ گونه هدایات ترافیکی توجه نمیکنند بگفته زرداد واسطه رنجرهمراه بادریورآن ازسوی پولیس گرفتارشده وبه مسئولین ترافیک پنجشیرتسلیم گردیده است .

درهمین حال شماری ازمردم عنابه که ازاینگونه حادثات به ستوع آمده اند به رسم اعتراض درمرکز این ولسوالی جمع شده وخواهان بررسی جدی ومحاکمه دریورگردیدند.

میرعبدالحق باشنده ولسوالی عنابه درحالیکه اشک درچشمانش حلقه زده بود گفت : سال قبل پسر18 ساله اش که بسوی مکتب روان بود دریک حادثه ترافیکی  هلاک شد .

وی گفت پسرش همراه با هم صنفانش درپیاده راه سرک روانه مکتب بود که سرعت بیش ازحد دریورازاداره خارج شدن موتروی را به مصافه ده متر به کنارسرک پرتاب کرد ودریورفرارنمود وی گفت که پسرش درشفاخانه جان داد ومسئولین پولیس بعد ازچند روزموترودریورآن را گرفتارکردند .

اوبانهایت تاسف ازقتل این جوان ازمسئولین خواستاررسیده گی جدی به قضیه گردیدوگفت نسبت نگرانی که ازین بابت دارد اطفالش را خود به مکتب می آورد وازتمام کاروکسب خود دورمانده است .

عبدالکریم باشنده این ولسوالی میگوید که ازشروع سال جاری این چهارمین حادثه ترافیکی است که جان هموطنان مارامیگیرداما تااکنون هیچ کدام ازمجرمین مجازات نشده وترافیک پنجشیرهم کاملاً بی تفاوت است

وی ازمسئولین میخواهد تادرقسمت جلوگیری ازاینگونه حادثات دلخراش ترافیکی سعی جدی نمایند .

اماباوجود تلاشهای مکرر که خواستیم ازاداره ترافیک پنجشیرجویای معلومات شویم متاسفانه مسئولین  ترافیک پنجشیرحاضر به دادن معلومات نگردیند.

بگفته مردم  ازشروع سال جاری تااکنون حادثات ترافیکی درین ولایت جان ده ها تن راگرفته است که  این گراف کاملاًبی پیشینه میباشد  .

جاده ولایت پنجشیرکه چند سال قبل اسفالت گردیده است پیاده راه ها جهت استفاده مردم درنظرگرفته نشده است که عدم پیاده راه ها واستاندردنبودن سرک سبب این گونه حادثات نیزمیگردد.

قابل ذکراست که دو ماه قبل دراثرتیزرانی یک واسطه رنجرپولیس پنجشیردرولسوالی جبل السراج ولایت پروان یک که وی نیزروانه مکتب بود بقتل رسید .

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 20:51 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
رییس امورزنان پنجشیرازحملۀ سوء قصد نجات یافت

منزل  رییس  امورزنان ولایت پنجشیرهدف انفجارقرارگرفت ؛ اما وی از آن جان
به سلامت برد.
مریم پنجشیری به آژانس خبری روز گفت که افراد ناشناس نیمه شب گذشته بر
منزلش در مرکز پنجشیر بمب دستی پرتاب نمودند و صدای انفجار مهیب ازخواب
بیدارش کرد.
رییس امور زنان پنجشیر می افزاید: انفجاربه حدی قوی بوده که تمامی شیشه
های منزل شکسته ودر اثر حریق ناشی ازانفجار، پنج اتاق منزلش آسیب جدی
دیده است .
وی در مورد هویت حمله کننده ها اظهار بی خبری نموده، ادعا کرد : (( هدف
انفجار  قتل من وضعیف ساختن روحیه زنان است، اما من هرگزاز اینگونه
تهدیدات هراسی ندارم ودرراستای پیشبرد امور  کاری روزه مره تلاش میکنم
.))
خانم پنجشیری علاوه کرد که وی یک مبارزومجاهد است، اگردرهمین راه کشته
هم شود، باکی نیست ؛ اما مقامات امنیتی باید تلاش جدی به خرچ بدهند تا
عاملین شناسایی وگرفتارگردند.
دوسال قبل، دومورد سوء قصد برجان رییس امور زنان پنجشیر درهمین ناحیه
درپارکنگ موترونزدیک منزلش نیز صورت گرفته بود که به گفتۀ او نهاد های
امنیتی تا کنون هیچ کسی را درپیوند به این قضایاء بازداشت نکرده اند .
نازو"نیسان " رییس  شورای سراسری زنان مجاهد پنجشیر" نیز رویداد شب گذشته
علیه رییس امور زنان را  تقبیح نموده وازنهادهای امنیتی جدا خواست تاهرچه
عاجل؛ عاملین رویداد را شناسایی وبه چنگ  قانون بسپارند .
وی وقوع همچوحوادث را درتضعیف روحیه زنان موثر دانسته ؛خاطرنشان ساخت :
(( اگرجلو همچون حملات گرفته نشود، برای سایر زنانی که درادارات دولتی
ونهادهای جامعه مدنی فعالیت دارند، نگران کننده است .))
اما پاسوال عبدالصبور"نصرتی" قوماندان امنیۀ پنجشیر میگوید : امکان دارد
که پرتاب بمب بر منزل رییس امور زنان،  ناشی از رقابت های شخصی و مشکلات
منطقوی بوده باشد.
او افزود که انفجارهیچگونه تلفات نداشته، تنها یکمقدارچوب سوخت بعد
ازوقوع انفجارحریق گردیده که اطفائیه آنرا در اسرع وقت خاموش ساخت .
نصرتی گفت: ((این عمل قطعا یک عمل تروریستی نبوده و هرگزکدام انگیزه سیاسی ندارد.))
 .
قوماندان امنیه تصریح کرد که  پولیس درپیوند به این رویداد تا  کنون کسی
را بازداشت نکرده وجستجوی جدی برای شناسایی عاملین جریان دارد .
 
[ سه شنبه چهارم آبان 1389 ] [ 10:7 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

اثابت دوفیرراکت به اطراف فرودگاه نظامی بگرام

 

مقامات محلی درولسوالی بگرام ولایت پروان تائید میکنند که شب گذشته دوفیرراکت که ازسوی مخالفین دولت پرتاب شده بود به اطراف فرودگاه نظامی بگرام اثابت کرده است .

سمنوال عبدالروف "ارزگانی " قومندان امنیه ولسوالی بگرام گفت : که شب گذشته دوفیرراکت احتمالاً نوع بی ام یک که ازسوی مخالفین دولت ازمحل نامعلوم به هدف میدان هوای بگرام پرتاب شده بود به اطراف میدان هوای نظامی بگرام اثابت نموده است.

وی تصریح کرد که این دوفیرراکت به زمین های زراعتی اثابت کرده وهیچ نوع خسارات مالی ویاجانی را دربرنداشت وشایعات اثابت آن به داخل میدان کاملاً بی اساس ودورازواقعیت است .

آقای ارزگانی میگوید که مخالفین دولت گاهگاهی ازمحلات نامعلوم به شکل دزدانه راکت ها را بالای میدان عیارنموده که ازاثرهمکاری مردم باماکشف وخنثی میگردد.

وی علاوه میکند که درروزانتخابات نیزمخالفین سه فیرراکت نوع بی ام یک رادرمنطقه منسوب به جعفرخیل بگرام  دریک باغ عیاربه پرتاب نموده بودند که هرچه عاجل به همکاری مردم کشف وخنثی گردید.

سمنوال ارزگانی ازهمکاری خوب مردم با پولیس تقدیروتمجید میکند.

آقا لا لا باشنده اطراف میدان هوای بگرام میگوید: که ما درجریان شب صدای پرتاب چند فیرراکت راشنیدیم وشیشه های منزل مارا نیز لرزاند وی میگوید چون ساحه میدان هوای بگرام وسعت زیاددارد نمیدانم که راکت به کجا اثابت کرده است اما گاهی اوقات مخالفین داخل میدان را هدف راکت قرارمیدهند که تلفات وخسارات ان به مامعلوم نمیشود .

اما دفترمطبوعاتی قوای ائتلاف دربگرام این خبررا رد ویاتائید نکرده ومخالفین مسلح ادعای مسئولیت این حمله را به عهده گرفته ودرقسمت تلفات ناشی ازآن به رسانه ها چیزی نگفته اند.

قابل ذکراست که پنج ماه قبل نیزتعدادی ازتروریست ها همراه باواسکت های انتحاری ماشیندارها بالای دروازه وردی میدان حمله کرده وهمه آنها بعد ازچندساعت درگیری ازسوی پولیس کشته شدند.

[ شنبه یکم آبان 1389 ] [ 14:22 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

رییس امور زنان ولایت کاپیسا از افزایش خشونت علیه زنان و دختران به شمول
خودسوزی ها در اين ولايت سخن میزند.
سیفوره یحیی کوهستانی میگوید که امسال 280  مورد خشونت در ریاست امور
زنان کاپیسا ثبت شده است، در حالی که این موارد سال گذشته، ده درصد کم
بود.
وی به آژانس خبری روز گفت که این آمار به همکاری موسسۀ زنان برای زنان
افغان و اعضای شورای ولایتی کاپیسا جمع گردیده ودر جملۀ این موارد، یک
خودسوزی و بقیه فرار از منزل،فسخ نامزدی ، طلاق و لت و کوب بوده است.
به گفتۀ رییس امور زنان ، شصت درصد خشونت ها را لت و کوب توسط شوهران
معتاد شان تشکیل میدهد.
 یکی از این موارد، خودسوزی شازیۀ 25 ساله درقلعۀ میر ولسوالی حصۀ اول کوهستان بود.
 عبدالفتاح "شفیق " ولسوال حصه اول کوهستان میگوید که این زن شش روز پیش
با پاشیدن پطرول  برسرش خود را آتش زد و چراغ زنده گی اشرا خاموش ساخت.
 وی گفت : شازیه  یکسال قبل ازسوی مردی بنام خان محمد که یک زن
دیگرنیزداشت به نکاح درآورده شده ودرهمین قریه زنده گی مینمود .
 شفیق می افزاید :درهمسایگی قریه، مراسم عروسی برپاشده بود که به جزء از
شازیه وشوهرش ، همۀ مردم به آنجا رفته بودند، خانم هنگامی که شوهرش بکابل
رفت، دروازۀ اتاق را بسته نموده وخود را آتش زد .
ولسوال علاوه میکند که پولیس بعد ازاطلاع مردم به ساحه رفته ، تحقیقات را
آغاز نموده، اما تا کنون علت خودسوزی مشخص نشده و درپیوند به   قضیه کسی
بازداشت نگردیده است.
اما رییس  امورزنان، علت خودسوزی را  ناشی از خشونت های خانواده گی
خوانده ؛میگوید  که جسد  بعد از معاینات در طب عدلی در کابل دوباره به
ولسوالی حصه اول انتقال و دفن گردیده و   مسوولان جنایی راپور مکمل جریان
خودسوزی خانم را به آنها نداده اند.
خانم کوهستانی گفت که تا کنون جزئیات بیشتر دردست نیست، اما تلاش جدی
میکنند تا انگیزه وعوامل اصلی این  خودسوزی را روشن سازند.
رییس امور زنان کاپیسا اظهار داشت که ازسه سال بدینسو این پنجمین مورد
خودکشی است که به دلیل خشونت های خانواده گی در این ولایت رخ میدهد.
به گفتۀ وی، یک دختر جوان دو سال قبل، با فیر کلاشنکوف پدرش، خود را کشت
وعلت این بود که پدر اجازۀ بیرون شدن وی را از خانه نمی داد.
همچنان دختر دیگر سال گذشته نامزد شده بود و به علت اینکه والدین بر پسر
طویانه گزاف گذاشته بود ، شیشۀ کلکین را به قلب خود فرو برد و زخم شدید
برداشت  و بعد از سه روز در شفاخانه جان باخت.
این درحالی است که مسوولین کمیسیون مستقل حقوق بشر میگویند  که موارد
خودسوزی درسالهای گذشته درولایات هرات ،کندهارونیمروزبه شدت جریان داشت،
اما حالااین معضل درولایات شمال  وشرق  کشور نیز گسترش یافته است.
 داکتر ثریا صبحرنگ کمیشنرانکشاف وحمایت ازحقوق زنان این کمیسیون به
آژانس خبری روزگفت؛ یکی ازدلایل خود سوزی زنان آگاهی از حقوق و امتیازات
مدنی شان بوده و این دسته از زنان که حقوق شان تلف میگردد به خود کشی ویا
خود سوزی دست میزنند.

وی علاوه کرد که از آغاز سالروان میلادی تا کنون 1400 مورد خشونت
خانوادگی  در این کمیسیون به ثبت رسیده که دو در صد آن خود سوزی میباشد.

همچنان در شش ماه اول امسال1608 مورد خشونت خانوادگی در مرکز و 873 مورد
در ولایات،به ثبت رسیده؛ حالآنکه این آمار در سال گذشته به بیش از3
هزارو500  مورد   دروزارت امور زنان به ثبت رسیده بود
[ جمعه سی ام مهر 1389 ] [ 14:17 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
  • مسوولان محلی ولایت پنجشیر از وفیات طفل  و مادر ابراز نگرانی کرده،
    میگویند که این مشکلات تا حدی خطرناک است که خانمها توسط مرکب ویا کجاوه
    به مراکز صحی  انتقال میگردند و برخی آنان در راه جان میدهند.
    اعضای شورای ولایتی پنجشیر ادعا میکنند که عدم عرضۀ خدمات صحی ونرسیدن به
    موقع زنان حامله هنگام زایمان به مراکزصحی، سبب شده تا  ده ها زن و نوزاد
    بمیرند.
    ویدا سعیدی عضو شورای ولایتی پنجشیر میگوید که او این مشکلات صحی  را
    هنگام بازدید ازمحلات دوردست، دریافته است که مردم را سخت رنج میدهد.
    وی به آژانس خبری روز گفت:  ((این مشکلات ازگذشته ها وجود داشته که لازم
    بود تاحال حل میگردید، اما متاسفانه در حل آن اقدام نشده است.))
    خانم سعیدی می افزاید : موارد وفیات طفل و مادر، بیشتر درولسوالیهای
    پریان ،دره  وشتل که ده ها کیلومترپیاده راه دارند، به چشم میخورد.
    مردم نیز از نارسایی در بخش خدمات صحی شکایت دارند.
    حفيظه باشندۀ ولسوالی پریان میگوید که یکماه قبل، خواهرش هنگام زایمان
    درمسیرراه ،جان داد و علت آن، دور بودن کلینیک صحی بود.
    وی  ادعا کرد:(( ما قابله داریم، مگم  بی تجربه اس و همیشه درکلینیک نمی
    باشه ، وختی که مادران حامله مراجعه میکنن، زیاد به تکلیف میشن.))
    حفیظه می افزاید:برخی خانم های که به کلینيک پریان مراجعه میکنند ،
    برایشان ادویه داده میشود ، اما بعداً آنان دچارمشکلات جدی ترمانند تکان
    قلب وبعضی نگرانی های دیگرمیگردند.
    از سوی دیگر، مریم پنجشیری رییس امورزنان پنجشیر، نبود ترانسپورت وسرک را
    سبب  مشکلات برای خانم های حامله دانسته ، میگوید : (( خدمات صحی در بعضی
    مناطق دوردست مانند روی دره ،آستانه کلان  وگلاب خیل درۀ ولسوالی شتل
    وبرخی  قریه  های ولسوالی پریان وجود ندارد، از همین جهت مردم فقیرآنجا
    به کلینیک ها آمده نتوانسته وبامرگ دست وگریبان اند.))
     وی ازچند مورد  مرگ خانمها درهنگام انتقال توسط مرکب ویا کجاوه ، به
    مراکز صحی،  یاد کرد ؛ اما گفت که تاحال کدام سروی دقیق از سوی ریاست
    امور زنان و یا مراجع دیگر در مورد میزان مرگ و میر طفل و مادر صورت
    نگرفته است.
    خانم پنجشیری، ازمسوولان صحی خواست تا دراین قسمت توجه جدی نمایند.
    اما داکترعبدالصمد کریم رییس صحت عامه پنجشیرمیگوید که دراین قسمت هیچ
    نوع نگرانی جدی وجود ندارد.
     وی ادعا کرد که درحال حاضردرتمامی کلینیک ها نرس قابله موجود بوده وهمه
    روزه درخدمت مردم قراردارند؛ اما مردم نسبت بعضی سنت های ناپسند جامعه،
    به زنان خود اجازۀ رفتن به مراکزصحی نداده تابا داکترهنگام حاملگی مشوره
    کنند.
    رییس صحت پنجشیر، ازصعب العبوربودن راه ها نیزیاد آورشدوگفت که عرضۀ
    خدمات صحی، نسبت به سال گذشته بیشترشده و اکنون درتمام مراکزصحی
    ولسوالیها پانزده نرس قابله فعالیت میکنند .
    داکتر کریم ، ازمنظورشدن دوکلینیک جدید درمربوطات این ولایت نیزخبرداد
    وخاطر نشان ساخت که این کلینیک ها میتوانند مشکلات دوری راه برای
    نیازمندان را رفع سازند .
    از مرگ ومیرمادران و نوزدان درحالی درپنجشیرابراز نگرانی شده که مسوولان
    صحی میگویند: یک مرکزمجهزباتمام امکانات تداوی زنان  بنام ايمرجنسی ازسوی
    ایتالیا از ده سال قبل بدینسو درولسوالی انابه فعال بوده وروزانه علاوه
    برمریضان پنجشیر، مریضان ولایات همجواررا نیز بطوررایگان تداوی میکند.
     این درحالی است که داکترثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه میگوید که  9
    سال پیش در سراسر کشور ازهر9 مادر یکی ازآنان باخطرمرگ مواجه بودند،اما
    اکنون ازهر 11مادر یکی ازآنان باخطرمرگ روبرومیباشد.
    وی می افزاید: در آنوقت، دریک هزارطفل تازه متولدشده 257 طفل ازبین
    میرفت، اما حالا از هر یکهزارطفل 161 طفل فوت می نماید.
    اما با آنهم سرپرست وزارت صحت عامه، تدابیربرای کاهش مرگ ومیرمادران
    راناکافی عنوان کرده، تصریح نمود که باید برای کاهش مرگ ومیرمادران
    واطفال، سرمایه گذاری بیشتری صورت بگیرد.

[ سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ] [ 6:57 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

مسئولین امنیتی درولسوالی حصه اول کوهستان ولایت کاپیسا ازآتش زدن یک خانم درمربوطات این ولسوالی خبرمیدهند.

عبدالفتاح "شفیق " ولسوال حصه اول کوهستان میگوید:که حوالی ساعت سه بعدازظهرمورخ 25/7/89یک خانم 25ساله   بنام شازیه بنت خان پادشاه باشنده قریه قلعه میراین ولسوالی با انداختن تیل پطرول برسرش خودکشی کرد .وی گفت که این خانم یکسال قبل ازسوی مردی بنام خان محمد که یک زن دیگرنیزداشت به نکاح درآورده  شد ودرهمین قریه زنده گی میکردند .     آقای شفیق میگوید روزگذشته درهمسایگی ایین قریه مراسم عروسی برپاشده بود که بجزاین خانم وشوهرش همه مردم به آنجا رفته بودند این خانم هنگامی که شوهربکابل میرود داخل اطاق دروازه را بالای خودبسته وخودرا اتش می زند که پولیس محل بعد ازاطلاع به ساحه رفته وبعد ازتحقیقات ابتدائی جسدراغرض معاینات به طب عدلی بکابل انتقال داده است

جسد این خانم درطب عدلی بوده وتاااکنون درپیوند به این قضیه کسی بازداشت نشده است . ولسوال حصه اول کوهستان میگوید که ازسه سال بدین سو این پنجمین مورد خودسوزی است که تنها درولسوالی حصه اول این ولایت بدلیل خشونت های خانواده گی رخ میدهد.

درهمین حال خانم سیفوره یحیی کوهستانی ریسه امورزنان باتائید خبرسوختاندن این خانم میگوید که جسد این خانم را برای دریافت معلومات ضروری به طب عدلی فرستاده اند

وی گفت که تااکنون جزیات بیشتردرین مورد دردست نمیباشد اما وی تلاش جدی میکند تا انگیزه وعوامل این موضوع را روشن سازد.

این درحالسیت که مراجعه مسئول ازافزایش 10 درصد خشونت علیه زنان نسبت به سال گذشته درولایت  کاپیساخبرمیدهند
[ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ] [ 13:13 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

هدیه به سردار رشیداسلام شهیداحمدشاه مسعود (رح) بمناسبت نهمین سالروزشهادتش

ای برهنه پا، سروِ سرافراز تویی تو
سردار و سزاوار به هر ناز تویی تو
دشمن شكن و فاتح و سرباز تویی تو
فرمانده ی این خاك، زِ آغاز، تویی تو
غیر از تو كسی نیست درین مرزِ كهن وای
ای ویا وطن وای

بشتاب كه در بازوی تو فرِ خداییست
در گردش چشمانٍ تو انوارِ الهیست
آیینِ تو فرماندهی و قلعه گشاییست
شمشیرِ تو روشنگرِ اسرارِ سماییست
تاریخ تو ثبت است به هر كوه و دمن وای
ای وای وطن وای

جز لاله ی خونبار كه روید ز زمینًت
كس نیست نًهد گوش به فریادِ حزینت
جز نامِ، خدا، نسیت دگر نقشِ نگینًت
تاریخ زند بوسه ی عزت به جًبینت
ای كارِ تو زینت دهِ اعصار و زِمًن وای
ای وای وطن وای

نِی تاج به كار آیدت امروز نه اورنگ
نِی صاحبِ سرمایه كه با سودِ گرانسنگ
خون دلِ تو خورده به صد حیله و نیرنگ
كس نیست كه پیروز شود جز تو دراین جنگ
ای بازوی رزمنده ی زنجیرشكن وای
ای وای وطن وای

استاد خلیلی

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 12:54 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

karamodin karimخواننده عزیز!

محمد فهیم فطرت گزارشگر خبرگزاری روز مصاحبه ی را با دگرجنرال کرام الدین کریم والی ولایت پنجشیرانجام داده است که بنا به اهمیت موضوع متن کامل مصاحبه آقای کریم راخدمت خواننده گان عزیز تقدیم میداریم.

فطرت::   جناب والی صاحب سپاس ازینکه حاضرشدید با مصاحبه داشته باشید

وازکارکردها و برنامه ها ی ولایت برای مردم پنجشیر معلومات دهید.

آقای کریم:  ازشما وازتمامی دست اندرکاران مجله  آفتاب یک عالم سپاس وقدردانی میکنم که واقعاً میخواهید تادرراستای فرهنگ وروشنگری افکار کارنمایید و دردها ومشکلات مردم را انعکاس داده وبه گوش مسوولین برسانید .

 فطرت: والی صاحب باآمدن شما درپنجشیرچه برنامه های جدیدی قراراست اجراشود؟

 آقای کریم: تشکرما دوتابرنامه روی دست داریم یکی برنامه انکشافی پنج ساله که برای ولایت پنجشیرساخته شده است ودربخشهای مختلف برای بازسازی پنجشیربرنامه های مختلف درنظرگرفته شده است واین جزبرنامه های عادی ولایت میباشد که امیدوارم هستم بطوردرست ومطابق به نورم ها ومشخصات خود تکمیل گردد.

بخش دوم عرضه خدمات برای مردم است که ما دردستورکارخود قراردادیم مثلاً پوشش سراسری مخابرات درپنجشیر،دسترسی مردم به انرژی برق وبهبود درسکتورصحت

صورت خواهد گرفت تامشکلات صحی حتی درنقاط دوردست این ولایت حل گردد،

دربخشهای سرکسازی وترانسپورتیشن نیزکارخواهیم کرد  هم اکنون که باشما صحبت

میکنم حدود 25 قریه درحصه دوم پنجشیرازقریه گلاب خیل شروع الی آستانه کلان ازنعمت داشتن سرک محروم اند وبا پای پیاده مریض ها ومواد خوراکه خودرا انتقال میدهند که واقعاً جای تاسف است .

دربخش معارف توجه اصلی ما خواهد بودکه خدابخواهد معارف پنجشیررا ازین دربدری نجات بدهیم برای معارف برنامه خاصی داریم که عنقریب شورای عالی معارف را درپنجشیرایجاد خواهیم کرد که این شورا متشکل ازریاست معارف، شواری ولسوالی ها ،وشورای ولایت خواهد بود که بتواند درهمکاری بامسوولین معارف درقسمت انکشاف ورشد متوازن معارف کمک نماید

فطرت:: درسالهای گذشته کارهای صورت گرفته است با توجه به مشکلات مردم تاچه اندازه کافی است؟

آقای کریم: ما به هیچ وجه گفته نمی توانیم که درپنجشیرکاری صورت نگرفته است وبه هیچ وجه هم گفته نمی توانیم که کارهای زیادی انجام شده است بخاطریکه ولایت پنجشیرولایت نوتاسیس بوده است.

ولایت پنجشیر درسالیان درازمرکزرهبری جهاد ومقاومت بوده واین ولایت ویژه گی های خاص داشته بناً دشمنان افغانستان بمب های ویژه صلاح های ویژه را درین ولایت استعمال کردند که همه داروندارمردم این دره قهرمان پروررا بخاک یکسان ساختند لذا درین ولایت هرقدرکاری که صورت بگیرد بازهم اندک است ومن امیدوارهستم که باامکانات دست داشته درخدمت مردم مسلمان ومجاهد پنجشیرقراربگیریم .

فطرت:: اززمان احراز پست ولایت توسط شما چه کارهای صورت گرفته است ؟

آقای کریم: مدت کوتاهی که ازآمدن من میشود ما تلاش کردیم که کار های صورت بگیرد وبه لطف پروردگار کار های هم انجام شد که همه آن را من دست آورد خودنمیدانم البته به تعقیب کار های گذشته دربخشهای مختلف دست آوردهای داشتیم مثلاً دربخش سرکسازی میتوانیم ازآغازکار1.7 کیلومترسرک ولسوالی پریان که کارآن عملاً آغازیافته است ،سرک حلقوی که ازسوی وزارت فوائدعامه ازقریه دشتک شروع الی قریه منجهوربه سمت جنوب پنجشیراحداث میگردد وکارآن نیزعملاًجریان دارد،افتتاح کارتعمیرشورای ولایتی درمرکزولایت ،افتتاح تعمیرسره میاشت وغیره نام برد که درطی چهارماه انجام شده است که همه آن دست آورد ما نه بلکه دست آورد کسانیکه قبل ازما کارکرده اند میباشد امیداوارهستم  که خداوند بزرگ مارا توفیق عنایت فرماید تامصدرخدمت بزرگ به مردم خودشویم.

فطرت:: نبود معلمین مسلکی یکی از مشکلات جدی مردم پنجشیر است در قسمت حل این مشکل شماچه برنامه دارید؟

آقای کریم:ولایت پنجشیر ولایت جدید التاسیس است،ما تنها در بخش معارف مشکلات نداریم بلکه مشکلات درعرصه های مختلف وجود دارد،به گونه مثال در عرصه صحت مخصوصآ برای خانمها عرضه خدمات صحی بطوردرست وجود ندارد،همینطور دربخشهای مختلف مشکلات وجود دارد درقسمت سوال شما باید بگویم که برای رفع این مشکل نزد ما دو راه کاروجود دارد؛ درکوتاه مدت ما میتوانیم مانند گذشته تعدادی از متشبثین خصوصی وتجارملی را تشویق نماییم تا درین قسمت کمک نمایند و ازاین طریق معلمین مسلکی را با معاش بلند تر درمکاتب مختلف استخدام نماییم تا مضامین ساینسی را که واقعآ جدی است تدریس نمایند، مگرما به این اتکا نمیکنیم چراکه دوام این برنامه تضمین شده نیست اما در دراز مدت در بخش تربیه معلم آنچه که شما فرمودید من در یک بخش با شماموافق و اما در بخش دیگر موافق نمیباشم وآن اینکه وقتیکه ما معلم تربیه میکنیم و به جامعه تقدیم می نماییم مشکل ما این است که معاش معلمین کم است وزمانیکه معاش بلندتر در موسسات برای معلمین پیدا میشود آنها رشته معلمی را ترک گفته وبه موسسات رو می آورند،عدم کیفیت تدریس درتربیه معلم سبب نگرانی است اما قبل از اینکه روی کیفیت صحبت نماییم باید روی امکانات دارالمعلمین تماس بگیریم،دارالمعلمین تعمیرندارد وتعمیرهای موجود ساختمان های نظامی بوده که از زمان مقاومت باقی مانده است امکانات لیلیه کم است وبه هیچ وجه از نگاه امکانات خدمات استندرد وجود ندارد،مابه هرقیمتی که شود باید دارالمعلمین را از لحاظ کیفیت تدریس وبود وباش معیاری بسازیم.

فطرت:: عدم اشتغال هم یکی از چالش های فراراه مردم در پنجشیرمیباشد،نبود کار برای افراد خصوصآ جوانان سبب شده است که تعدادی از افراد به اعتیاد رو بیاورند،برای حل این مشکل آیا کدام راه کار وجود دارد؟

آقای کریم: مشکل اشتغال درافغانستان سراسری است و ما درپنجشیر برای رفع این مشکل دو تا برنامه خاص را در نظرگرفته ایم، امیدوارهستیم که هرچه زودتر عملی گردند؛اولآ یکتعداد از مجاهدین که درسالهای جهاد بنا بر شرکت نمودن در صف جهاد از تعلیم وتحصیل باز مانده اند وافراد باعزت وبا آبروی هستند و تنها پیشه آنها جهادگری بود که امروز نه در اردو ونه هم در پولیس سهیم اند و حرفه دیگرهم برای امرار معاش ندارند و به هیچ وجه هم نمیتوانند کارهای خدماتی را انجام بدهند، ما میخواهیم که با تفاهم با وزارت محترم داخله آنها را در چوکات پولیس نظم عامه یا امنیت عامه سهیم بسازیم واین پولیس درقسمت تنفیذ قانون وروال کار روزمره پولیس مسوولیتی ندارد و وظیفه آنها تامین امنیت سرحدات،کوتل ها،معابر ودرحالات ضرورت تامین امنیت پنجشیرخواهد بود.

ثانیآ برای سایرافراد بیکار اخیرآ ما با یکی از موسسات صحبت نمودیم که آن موسسه متعهد گردیده با کمک تیم بازسازی ولایتی پنجشیربرنامه حرفوی سازی را در هفت واحد اداری پنجشیرایجاد نماید و در بخش های مختلف مانند؛ نجاری،خیاطی، فلزکاری وغیره صدها تن افراد بیکار را تربیه نموده تا صاحب شغل شوند که البته سال گذشته نیز همین موسسه میخواست که این برنامه را در ولایت پنجشیرراه اندازی نماید که متاسفانه با مقامات به تفاهم نرسیده بودند حالا ما امید وار هستیم که این برنامه هرچه زودترآغاز شود.

فطرت:: مردم از نحوه کارکرد شرکت های ساختمانی دراجرای پروژه های زیربنایی رضایت ندارند و آنها مدعی هستند که اکثرپروژه های تطبیق شده کیفیت نداشته و ازین بابت نگران اند، آیاولایت پنجشیربرای نظارت از کار شرکت ها کدام راهبرد خاص را در نظر گرفته است؟

آقای کریم: واقعاً سوال خوبی را مطرح نمودید میتوانم بگویم که من شخصاً خودم ازنحوه کارپروژه های ساختمانی دیدن میکنم و این صلاحیت را بخودمیدهم تاازکیفیت کاروچگونگی اجرای آن نظارت نمایم .

بیشترپروژه  ها ازسوی ((PRTیاتیم بازسازی ولایتی تمویل میگردد ماازآنها خواستیم تامشخصات کاروبودجه آنرابرای ماازقبل واضح بسازد تا ما در روشنی نحوه قرارداد کیفیت کار رادقیقاً نظارت نمایم که انشاالله عملی خواهد شد .

موضوع بسیارجالب اینست که اززمانی که من درین ولایت آمده ام وبه کارشروع نموده ایم حدود چهارویا پنج قرارداد فروخته شده را فسخ نموده ایم البته قرارداد بطوری صورت گرفته است که اولین کمپنی زمانی که برنده میشود وقرارداد را عقد میکند بشکل تجارتی به کمپنی دیگرآنراباگرفتن مفاد بفروش میرساند بگونه مثال قرارداد سرک ولسوالی پریان مبلغ 4400000 دالرامریکائی ازسوی یک کمپنی قراردادشده وبه کمپنی دیگربه سه ملیون دالربه فروش رسیده است وکمپنی دوم مجبوراست که مبلغ یک میلون دالررا ازپائین آوردن کیفیت کارسرک مانند کم ساختن عرض سرک ،دیوارهای استنادی وکیفیت قیرتکمیل نماید .همچنان شرکت ساختمانی دیگری درحصه دوم پنجشیریک پروژه را به چهارملیون دالرقراردادنموده وبه شرکت دیگربه دوملیون دالرفروخته است ما ازهمه این شرکت ها خواستیم تا قرارداد را فسخ نمایم من جداً درین قسمت کارمینمایم وتازمانیکه من بصفت والی پنجشیرباشم به هیچ فرد اجازه نخواهم داد تااینگونه معامله نماید .

فطرت: شما مشکلات را درکجا می بینید؟

آقای کریم: من نمیخواهم به عقب برگردم، میخواهم آنچه را که خودمان انجام میدهیم به مردم واضح نماییم تا مردم در روشنی کارکرد مسوولین قرار بگیرند.

فطرت:: به نظرشماعوامل اساسی درکجاست؟

آقای کریم:عامل اساسی پایین بودن ظرفیت کاری در ادارات است،بطور مثال اگر از اداره مستوفیت سوال شود که سال گذشته چه مقدار بودجه برگشت نموده است؟ اگرآنها از برگشت بودجه بگویند که چه مقدار بوده برگشت کرده است وآنهم درحالیکه ولایت پنجشیرنیازمندی جدی درعرصه های مختلف انکشافی دارد جای نهایت تاسف است،درکل مشکل اساسی در ولایت پنجشیرعدم موجودیت ظرفیت کاری در ادارات است.

فطرت:: راه بیرون رفت ازاین مشکل در کجاست؟

آقای کریم: برای حل این مشکل به ریاست ارگان های محل پیشنهاد کردیم تا درهفت سکتور جداگانه هفت نفرمشاورمتخصص وکارشناس با معاش بلند(سوپرسکیل) را توظیف کنند تا برای سکتور مختلف پلان واستقامت کاری بدهند،از نحوه کارکرد نظارت کنند و آنها را درارتقای ظرفیت شان کمک نمایند؛ بطور مثال آمریت فواید عامه پنجشیراگرتیم بازسازی ولایتی وموسسات دیگرنباشند آنها توانایی دور کردن چند داده سنگ ریزه را از سرک نخواهند داشت، پس باید برای آنها ظرفیت ساخته شود تا در نبود موسسات کمک کننده آنها بتوانند به پای خود بایستند.

فطرت::  دیده میشود که دربعضی از مناطق یکتعداد مردم کارهای را در روی سرک انجام میدهند که موجب بندش راه و تخریب سرک میگردد مسوولیت حفظ ومراقبت سرک پنجشیررا کی به عهده دارد؟

آقای کریم: تا هنوز سرک پنجشیر به ولایت پنجشیررسمآ تسلیم داده نشده است وکارهای که ما انجام میدهیم کارهای اخلاقی است که ما بخاطر وطن ما انجام میدهیم وتا هنوز پی ،آر،تی یا تیم باز سازی ولایتی سرک را به ما تسلیم نکرده است وکمپنی که سرک گلبهار-بارک را ساخته است مسوولیت حفظ ومراقبت سرک را به عهده دارد، باید خاطرنشان ساخت که مردم هم در حفظ ومراقبت سرک بی پروا هستند بگونه مثال یکروز خودم شخصی را دیدم که میخواست در روی سرک خرمن گندم خود را تریشل نماید.

ما از مردم پنجشیرمیخواهیم که خودشان سرک شان را مراقبت کنند ونگذارند که سرک تخریب شود، و ازشما هم میخواهم که درمطبوعات با عناوین درشت از مردم بخواهید که درقسمت حفظ ونگهداشت سرک با حکومت و موسسات همکاری نمایند چون رنج نبود سرک را مردم دیده اند.

فطرت: وجود امنیت پایدار در پنجشیر سبب ایجاد پرسش های در اذهان مردم افغانستان وجامعه بین المللی شده است شما رمز این موفقیت را در چه میدانید؟

آقای کریم: امنیت در پنجشیرمحصول کارمقام ولایت ،پولیس ونیروهای امنیتی نیست این فقط مردم است که امنیت را تامین نموده اند من تضمین میکنم که اگر ولایت ،پولیس و پی آر تی هم از پنجشیر بروند امنیت درپنجشیروجود خواهد داشت، چون مردم با خون خود این نظام را بوجود آورده اند وبرای تامین امنیت خود مردم تلاش میکند ونمیخواهند که در ولایت شان نا امنی باشد.

فطرت:: همکاری مردم را با دولت چقدرموثرمیدانید وهمکاری مردم با شما چطوراست؟

آقای کریم: همکاری مردم با حکومت درپیش برد اموردولتی بسیارمهم است،مردم پنجشیر با حکومت همکاربوده و از هیچ نوع خود گذری دریغ نمکنند بطور مثال؛اگرتمام سرمایه یک نفریک زمین کوچک زراعتی باشد واگرسرک از آنجا بگذرد حاضراست که بخاطر باز سازی از زمین کوچک خود که تمام سرمایه اش است بگذرد همچنان اگریک خانه که درآن زندگی میکند هم در مسیرسرک قرار بگیرد حاضراست که با دولت همکاری کند وبه ما اجازه بدهد تا یگانه سرپناه اورا بخاطر بازسازی با بلدوزر ویران کنیم، این یک نمونه کوچک همکاری مردم با دولت است وهمه موفقیت مان بسته گی به همکاری مردم با ما دارد.

فطرت: دراخیرپیام شما به مردم پنجشیرچه است؟

آقای کریم: مردم پنجشیرمردم آگاه ،بیداروغیوری هستند، پیام من به این ملت بزرگ اینست که با معارف ،مکاتب،متعلمین ومحصلین همکاری نمایند همانگونه که دردوران جهاد ومقاومت در آزاد سازی کشورازخود رشادت ها وقهرمانی نشان دادند امروز راه تعلیم وتربیه را در پیش گیرند تا اولاد این مردم با دانش خود همانند پدرانشان که درسنگرنبرد حق برباطل قهرمانانه رزمیدند دربازسازی افغانستان نوین پیش قدم باشند ونگذارند که فرزندان پاک این سرزمین به تروریزم ،مواد مخدر وپیچیده گی های دیگرروبیاورند.

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 11:14 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

هیت سیزده نفری وزارت معادن وصنایع افغانستان توانست که به مساحت 24کیلومترمربع معادن فلزخام رادرولایت پنجشیرکشف نماید.

بتاریخ 6 سرطان سال 1388 یک تیم معدن شناس ازریاست جیولوجی وزارت معادن وصنایع افغانستان تحت ریاست انجنیرگل ریحان وزیری ریس جیولوجی وزارت معادن کشوربه هدف سرویع معادن به پنجشیرآمده وبه سرویع آغازنمودند.

عنایت الله "طوفان " سخنگوی والی پنجشیرگفت که تیم معدن شناس بعدازیکسال کارموفق شدندکه به مساحت 24کیلومترمربع ساحه استخراج معادن راکشف وشناسائی نمایند .

طوفان می افزاید:به اساس گزارش تیم تخنیکی سرویع درین ساحه 96 کتله فلزمختلف که شامل آهن ،سرب،مس،طلا،نقره،گرینیت،سنگ مرمروغیره سنگهای تزئینی میباشدشناسائی گردیده است .

وی گفت این معدن که ازساحه منسوب بام وردارشروع و به منطقه بنام نقره خانه خاتمه میابد درمربوطات ولسوالیهای خنج وپریان پنجشیرقراردارد هم اکنون تیم معدن شناس مصروف کارمیباشد.

طوفان میگوید که این معدن نهایت بااهمیت بوده که ازیک سومیتواند درقسمت انکشاف اقتصادی کشورکمک نماید وازسوی دیگراگرکاراستخراج آن آغازگردد حدود یکصدهزارنفرشامل کارمیشوندوی میگوید موقعیت معدن درمسیرسرک قیرموجودیت آب فراوان وامنیت تام این ولایت دولت را باید تشویق کند تادرقسمت استخراج این معدن تلاش نماید.

عبدالرحیم یکی ازباشنده گان ولسوالی پریان می گوید که ازسالهای قبل بزرگان پنجشیرروایت میکردندکه درین نقاط معادن کلان وجود دارد که به اساس گفته آنان صدسال قبل نیزدولتی ها به هدف استخراج آن به اینجا آمده بودند وی ازدولت میخواهد که ازطریق استخراج همچومنابع سرشارکشور زمینه کاررا برای افراد بیکارفراهم نماید.

ولایت پنجشیریکی ازولایات افغانستان است که ازسالهای قبل سنگهای قیمتی مانند زمرد لاجورد یاقوت وغیره ازسوی مردم بصورت غیرمعیاری استخراج گردیده است .

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 11:8 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
 

درست بعدازگذشت21 سال بازهم دره سالنگ یکباردیگرسرخط اخباررسانه های ملی وبین المللی قرارگرفت 21 سال قبل در24 دلوسال 1367 خورشیدی قشون متجاوزشوری حین شکست دربرابرمجاهدین افغانستان درین وادی زیبادست به کشتاربی رحمانه مردم بیگناه زدوچهره دیدنی وادی سالنگ را به ویرانه مبدل ساخت.

روسها که بیشترازهمین شاهراه داخل کشورشده بودند حین شکست بازهم ازهمین راه برگشتند ودست به قتل عام مردم بیگناه دره سالنگ زدندکه هزاران تن شهیدمجروح معیوب ومعلول بجاگذاشت وصدها خانه را به خاک ویران ساخت که مسئول این قتل عام کفاربودندورحمی دردلهای شریرآنهاوجودنداشت.

اما این بارچه واقع شد؟بازهم درهژدهم همین ماه سیاه دلوقتل عام صورت گرفت وزندگی  صدها تن پیر،جوان ،وکودک بیگناه را پایان بخشید.اما باتفاوت ازگذشته مسئول این قتل عام هم معلوم نیست همه یکدیگررا مسئول میدانند سوال اینجاست که کی مسئول است مردم ویامسئولین .

روزیکشنبه هژدهم ماه دلوسال روان خورشیدی دریک رویداد طبیعی خونین درشاهراه سالنگ   به اثروقوع طوفان های شدید وسرازیرشدن ده ها برفکوچ صدها تن ازمسافرینکه ازین شاهراه عبورمیکردنددرزیرآواربرف جان باختندصدها تن مجروح وده تن دیگرهنوزهم ناپدیداند.

بگفته مسئولین بلندرتبه دولتی درشاهراه سالنگ این رویدادتاریخی درطی پنجاه سال بی سابقه بوده که هرگزتصورنمیشداما بعدازوقوع این رویدادمسئولین حفظ ومراقبت ازسالنگها باتشریک مساعی ارتش ملی وپولیس ملی هزاران تن را ازمرگ نجات دادندمگرباآنهم  360 تن مجروح و179 تن هلاک گردیدند وگمان میرودکه اکنون هم اجساددیگری نیز زیرآواربرف باقی مانده باشند.

 باتوجه به واقعیت امروآنچه مابه آن ایمان داریم ( هیچ مصیبتی نمی رسد مگرازجانب پروردگار)وقوع همچورویدادهای طبیعی که ازجانب پروروگاربوده وحتی درپیشرفته ترین کشورهای جهان قابل پیش بینی نمیباشدقلب انسانها را تاحدی تسلیت میبخشد.

اماشاهراه سالنگ که درسالهای دهه سی خورشیدی درزمان حکومت استبدادی ظاهرشاه احداث گردید به کمک مالی اتحادیه جماهیرشوروی سابق بشکل مدرن توسط مهندسان مجرب  اعمارگردید برای اینکه ازتلفات جانی درصورت همچوحوادث چگونه جلوگیری بعمل آیددرنقاط آسیب پذیراین شاهراه  سرپناه ها ی مجهزباوسایل گرم کن برقی  درنظرگرفته شده بود متاسفانه درسالهای جهادومقاومت این شاهراه مانند سائرزیربناهای اقتصادی شدیداً آسیب دیده وبه اعمارمجددنیازمندگردید .

تجهیزات تخنیکی این شاهراه  تازمان پیروزی مجاهدین درسالهای دهه هفتادبجا خودباقی بوداما بدبختانه توسط ملیشه های مجاهدنما حتی کیبل های برق ازسیستمهای  گرم کن وایرکاندیشین آن  به غارت برده شد. ازاین شاهراه که روزانه هزارها وسایط کوچک وبززگ میگذرد آن امکانات ضروری را ندارد که مانند گذشته فعالیت کندباآنهم یکی ازراه های بزرگ مواصلاتی ولایات شمال وشمال شرق به پایتخت بوده وبندرتجارتی هیرتان کابل نیزازهمین مسیر میگذرد.

مردم وآهگان اموربی توجهی دولت ومسئولین حفظ ومراقبت سالنگها را عامل قتل عام صدها تن بیگناه میداند آنها میگویند که مسئولین درزمان وقوع رویداد به نجات مردم نشتافتند وآماده گی ازقبل هم نداشتند که درصورت وقوع همچوحوادث ازتلفات جانی تاحدی جلوگیری نمایند .

 شاه بدل باشنده ولسوالی کشم ولایت بدخشان که اززیرآواربرف جان بسلامت برده است میگوید: که باید مسئولین ازوضعیت جوی سالنگ به مردم اطلاع میدادند تامردم حرکت نمیکردند وی میگوید اگرآب وهوا مساعد هم نباشد مسئولین درهردودروازه شمالی وجنوبی سالنگ ازتجاربخاطرانتظارنماندن اموال ایشان پول میگیرند وآنها را اجازه عبورمیدهند.

میرویس : یکتن دریورانیکه  که بعداز24 ساعت اززیربرف زنده بیرون آوره شده است دریکی ازشفاخانه های دولتی بسترمیباشد وی درحالیکه یک پا وچند انگشت دست راستش قطع گردیده باچشمان اشک آلودش گفت که دوازده باربایکی ازمسئولین حفظ ومراقبت سالنگهااززیربرف تماس تیلفونی برقرارکردم ازآنها خواستارکمک شدم برایم میگفتند که یکساعت بعد میایم اما مرابرادرم نجات داد که دراولین تماس ازتاجکان جبل السراج حرکت کرده بود درآنوقت نه مسئولین سالنگ ونه افراددیگری آنجاموجودبود وی میگوید که عامل قتل مردم مسئولین حفظ ومراقبت سالنگها هستند.

اماجنرال رجب مسئول حفظ ومراقبت ازسالنگها ضمن رد ادعای مردم وزارت فوائدعامه افغانستان را مسئول دربی توجهی به حفاظت ازین شاهراه میداند وی میگوید که ازچندین سال بدین سو درین جا مسئولیت دارم همه مشکلات تخنیکی وغیرتخنیکی را که شامل کمبود پرسونل کاری ،نبود وسایط مجهز،ترمیم نقاط آسیب دیده ذریعه چند مکتوب رسمی به وزارت فوائد عامه ارسال نموده ام مگر تااکنون هیج نوع جواب مثبت دریافت نکرده ام وی علاوه میکند همین اکنون 34 عراده ازوسایط کاری ما ماشین کارندارند روغنیات مورد ضرورت ما تقلیل یافته است بگفته جنرال رجب موارد یادشده همه ازنمونه های خوب کاستی های قوای کاردرسالنگ میباشدکه مسئولین وزارت فوائدعامه درین قسمت سهل انگاری نموده اند.

جنرال رجب درقسمت اینکه چراازعبوروسایط قبل ازوقوع طوفان جلوگیری نشده است گفت که این مسئولیت مااست تا برای مسافرین بفهمانیم که حین عبورازکوتل سالنگ باید مجهزبالباسهای گرم زمستانی موادغذائی وسائرضروریات باشند ماصبح روزیکشنه که ساعت یک وسی دقیقه  طوفان آغازکرداطلاعیه را به تلویزون دولتی وآژانس خبرگزاری باخترفرستادیم تا مردم را آهگاه سازند مگرمتاسفانه نسبت بازارگرم اعلانات تجارتی شرکت های خصوصی بنشرنرسید وهمجنان درقسمت معلومات دردروازه های شاهراه هم مسئولیت خود را ادا کردیم  اما افرادزورمند دولتی وغیردولتی که به هدایات مسئولین توجه نمیکنند باعث اخلال این برنامه گردیده اند .

وی میگوید که درسال 1383 وزیرفوائد عامه افغانستان که شخصی بنام عبدالله "علی "متصدی پوست وزارت بود تشکیل 1700 نفری آمریت حفظ ومراقبت ازسالنگهارا به 265 نفرتقلیل بخشیدکه درزمان وقوع رویداد کمبود پرسونل به مااجازه ندادتاباسرعت لازم دست بکارشویم وی خواهان افزازیش معاش مامورین این شاهراه گردیده وبرای جلوگیری ازهمچوکشتاربی سابقه خواهان دوباره آوردن  1000 کارمند برطرف گردیده این اداره میباشد.

درهمین حال جنرال عبدالبصیرسالنگی والی پروان که خود درقسمت نجات جان مردم چندین روزرادرسالنگ سپری کرده است  باتائیدگفته های جنرال رجب میگوید: وزارت فوائد عامه درسالهای اخیرتشکیلات مامورین سالنگهارا کم ساخته واطاق های  محافظتی ایکه ازقبل برای نجات مردم درزمان وقوع همچورویداد ها درنظرگرفته شده بود ویران گردیده اند که همین مسئولین درراستای اعماردوباره آن تلاش نکرده اند وی نیز عبدالله علی وزیرفوائد عامه سال 1383را  عامل قتل مردم میداند ومیگوید که بایدوی به دادگاه معرفی شودتابرای سائرافرادیکه درهمچوپوست ها بدون آهگاهی ازوضعیت جوی افغانستان به وزارت میرسند پند گردد .

درهمین حال آهگاهان امور مسئولین حفظ ومراقبت ازسالنگ ها را درقسمت نجات جان مردم کاملاً بی توجه خوانده ومیگویندکه  درجریان شب آنهابه نجات مردم نشتافته اند.به باورآگاهان اگرمسئولین فوائدعامه درجریان شب کارمیکردنند ازآمارتلفات کاسته میشد.

آنها ازسوی دیگروزارت فوائد عامه ومسئولین اداره ملی مبارزه باحوادث طبیعی را درعدم توجه به آسیب دیده ها  متهم میشمارند.

بگفته کارشناسان اداره ملی مبارزه باحوادث باتوجه به امکانات دست داشته درافغانستان  به شکل سمبولیک فعالیت نموده نه تنها دررویدادسالنگ بل درسائرنقاط کشورهیج نوع کارموثری راانجام نداده است.

این آهگاهان معتقدانداگرنارسائی های درکارمسئولین وزارت فوائدعامه درسالهای گذشته دریافت گردد بامسئولین بلندرتبه این وزارت به دادگاه کشانده شوند.

باوجودتلاشهای زیادنتوانستیم که باآقای عبدالله علی وزیرفوائد عامه وقت که درخارج ازکشوربسرمیبردتماس حاصل نمائیم وازوی طالب معلومات شویم که روی کدام دلیل تشکیل مامورین فنی شاهراه سالنگ را تنقیص نموده است آیااوخودرا مقصرمیداندیاخیراما موفق نگردیدیم .

بعدازوقوع رویدادسالنگ چندین هیت بلند رتبه دولتی به شمول معاون اول ریاست جمهوری به سالنگ سفرنموده وازجریان عملیات نجات بازدید بعمل آوردند که اینگونه بازدید ها هیچگونه مرحمی به زخمهای قلب مردم نمی نهد.

 جریان عملیات نجات که باتشریک مساعی ارتش ملی،پولیس ملی،وزارت فوائدعامه ،ونیروهای آیسف

انجام یافت برای دوهفته ادامه نمود که درطی همین مدت ازنهادهای کمک رسانی چون سره میاشت واداره ملی مبارزه باحوادث  طبعیی هرگزحضورفزیکی درمحل حادثه به چشم نمی خورد که این موضوع یکباردیگراعتمادمردم را نسبت به نهادهای کمک رسانی دولت  وخدمتگذاری به مردم آسیب دیده کم ساخت.

حکومت افغانستان بعد ازسپری شدن سه هفته هیت بلند رتبه دولتی را تحت ریاست انجنیریوسف "پشتون "که درترکیب آن وزرای انکشاف دهات ،فوائدعامه ،وامورساختمانی سهیم بودند جهت بررسی خسارات وتثبیت ساحات آسیب پذیربه سالنگ فرستادکه هیت مذکوربعدازبازدید گزارش خودرابه شورای وزرای افغانستان ارسال نمود ه وخواهان تطبیق برنامه های کوتاه مدت ودرازمدت درشاهراه سالنگ گردید.

بگفته این هیت باید درکوتاه مدت پرسونل کاری آمریت حفظ ومراقبت سالنگها افزایش یابد تجهیزات مدرن وماشین های جدیدبه آنجافرستاده شود تادرصورت وقوع همچوحوادث ازتلفات جلوگیری گردد.

ودردرازمدت باید اطاقهای که ازقبل درنقاط آسیب پذیراین شاهراه ساخته شده بود واکنون ویران گردیده اند دوباره اعمارگردیده وهمچنان نقاط آسیب پذیرازخطرات برفکوچ مانند سائرنقاط سالنگ تونل های کوچک ایجادگردد هیت مذکوردرگزارش خواهان توجه هرچه بیشترمقامات دولت به این شاهراه کلیدی گردیده است .

درهمین حال مسئولین حفظ ومراقبت ازسالنگها ازبازدیداین هیت استقبال نموده وپیشنهادات خودرانیزباآنها یکباردیگرتقدیم نموده است اما این مسئولین درقسمت اینکه این تهدات تاچه حدجامعه عمل خواهد پوشید نگران بنظرمیرسند ومیگویند که درگذشته هم چنین تهداتی سپرده شده اما عملی نگردیده است .

درپایان یکباردیگرازنظریات مردم مسئولین وکارشناسان چنین برمی آید که دولت مسئول این رویداخونین وبی سابقه درشاهراه سالنگ است چراکه همین زمامداران دولتی بودندکه کاررابه اهل کارنسپرده وافرادی را بادرنظرداشت مصلحت های حزبی لسانی و سلیقه ها ی شخصی به پوست های مهم دولتی گماشته ونماینده گان مردم هم درخانه ملت به شکل اتوماتیک به آنهارای اعتماددادند که بالاخره بی توجهی وعدم کارآیی چنین افرادسبب گردیدتایکباردیگرصدهاتن کشته وزخمی وده هاخانواده را به ماتم نشاندومسئولین کشورماهم مانند تلفات ناشی ازبمباردمان های قوای ائتلاف بایک اظهارتاسف وپرداخت چندپول به فامیلهای آسیب دیده دنباله قضیه را رهاکرده وهیچ شخصی رابه چنگال قانون نسپرده اند .

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 7:34 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

   درحالیکه ناامنی های روزافزون وگسترش فعالیت های تروریستی،دراکثرولایات کشورمردم را نگران ساخته است

 ولایت پنجشیرازشمارپرامن ترین ولایات افغانستان است که ازشروع حکومت موقت تااکنون حتی  کوچکترین رویدادتروریستی درین ولایت به ثبت نرسیده است وجوداینچنین امنیت در یک گوشه افغانستان، کشوریکه حتی در پایتخت آن امنیت بسیارشکننداست موجب خطورپرسش های در اذهان مردم وجامعه بین المللی شده است.

بمنظوردریافت عوامل اساسی تامین امنیت وارایه پاسخ به سوالات مطروحه فهیم "فطرت "گفتگوی اختصاصی را

 با محترم مل پاسوال عبدالصبور"نصرتی "فرمانده عمومی پولیس ولایت پنجشیرانجام داده است.اینک به خاطراهمیت موضوع مجله آفتاب این گفتگو را خدمت خواننده عزیزپیشکش می نماید.

فهیم فطرت:  جنرال صاحب سپاس ازینکه حاضرشدید بامامصاحبه داشته باشید

جنرال نصرتی : تشکرفروان ازشماوازگاهنامه شتل که بانشرمطالب خوب و سازنده تان خدمات اجتماعی وفرهنگی را به مردم انجام میدهید ماهمیشه درخدمت مردم خودقرارداریم .

فهیم فطرت: لطفاً درموردوضعیت امنیتی ولایت پنجشیرمعلومات ارائه بدارید ؟

جنرال نصرتی: ولایت پنجشیرآنگونه که به شمامعلوم است ازجمله پرامن ترین ولایات کشوربوده وهیچ گونه نگرانی امنیتی درین ولایت وجودندارد مردم پنجشیرخودتلاش کرده اندکه امنیت را درین ولایت تامین کنندوبه هیچ عنوان برای مخالفین اجازه نمیدهندکه دست به اعمال تخریبی درین ولایت بزنندمادرین قسمت ازمردم خودنهایت سپاسگذارهستیم .

فهیم فطرت: شماپس ازاشغال پست فرماندهی پولیس چه برنامه جدید داریدوکدام موضوع را دراولویت کارخودقراردادید؟

جنرال نصرتی:- سوال خوبی رامطرح کردیداولین برنامه که باآمدن ما درپست فرماندهی پولیس اولویت داده شد کوشش کردیم که سطح تعلیم وتربیه پولیس را بلند ببریم پولیس پنجشیرباتوجه به امکاناتی خوبی که داشت متاسفانه سطح تعلیم وتربیه آن نهایت پائین بوده پولیس مطابق به قانون حرکت نمیکرد فقدان رهبریت واداره سالم درچوکات پولیس وجودداشت، پولیس خودسروبدون اوامرمرجع مربوط اجرات میکرد، ازپولیس استفاده های شخصی صورت میگرفت که همین امردربرخی مواردسبب ایجادفاصله بین مردم ودولت نیزگردیده بود باتشدیدبخشیدن آگاهی های لازم دربخش تعلیم وتربیه پولیس  اکنون تفاوت های زیادی درنحوه عملکردپولیس بوجودآمده که قابل ستایش است بهتراست بگذاریم مردم چه قضاوت میکنند.

فهیم فطرت : کاستی های مهم که درنحوه کارپولیس درپنجشیروجودداشت چه بود؟

جنرال نصرتی:- بازهم چنانکه قبلاً یادآورشدم متاسفانه نابسامانی های زیادی درنحوه عملکردپولیس وجودداشت که همه ناشی ازپائین بودن سطح تعلیم وتربیه میگردد که همین امرسبب شده تاپولیس خودووظایف قانونی خودرا نداندودربرخی  موارد حتی پولیس بشکل غیرقانونی مورداستفاده های شخصی صورت گرفته وبروی مردم کشانده شده است وپولیس را درجامعه آنچه که تعریف پولیس است چیزدیگری معرفی کرده وامیداوارم هستم که این مشکلات دیگرباقی نمانده باشد.

فهیم فطرت:- ازدیدشما کدام عوامل بیشترضامن تامین امنیت بهتردرپنجشیرگردیده ؟

جنرال نصرتی:- وحدت، یکپارچگی مردم،شناخت مردم از دشمن،حمایت مردم ازنظام وحکومت ،وهمکاری مردم باپولیس ازجمله عوامل عمده موجودیت امنیت درپنجشیربوده ومیخواهم بصراحت بگویم که امنیت پنجشیرمدیون خوبیهای مردم پنجشیراست که

خودنمیخواهند مخالفین را اجازه فعالیت بدهند درهرنقطه که مخالفین رخنه نمایند قبل ازپولیس بامقاومت مردم روبرومیگردند.

 فهیم فطرت:  ولایت پنجشیرتقریباًباشش ولایت ناآرام دیگرکه مخالفین درآنجا فعالیت مینمایندسرحدات طولانی داردآیامخالفین گاهی به این ولایت هم رخنه کرده اند یاخیر؟

جنرال نصرتی:- ولایت پنجشیرباولایات پروان،کاپیسا،بدخشان،تخار،بغلان،ونورستان سرحدات طولانی دارد که دراکثراین ولایات مخالفین دولت فعالیت میکننداما ویژه گی خاص مردم پنجشیردرقسمت شناخت دشمن وهمچنان اعتمادپولیس بالای مردم وازمردم بالای پولیس دلیل اصلی راه نیافتن مخالفین به پنجشیربوده وگاهی اوقات مخالفین کوشش کرده اند که ازسرحدات شمالی به پنجشیراسلحه ویاموادمخدرراقاچاق نمایند که بلافاصه توسط نیروهای پولیس ملی وامنیت ملی به همکاری مردم کشف وخنثی گردیده اند.

فهیم فطرت: تشکیل پولیس درپنجشیرکافی است یانیازبه افزایش آن دیده میشود؟

جنرال نصرتی:- قومندانی امنیه پنجشیردرسال روان برنامه های جدیدی را روی دست داردکه ازجمه سروی امنیتی ولایت پنجشیرکه قبلاً توسط قومندانی امنیه صورت گرفته روی تشکیل یک کندک عملیاتی کارمیکنیم که این کندک عملیاتی بتواند ازتمام سرحدات وراه های منتهی به پنجشیرحفاظت نمایدکه امیدوارهستیم پیشنهادما ازسوی مقامات مرکزمنظورگردد.

فهیم فطرت:-  گراف جرایم جنائی درطی سال گذشته چگونه بودآیانسبت به سالهای قبل افزایش و یاکاهش است؟

جنرال نصرتی:- گراف جرایم جنائی بفضل پروردگاردرپنجشیرنهایت پائین بوده وفعالیت خوب پولیس باعث گردیده که ازاتفاقات جنائی جلوگیری نماید نسبت به سالهای قبل درمجموع گراف جرایم کاهش یافته است .

فهیم فطرت:- گفته میشودکه دربعضی ازولسوالی های پنجشیرکوکنارهم کشت میشودآیاموضوع دقیق است؟

جنرال نصرتی:- موادمخدردرپنجشیراصلاًکشت نمیشودودهاقین هم علاقه به کشت موادمخدرراندارنداگردرجای هم کشت شودخودمردم باهمکاری خوبی که باپولیس دارند به پولیس اطلاع داده وبه همکاری مردم محومیگردد. به قاطعیت گفته میتوانم که گراف کشت موادمخدردرولایت پنجشیرتحت صفرقرارداردالبته بخاطرکشت نکردن موادمخدردر،دهاقین ولایت پنجشیرازسوی وزارت مبارزه باموادمخدرمورد تقدیرقرارگرفته اند.

فهیم فطرت:-فساداداری هم یکی ازنگرانی موجوده درکشوراست ودربعضی مواردپولیس راهم به خودآغشته ساخته است مبارزه شمابااین مرض مهلک چگونه است؟

جنرال نصرتی:-درارتباط به فساداداری بایدبگویم که یکی ازبرنامه های خاص مامبارزه باهمین پدیده شوم است خداوند راسپاسگذارهستیم که پولیس ماازفسادپاک ومنزه است باآنهم چندروزقبل سمینارسه روزه داشتیم که تماماً افسران ،ساتنمنان،وسربازان درآن شرکت نموده رهنمائی های درامرمبارزه بافسادصورت گرفت به تمام پرسونل پولیس اخطارصادرگردیدکه اگرفردی به هرعنوان دست به فسادبزند ازتشکیل پولیس اخراج وبه چنگال قانون سپرده خواهدشد بازهم خواهش من ازمردم مجاهدپنجشیراینست که درقسمت جلوگیری ازفسادونحوه عملکردغیرقانونی پولیس هرچه عاجل مارادرجریان بگذارند.

فهیم فطرت:- همکاری مردم باپولیس درراستای تامین امنیت بهترچقدرموثربوده وروابط شما بامردم چگونه است ؟

جنرال نصرتی:- همکاری مردم باپولیس نهایت مهم وضروری بوده هرگاه مردم باپولیس همکارباشدحتی از کوچکترین جرم وجنایت جلوگیری بعمل میاید ما درطی سال گذشته درتمام پنجشیردرجلسات متعددبامردم علما،مجاهدین،موسفیدان،وجوانان پیرامون تدابیربهترامنیتی مشورت خواهی داشتیم نظریات مردم راازاقشارمختلف جامعه جمع نموده وبه فیصله های خوبی رسیدم مردم واقعاً باما وعده همکاری نمودندومارایاری کردندکه همه شان سپاسگذارهستیم .

فهیم فطرت:-آیامشکلاتی هم دربرابرکارشما احساس میشود که روند فعالیت پولیس را به چالش بکشاند؟

جنرال نصرتی:- یک امرطبعیی است هرجاکه کاراست چالشها ومشکلاتی رادرسرراه داردامانیازمندیک مبارزه طولانی است ولایت پنجشیریک ولایت جدیدالتاسیس است هرآنچه که ازنوبکارآغازمیکندضروریات وکاستی های راباخوددارد اماپولیس پنجشیرمشکلات جدی نداردکه ازآن نام ببریم به هرشکل امیداوارهستیم که پولیس ما همانگونه که شعارماست پولیس خدمتگارجامعه درخدمت مردم مجاهدوقهرمان پرورخودباشیم .

فهیم فطرت:-درفرجام خواست شما ازمردم چه است وکدام پیام مشخص رابرای مردم دارید ؟

جنرال نصرتی:- میخواهم یکباردیگرازمردم خوداظهارقدردانی وسپاسگذاری نمایم که واقعاًباپولیس خوددست بهم داده ومارا کمک کرده اند تامین امنیت بهترمدیون خوبی ها وشجاعت مردم پنجشیراست که خودسعی کرده اندتاامنیت را تامین کنند وپیام من برای تمام مردم شریف ونجیب پنجشیراین است تاپولیس را تنهانگذاشته مانندهمیشه باماهمکارباشند وجلوهرنوع اعمال شوم را گرفته وبه مخالفین اجازه ندهندتاازاحساسات پاک مردم سواستفاده نمایند.

فهیم فطرت:-جنرال صاحب ازشماوازمعلومات شما سپاسگذارهستیم

جنرال نصرتی:- ازشماهم یک عالم تشکرمیکنم که واقعاً سولات خوبی را که نیازمندهای مردم درآن انعکاس میکندمطرح کردید باامیدموفقیت های خوب شما ودست اندرکاران مجله آفتاب.

 

[ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 21:7 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
کاهش حاصلات انگوردرسال جاری دهاقین شمال کابل را رنج میدهد

دهاقین وباغداران شمال کابل( ولایات پروان ،کاپیسا،وکوهدامن) ازکاهش حاصلات انگورخویش درسال جاری خبرمیدهند .دهاقین میگویندبه اثرآفات وامراض زراعتی 80%حاصلات انگورایشان کاهش یافته که این امرسبب نگرانی وبیچاره گی آنها گردیده است .

کاهش حاصلات زراعتی درافغانستان ازیکطرف باعث نگرانی مردم ودهاقین شده که درطول سال چشم براه بدست آوردن حاصل خوب آن میباشد ازطرف دیگرضربه بزرگی به پیکراقتصادنوپای کشوراست .

پادشاه گل یکتن ازدهاقین وباغداران ولسوالی کلکان ولایت کابل به آژانس خبری روزگفت :

بصورت عموم درولسوالیهای کوهدامن حاصلات انگوربه اثرآفات وامراض زراعتی که خودش دلیل آنرانمیداند متضررگردیده است که بگفته آن شاید مرض آتشک وخاکسترک باشد پادشاه گل میگوید سالانه بیش ازدوهزارسیرانگوربه بازارارزه میکرد اما امسال امکان دارد که درحدود ششصدسیرانگورحاصل بدست اورده باشد زمانی ازپادشاه گل درمورد وقایه وتداوی پرسیده شد وی گفت که ازیکنوع ادویه بنام سلفرپاکستانی استفاده کرده است اما نتیجه نداده است .

سیدمحمد یکی ازباغداران مرکزولسوالی قره باغ میگوید : انگورامسال ازنگاه کمیت خوب است اما ازنگاه کیفیت خوب نیست وی اضافه میکند که بیش ازیکصدوپنجاه اسلحه تاک دارد وسالانه درموسوم حاصلات انگوردرحدود 100.000 یکصدهزارافغانی ازفروش آن بدست میآورد اما امسال که تازه به فروش انگورشروع کرده است نظربه کیفیت انگوروخرید آن امکان دارد درحدود بیست هزارافغانی حاصل بدست بیاورد وی میگوید که کاهش حاصلات انگورباعث بروزمشکلات اقتصادی وی نیزگردیده است سید محمدباشنده مرکزولسوالی قره باغ میگوید امسال باآنکه درمنطقه آب فراوان وجود داشت آرزوداشتیم که نسبت به سالهای گذشته که خشکسالی ها سبب نگرانی دهاقین گردیده بود حاصل خوبتربدست بیاوریم اما متاسفانه به آرزوی خویش نرسیدیم .وی میگوید که ازمقامات مسئول دربخش زراعت خواستارآنیم که باما کمک کنند تادرآینده به مشکلات برنخوریم.

عبدالروف یکی ازباغداران مناطق دولت شاهی مرکزپروان هم ازچنین مشکلات رنج میبرد وی میگوید: هر بارکه به بازار میرفتم به ذهنم خطورمیکردکه امسال حاصلات انگورخویش را باکه کدام یکی از خریداران انگوربه فروش برسانم چراکه فکرمیکردم نسبت به زحمات خود وفراوان بودن آب حاصل فراوان بدست میاورم اما چنان نشد همه حاصلاتم را امراض زراعتی ازبین برد که هیچگاه فکرنمیکردم چنین شود .

انورشاه خان یکتن ازباغداران ولسوالی بگرام ولایت پروان هم باچنین مشکلات روبراست وی درمورد امراض وآفات زراعتی میگوید انگوراولااً رنگ خودرابه رنگ خاکستری تغیرداده وبعداًآهسته آهسته سیاه گشت که درقسمت حاصل آن بیش از80% کاهش دیده میشود وهمچنان ازنگاه کیفیت هم چنان شده است که درهنگام خوردن انگوراحساس میشود وی نیزمیگوید که ازپودرسلفرکه همه ساله استفاده میکرد امسال نیزاستفاده کرده است اما کدام نتیجه نداده است که وی خیلی نگران است .

شاه امیر"امیری " ریس اداره  زراعت ومالداری ولایت پروان ضمن تائید کاهش 35%حاصلات انگوردرساحات ولایات پروان، کاپیساوکوهدامن  به آژانس خبری روزگفت : امسال بارانها موسومی پیهم درفصل بهارورطوبت هوا باعث آن شده است تا انگوردچارآفات وامراض زراعتی گردد.

وی میگوید که به اثرتحقیقات طبی زراعتی دریافت کرده اند که دونوع مرض به نام های (آتشک وخاکسترک )که درسالهای گذشته هم سابقه داشته است امسال انگوررا متضررساخته است . آقای امیری درمورد فعالیت ها ی اداره زراعت گفت که درسال جاری برای دهاقین یکمقدارکود کیمیاوی وادویه سلفررا توزیع نموده اند که همان را دراختیارداشته اند ودرحدتوان خویش کوشش کردیم تاجلوهمچوآفات را بگیریم اما متعاسفانه صدفیصد نتوانستیم که با آن مبارزه نمائیم وی علاوه میکند که اداره زراعت همیشه درخدمت دهاقین وزارعین محترم قراردارد .

نقیب الله " سالک " هماهنگ کننده بخش باغداری وزارت زراعت ومالداری کشورکاهش حاصلات انگوررا 30%فیصد تائید کرده میگوید بارانهای پیهم فصل بهاروسردی هواباعث شد تاگل تاک راخشک نماید وانگوررا متضررسازد.

اما بصورت عموم درتمام باغهای ولایات پروان ،کاپیسا وولسوالیهای کوهدامن این نوع مرض به چشم نمیخورد چراکه درساحات گرم انگورخوب است اما ساحات سرد وخنک درفصل بهارانگورضرردیده است .

آقای سالک میگوید که آنها درساحات پروان تنها (102) باغ را تحت مراقبت وتحقیق خویش دارند که آنها باغها آسیب ندیده اند چرا که باغها تحت پوشش کاری مسئولین زراعتی بوده ولی سائر باغهایکه به آن رسیده گی درست نشده است به آفات وامراض زراعتی دچارگردیده اند که ازیکطرف نداشتن علاقه خوب باغداران را به زراعت ومراقبت ازآن نشان میدهد وازسوی دیگرنمایانگرضعف کاری مسئولین زراعتی درولایات است .

نورآقا" اکبری " یکی ازمتخصین عرصه زراعت به آژانس خبری روزگفت :

سردی هوا،رطوبت هوا،وبارانهای پیهم فصل بهاررا میتوان یکی ازدلایل بروزهمچوآفات وامراض زراعتی است که میباید مسولین زراعتی ودهاقین درقسمت مبارزه باآن مجادله نمایند چراکه اگرجلوپیشرفت این نوع امراض گرفته نشودبه سائرباغها وثمرات صدمه وارد خواهد .

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 15:27 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

مسوولان امنیتی ولايت پروان ازنا امنیها وفعالیتهای سياسي مخالفين مسلح دولت دراين ولايت خبرداده اند

 لوي پاسوال عبدالرحمن سيد خيلي قوماندان امنيه ولايت پروان باتائيد فعاليت هاي گسترده

مخالفين  ميگويد دراين آواخرگروه طالبان وحزب اسلامي دست به چندين موارد ناامني هازده اند. محترم سیدخیلی از حمله راکتی بالای  نيروهاي قواي ايتلاف درولسوالي سيد خيل توسط نيروهاي حزب اسلامي

یادآورشده علاوه کردکه درجریان حمله بالای قوای ائتلاف توسط مخالفین

دوتن ازنيروي هاي قواي ايتلاف مجروح وتانک آنها قسما تخريب شده گردید ازاين رويداد كه تااکنون  بیست روزگذشته است درپيوند به اين حمله تااکنون شش تن ازگروه وابسته به حزب اسلامي توسط نيروهاي پوليس بازداشت گرديده اند.

بگفته وي يك روزقبل ازبرگزاري انتخابات گروه طالبان ميخواستند  درولسوالي سياگرد روند انتخابات را مخطل سازندکه  به هدف خود نرسيدند چون نیروهای  کشفی وامنتني ماایشان راکشف وخنثی نمودند .

و دريك عمليات دیگر نيروهاي پوليس درولسواليهای سياگرد و شینواري دره غوربند يكتن ازمخالفین مسلح را كشته ويكتن آنهارا مجروح ساخته وسه تن ديگرایشان رادرولسوالي شینواري دستگیرکردند.

وي افزود يك ماه پيش محفلي كه به مناسب دستاربندني درمركزولايت پروان برگزارشده بود درآن به شمول  فضل احمد ريس اجرايه، عبدالرحمن سيدخيلي  قوماندان امنيه، وديگراراكين دولتي اشتراك كرده بوندحين بازگذشت ازمحفل  درمسيرراه توسط ماین کنارجاده که ازطرف مخالفین جاسا سازي شده بود مورده سوي قصد قرارگرفتند كه خوشبختانه به کسی آسیب نرسیدو بعداافشاگرديد که هد ف اصلي شان سوقصد بجان عبدالبصيرسالنگي  والي پروان بودكه آن  خوددراين محفل حضورنداشت .

وی همچنان علاوه کردکه یکماه قبل نیزدرقریه توخچی نزدیک به  ولسوالی کوه صافی موادانفجاری را درداخل یک بوشکه تحت یک پلچک موترروبه هدف ازبین بردن نیروهای امنیبی جاگذاری شده بودکه نیروهای امنیتی ما موفق شدند آنرا کشف وخنثی نمایند.

دررابطه به همین موضوع بازهم لوی پاسوال مولاناعبدالرحمن" سیدخیلی" قومندان امنیه ولایت پروان گفت دشمن همانطوریکه درسائرنقاط کشوردست به حملات گسترده زده است درولایت پروان هم نیروهای حزب اسلامی ومخالفین دولت  فعالیت های خویش را گسترده ساخته اند . بطورمثال دشمن خواست درجریان برگذاری پروسه انتخابات روند پروسه انتخابات را مخطل سازد. اما نیروهای امنیتی وکشفی پولیس ما توانستند که گروه های مسلح دشمن را که مجهز باراکت اندازها واوراق تبلیغاتی بودند کشف وخنثی نمایند .

وی درراستای تامین امینت بهترخواهان همکاری جدی مردم گردیده گفت مابدون همکاری نزدیک مردم کاری را انجام داده نمیتوانیم همین مردم بودند که درجریان برگزاری انتخابات باما همکاری نمودند تا انتخابات درپروان موفقانه برگزارگردید وی یادآورشد خودازنزدیک بامردم ملاقات نموده وازآنها خواستارهمکاری باپولیس شده است بگفته وی مردم درپروان آماده هستند تاباپولیس همکاری نمایند وجلوتخریبکاری آنهارا بگیرند.

دررابطه به ناامنی های اخیردرپروان محترم عبدالبصیر"سالنگی " والی پروان هم ضمن تائید خبرمذکورگفت که مخالفین مسلح دولت درجریان برگزاری انتخابات دست به فعالیت های مسلحانه وتبلیغاتی زدند که میخواستند ذهنیت مردم مارا بااستفاده ازهمین راهکارمخدوش سازند آقای سالنگی ازچند مورد حملات دشمن درولایت پروان یادآوری نموده گفت ازجمله درولسوالی شینواری درمناطق قول هیرکه یک نقطه استراتیژیک است دشمن بااوراق تبلیغاتی توسط نیروهای ما دستگیرشد وبه پنجه قانون سپرده شد درمربوطات ولسوالی سیدخیل هم دشمن بالای نیروهای ائتلاف حمله نموده که پولیس توانست عاملین این رویدارانیزدستگیرنماید .

والی پروان ازیک موردحملات دشمن که هدف اصلی آنها سوقصد به جان ایشان بود درمناطق عبدی بای را تائیدکرده گفت که دشمنان صلح وثبات افغانستان خواستند که ایشان را دریک مراسم دستاربندی دریکی ازمدارس دینی پروان هدف قراردهند اما ایشان درآن مراسم حضوربهم نرسانیده بودند وازآن جان سالم بدرآوردند.

وی علاوه کرد که هدف اصلی مخالفین مسلح دولت برهم زدن امنیت درپروان میباشد که نیروهای امنیتی هرگزاجازه برهم زدن صلح وثبات را درپروان برایشان نخواهند داد .

اما گسترش ناامنی ها درپروان بالای زندگی مردم هم تاثیرگذاشته و ازین ناحیه نگرانی عمیق دارند که مبادا یک مرتبه دیگردچارمشکلات ناامنی شوند وهمه داروندارمردم دستخوش ناامنی هاگردد.

سیدصبور"مهدی " یکی ازباشنده های قریه بگرام ولایت پروان میگوید که سال گذشته وضعیت امنیتی درولایت پروان نسبت به امسال 99%خوب بوداماامسال نیروهای حزب اسلامی وبعضی ازمخالفین دیگرعمدتآدرمناطق پشتون نشین مانند بگرام ،ولسوالی های غوربند،ومناطق سیدخیل توانستند دست به حملات تخریبکارانه بزنند که مردم را ازناحیه امنیتی نگران ساخته اند وی میگوید که اگرمسئولین امنیتی جلواینگونه  حملات را نگیرند احتمال میرود که درآینده نزدیک فعالیتهای آنها افزایش یابد  .

  محمدقیوم   یکی ازباشنده های قریه خدایدادخیل  ولسوالی سید خیل شورشهای اخیرمخالفین رایک موضوع جدی دانسته وی میگوید که ناامنی های اخیردرپروان مایه نگرانی مردم گردیده اخیرافرادمربوط به گروه حزب اسلامی درمناطق نفوس کرده ودرین جادست به حملات بر زد نیروهای ائتلاف میزنند محمدقیوم میگوید نگرانی اینست که اگراینها دست به حملات میزنند خطربمباردمان وتلاشی منازل مسکونی ماتوسط نیروهای قوای ائتلاف موجود است ولی درهرصورت ما با دولت ونیروهای امنیتی همکاری جدی داریم درراستای ازبین بردن این افراد.وخواهش مااینست که  دولت هرچه زودتردرراستای ازبین بردن شورشیان مسلح تصمیم جدی  بگیرددرغیرآن نگرانی مردم بیشترمیشود.

اماشماری ازباشنده های ولایت پروان  ازافزایش گشت وگذارهمروزه قوای ائتلاق  که باعث اذیت وآزارمردم،  مسدودکردن راه ها که حتی برای موترهای که مریضان راحمل میکنند اجازه حرکت رانمیدهند شکایت میکنند. ایشان میگویند که همین امرسبب شده است تامردم نسبت نیروهای خازجی بدبین شوند.

غلام ربانی یکی ازکسبه کاران وباشنده  شهرچاریکارمیگوید که ازشروع سال جاری تااکنون گشت وگذارقوای ائتلاف بصورت همه روزه افزایش یافته که این امرسبب نگرانی مردم شده است

گشت وگذارزیادقوای ائتلاف نه تنها اینکه باعث اذیت وآزارمردم میشود وحتی دربعضی اوقات باعث عملیه فزیکی آنها که موترهای مردم را درجریان مسدودنمودن راها قصدآ مورد تصادم قرارداده وحرف کسی را نمشنوند ومردم ناگذیرازکوچه ها وپس کوچه رفت وآمدکنند که مردم را نسبت به ایشان بدبین ساخته است .

باشنده های پروان میگویند که یکی ازدلایل مهم افزایش بیشترناامنی ها درپروان گشت وگذاربیش نیروهای خارجی میباشد چرا درولایتکه امن است ضرورت به رفت وآمد نیروهای خارجی نیازنیست .

درهیمن حال عبدالواحد عایل "شبروز" یکی ازکارشناسان مسایل سیاسی درپروان دررابطه به افزایش ناامنی های اخیردرولایت پروان بدین نظراست که  دلیل اصلی ناامنی ها بیکاری ،فقر،ونبودشغل نارضایتی مردم را نسبت به دولت بیشترساخته است ومخالفین هم توانستند ازهمین دلیل استفاده نموده ودربین مردم  جای بگیرند .وی علاوه میکندازسوی دیگر مخالفین دولت میخواهند تاامنی ها را ازجنوب به شمال کشوربکشانند چون درین اواخرفعالیت ها ی مخالفین وعمدتآ درمناطق پشتون نشین شمال افزایش یافته که سسب نگرانی مسئولین دولتی ،وجامعه جهانی گردیده است .

همچنان عبدالعلیم "ثاقب" یکی آهکاهان مسایل سیاسی درولایت پروان میگوید :

من فکرمیکنم نگرانی ها ی اخیردرولایت پروان ناشی ازشرایط وتحولات تازه درولایات شمال افغانستان است همچنان این نگرانی ها به دلیل افزایش مشکلات احتمالی امنیتی دراین ولایت است. بخاطراین که فعالیت مخالفین مسلح دولت درولایات همجوارپروان مانند کاپیسا،بغلان افزایش یافته ودرحال گسترش است .

بنآ مردم باید درولایت پروان خودتصمیم بگیرند ونگذارند که جریان ناامنی ها ازولایات همجواربه این ولایت سرایت نماید وی می افزاید اگرمخالفین مسلح بتوانند درولایت پروان نفوذکنند احتمال میرودکه سبب ناامنی ها ی بیشترگردد

این درحالیست که اگرروند ناامنی درولایت پروان ادامه یابد گمان میرود که باتوجه به نزدیک بودن پایگاه نظامی بگرام درولایت پروان مشکلات جدی تری دامن گیرقوای ائتلاف ونیروهای دولتی گردد.

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 15:21 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

خشونت علیه زنان درولایت کاپیسا بیدادمیکند

یکی ازمشکلات عمده درافغانستان خشونت علیه زنان است که به یک مشکل جدی اجتماعی  مبدل گردیده است. چنانکه  مواردخشونت درسراسرافغانستان علیه زنان افزایش یافته است زنان درولایت کاپیسا هم ازین امرفارغ نمانده وصدها زن درآتش این پدیده شوم میسوزند مسئولین درین ولایت ازموارد مختلف خشونت چون تجاوزجنسی ،خودسوزی ،فرارازمنزل ،فسخ نامزدی ،گرفتن طلاق وغیره صحبت میکنند .

مسئولین ریاست امور زنان ازافزایش 20 فیصد خشونت علیه زنان درولایت کاپیسا نسبت به سال گذشته خبرمیدهند به گفته مسئولین سال گذشته 307 مورد خشونت علیه زنان درولایت کاپیسا توسط ریاست امورزنان ثبت وراجسترگریده بود اما امسال نسبت به سال گذشته آمارعرایض خانمها بمراتب بیشتراست که تااکنون درحدود 40 مورد آن فیصله شده است که شامل موارد تجاوزجنسی ،خودسوزیها،فرار ازمنزل ،لت وکوب ،فسخ نامزدی ،گرفتن طلاق وسائرموضوعات مربوط به خشونت بوده است که بیشتراین موارد ناشی ازافزایش معتادین است. مردان معتاد علیه خانمها دست به خشونت زده وزنان را مجبوربه دست زدن به همه موارد ذکرشده مینمایند که یک مشکل جدی اجتماعی را بوجود آورده است .

سال گذشته درولایت کاپیسا به منظوررفع مشکلات خانمهایکه دست به  فرارازمنزل میزنند یک مرکزبودوباش   )  که یک نهادخیریه ملل متحد است  زیرنام خانه امن ایجاد شده است که اکنون  UNIFAM ازطرف موسسه (

بیش ازده خانم درآنجا بود وباش میکنند که همه آنها بامواردمختلف خشونت روبروگریده و ازمنزل فرارنموده اند که دروضعیت خوبی قراردارند.

خالده مسئول خانه امن درولایت کاپیسا به آژانس خبری روز گفت : این مرکزکه ازطرف دفترزنان برای زنان افغان درماه مارچ سال 2009 ایجاد گردیده است گنجایش بودوباش 30 خانم را دریک وقت دارد که دارای سه اطاق رهایشی ،طعام خانه ،اطاق استراحت ،وسائرضروریات میباشد

بگفته خانم خالده سال جاری درحدود 60 قضیه به شلتریا خانه امن مراجعه نموده که 16 مورد ازطرف مسئولین به کمک متنفذین حل وفصل گردیده است وی نیزعامل اصلی خشونت علیه زنان را افزایش معتادین میداند .

شرین گل یکی اززنانیکه درخانه امن زندگی میکند و27 سال دارد  سرگذشتش را چنان حکایت میکند :

یکسال قبل به اساس موافقه فامیل ام به یک مردیکه چهره اش راندیده بودم نامزد گردیدم وبعد ازمت کوتاهی مراسم عروسی برپاشد که ایکاش نمیشد . زمانیکه هنگام نکاح شوهرم را دیدم تعجب کردم که قبلاً هنگام نامزدی شخص دیگری رابرایم نشان داده بودند اما اکنون اونبود یک مرد سالخورده 70 ساله که دوباردیگرهم ازدواج کرده است . چاره نداشتم بخاطرحفظ وآبروی خویش همه تلخیهای را قبول کردم زمانیکه به چهاردهی غوربند رسیدم دیدم که یک امباق ام زنده است ویکی دیگرشش ماه قبل ازعروسی من به اثرلت وکوب این مرد ظالم مظلومانه به قتل رسیده است.

 به هرشکل یکسال را با قبول همه زحمات  چون حبس یکجا باحیوانات،ضرب وشتم ،وحتی تعصبات مذهبی که شوهرم  یک فرد شیه مذهب بود ومرا بخاطر سنی بودنم طنعه میداد وبارها دررابطه به همین موضوع مرا ازخانه بیرون کرده بود  درآنجاسپری نمودم وبعدازیکسال ازآنجا فرارنموده وبه خانه امن درولایت کاپیسا پناه برده ام امیدوارم که مرا ازچنگال این مرد ظالم مسئولین رهانمایند .

مستوره خانم 34 ساله که مادرشش فرزند است ودوازده سال ازعروسی اش میگذرد میگوید که شوهرش معتاد به مواد مخدراست وی ازوضعیت من وفرزندانش خبری ندارد خودم کارمیکنم واطفالم گدائی میکنند تا نفقه بدست آوریم اما دیگرحوصله این نوع زندگی نمانده ومیخواهم که ازشوهرم طلاق بگیرم وبه خانه پدرم بروم زمانی ازوی درمورد سرنوشت فرزندانش پرسیدم چشمانش رااشک گرفت وبه گریه گفت آنها با کاکاهیش زنده گی میکنند خداوند مهربان است وآنهارا درپناه خود نگهه میدارد .

محترم خانم شرین "سحر"  مدیرحقوق ریاست امورزنان ولایت کاپیسا درمورد افزایش خشونت درکاپیسا وعلل آن به آژانس خبری روزگفت :

 بیکاری ،فقر،بیسوادی همه ازعوامل عمده این مشکل خانمانسوزاست که روزبه روزافزوده میشود خانم سحرگفت بیشترخانمهایکه به آنها مراجعه میکنند شوهران شان معتاداند وی گفت بخاطرحل مشکلات اجتماعی بارها خودش به منازل مردم رفته تامشکلات را حل نماید اما بیشترموضوعات رسمی شده ودرمحاکم حل وفصل میگردد.

محترم سیفوره یحیی "کوهستانی " ریسه امورزنان درولایت کاپیسا ضمن تائید افزایش موارد خشونت علیه زنان مشکلات زنان را جدی دانسته وازخانمها خواست تا ازحوصله مندی بیشترباشوهران شان کارگرفته واحترام متقابل داشته باشند وی گفت درجریان هرهفته یکی دومورد فسخ نامزدی ویاگرفتن طلاق حتماً به ریاست امورزنان مراجعه میکند که درقسمت حل مشکلات تصامیم لازم اتخاذ میگردد

خانم کوهستانی هشدارداد اگرجلو پیشرفت افزایش خشونت گرفته نشود احتمال میرود که سبب ازهم پاشیدن نظام خانواده گی درولایت گاپیسا گردیده وبه یک مشکل بزرگ اجتماعی مبدل گردد.قابل ذکراست که درولایت همجوارکاپیسا ولایت پروان هم سال گذشته چندین مورد خودسوزی زنان وموارد فرارازمنزل ،فسخ نامزدی ،گرفتن طلاق وسائرموضوعات مربوطه به خشونت علیه زنان توسط نهادهای دفاع ازحقوق زنان  ثبت وراجسترشده است.

درهمین حال برای حل این مشکلات مسئولین ریاست امورزنان ولایت کاپیسا درحدود توانائی کوشیده اند اما آنچه که دراختیاردارند به پیمانه نیست که حتی یک فیصد مشکل اقتصادی زنان را حل نماید بگفته مسئولین نهادهای دفاع ازحقوق زنان ورسیده گی به مشکلات زنان میتوانند این مشکل را حل نمایند چرا که ازتوانائی مسئولین دولتی بلند است .

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 15:14 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
یکی ازاثرات منفی سه دهه جنگ درافغانستان مهاجرت های مردم به کشورهای جهان ومنطقه بوده است که جوانان دردیارغربت نسبت عوامل مختلف به اعتیاد روآورده اند که میتوان افزایش معتادین موادمخدر را درافغانستان به نحوی اثرمنفی همین مهاجرت هادانست که خوصاً درکشورایران شمارزیادجوانان به این مرض گرفتارشده اند .جوانان زمانیکه دوباره به کشوربرمیگرددند دچارهمین مشکلات خانمانسوزهستند.

درولایت کاپیساهم نسبت به سالهای گذشته 20% درصد شمارمعتادین افزایش یافته است که موجودیت این افرادباعث بروزمشکلات اجتماعی گردیده است که باشنده گان کاپیسا نهایت مشکلات دارند .

فهیم خان یکی ازباشنده گان منطقه قلعه سید خان مرکزکاپیسا که 57 سال عمردارد ودراثرجنگهای تنظیمی یک پای خود را نیزازدست داده است وبالای دست چوب راه میرود دریک مزرعه مصروف چراندن مواشی خویش است به آژانس روزگفت :

نسبت به سالهای گذشته 20فیصد شمارمعتادین افزایش یافته است وی علت افزایش معتادین را کشت کوکناردربعضی ازولسوالیهای کاپیسادردرزمان طالبان میداند.آقای فهیم میگوید که درتمام روزازدست افرادمعتادبه موادمخدردچارمشکلات هستند چراکه افرادمعتادبالای مزرعه ها خوابیده اند ومزاحمت به زارعین میکنند.

گل پادشاه یک مرددهقان ازولسوالی حصه اول کوهستان میگوید که شمارزیادی ازمعتادین دریک تعمیرویرانه درنزدیکی دانشگاه البیرونی تمام روزخوابیده اند که حتی مزاحم خانمهایکه ازآن راه رفت وآمد میکنند میگرددند

جمیل که خودمعتاداست ازقریه شیرخان خیل گلبهاراست و28 سال عمرداشته پدردوفرزند میباشد زمانی باآژنس روزسخن میگفت دستانش میلرزید لباسهایش ازکوغ تنباکوسوراخ سوراخ شده بود وگمان میرفت که دست ورویش را برای ماه با آب پاک نکرده بود .

جمیل گفت که ده سال قبل نسبت مشکلات اقتصادی به کشورایران رفته وپنج سال را  درآنجاسپری کرده است بعدآًبه کشوربرگشته ولی تهاچیزیکه باخودآورده است تحفه اعتیاد به موادمخدرمیباشد وی ازنده گی کاملاً بیزاراست وتاسف میکند ای کاش به ایران نمیرفت جمیل اکنون دورازفامیل واقارب دریک ویرانه زنده گی میکند.

 گل مکی یک خانم پیرکه بالای زمین های زارعتی اش درزیزچتریک درخت همراه بانواسه هایش نشسته میگوید که پسرش معتاداست واشک ازچشمانش جاری میشود

گل مکی پیرحکایت میکند پسرم ازچهارسال بدین سو معتاداست. خانم وسه فرزندش باردوش من بیچاره میباشد که بجزحاصل چندجریب زمین دیگرچیزی عاید ندارم پسرم تمام روز درتپه های کووسوراخها بسرمیبرد شش ماه میشود که اوراندیده ام ومردم ازوی قصه میکنند که درکجااست وچه حالت دارد بگفته گل مکی پسرش چند بارپکنیک های گازمساجد ،فرش وظروف خانه را دزدیده وبفروش رسانیده تارازپول آن پودرخریداری نماید  این خانم پیرکه اشک ازچشمانش به زمین میریخت گفت خداوند به حال ما برسد که دیگری راهی نداریم .

خانم شرین "سحر" مدیرحقوق ریاست امورزنان ولایت کاپیسا میگوید که افزایش معتادین سبب افزایش خشونت علیه زنان نیزگردیده است .خانم سحرمیگوید که روزانه ده زن به آنها مراجعه میکند که شوهران معتادایشان آنها را موردلت وکوب قرارداده اند .

بگفته خانم سحرافزایش معتادین درکاپیسا سبب مشکلات مختلف برای زنان گردیده که موارد افزایش فرارازمنزل ،خودسوزی ،فسخ نامزدی ،گرفتن طلاق،دربین زنان نسبت به سالهای گذشته بیشترشده است که این خود یک معضله اجتماعی است .

اما مسئولین پولیس مدیرت مبارزه باموادمخدردرکاپیسا ضمن تائید 10درصد افزایش معتادین مواد مخدر ازمحوبیش از111جریب زمین کشت کوکنارخبرمیدهند .

مسئولین میگویند که کاپیسا کاملاًازوجودکوکنارپاکسازی شده است اما توسط فاچاقبران ازولایات دیگربه این ولایت آورده میشود که پولیس توانسته تعدادی ازانها را گرفتاروبه پنجه قانون سپرده ایم وی افزایش معتادین را نبود اشتغال میدانند.

درهمین حال داکترمحمد همایون "ایمان " یکی ازمعالجین افراد معتادبه موادمخدرمیگوید که فقر،بیسوادی، نبود اشتغال،خشونت های فامیلی  همه ازعوامل عمده روآوردن مردم به مواد مخدراست داکترایمان میگوید که مسئولین صحت باید موضوع را جدی درنظرگرفته وبرای آن راه حلی را دریافت نمایند درغیرآن سبب مشکلات بیشربرای مردم وجامعه خواهد گردید.

این درحالیست که درولایات شمال کابل تنها یک مرکز تداوی معتادین مواد مخدردرولایت  پروان وجود دارد که آنهم گنجایش اضافه از20 مریض را دریک وقت ندارد بگفته معتادین زمانیکه به شفاخانه مراجعه میکنند برایشان دوهفته وقت داده میشود زمانیکه دوباره به خانه برمیگرددند یکمرتبه دیگرشروع به استعمال مواد مخدرمیکنند.

سوال اینجاست که چطورمیتوان ازین مشکلات جامعه را نجات دادکه سبب آسیبهای بیشتری نگردد درجامعه امروزی افغانی همه مشکلات ازفقرسرچشمه میگیرد باید راه حلی برای ازبین بردن فقروفراهم نمودن زمینه شغل ایجادگردد.

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ] [ 15:8 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
 

افغانستان سرزمین مرگ خبرنگاران

چندروزقبل جاوید کاکریک خبرنگارافغانی که برای یک شبکه تلویزونی کانادائی کارمیکرد ازطرف افراد مسلح ناشناس درشهرقندهاربه قتل رسید.

احمد جاوید کاکرنه ماه قبل توسط نیروهای امریکائی   درشهرقندهاربه ظن دست داشتن باگروه طالبان بازداشت شد ومدت نه ماه درزندان بگرام زندانی بود وی اخیراً اززندان آزاد شده وبه کارخبرنگاری خویش دوباره آغازکرد ولی ازطرف دشمنان آزادی بیان ودموکراسی درافغانستان به شهادت رسید آقای کاکردرساحه مربوط به شورای ولایتی وریاست امنیت ملی ولایت قندهارکشته شده است . آمرجنائی ولایت قندهاربه رسانه ها گفت که نیروهای امنیتی درگرفتاری عاملین قتل کاکردرتلاش اند تاآنهاراگرفتارنموده و به پنجه قانون بسپارند

اگرچند درگذشته مسئولیت قتل شماری ازژورنالیستان را گروه طالبان به عهده گرفته اند اما یکی ازسخنگویان طالبان به رسانه ها گفته است که ایشان درقتل آقای کاکردست نداشته واین عمل زشت راشدیداً محکوم مینمایند .

افغانستان بعد ازکشورعراق دومین کشوری است که بیشترژورنالیستان درآن به قتل میرسند چندماه قبل عبدالصمد روحانی یک خبرنگاربی بی سی درولایت هلمند کشته شد که مسئولیت آن حمله را طالبان مسلح به عهده گرفته بودند افزایش روزافزون مرگ خبرنگاران درافغانستان ضربه بزرگی را به پیکرآزادی مطبوعات بجا میگذارد ولی متاسفانه که هیچ ارگانی نتوانسته که جلواین فاجعه المناک را بگیرد .

قابل یاد دهانی است که یکروز بعد ازمرگ جاوید کاکر یک خبرنگارتلویزون امروز درکابل کشته شد که هنوزعامل قتل وی نیز معلوم نیست
[ پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ] [ 22:2 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

بروز چهارشنبه مورخ 27 ماه قوس سال جاری به ظرفیت 24 کیلوات برق آبی درقریه آستانه ولایت پنجشیرتوسط

محترم مولانا عبدالرحمن " کبیری " معاون ولایت پنجشیر والحاج محمد علم ایزدیارنماینده مردم پنجشیردرمجلس سنا افتتاح گردیده وبه بهره برداری سپرده شد .

این بندبرق  که ظرفیت تولید 24 کیلوات برق را دارا میباشد توسط برنامه اتحادیه جوانان قریه آستانه تمویل گردیده واضافه از200 فامیل ازروشنائی این برق مستفید میگردند  واین بند برق مبلغ 60000$ دالرامریکائی هزینه برداشته است

درمحفلی که به همین مناسبت درمهمانخانه آستانه تدویریافته بود محترم مولانا عبدالرحمن " کبیری " ،الحاج محمد علم "

ایزدیار" روسای دوایردولتی ، اعضای شوراهای مردمی ، وجمع کثیری ازاهالی منطقه شرکت ورزیده بودند  .

محفل با تلاوت آیات متبرکه قرآن کریم توسط محترم قاری عبدالحفیظ  آغازگردید .

سپس محترم ایزدیارسناتورمردم پنجشیرپیرامون بازسازی واهمیت آن درمنطقه صحبت نموده وازمردم خواست تا درآبادانی کشورعزیزخویش سهم فعال گیرند . بعداً محترم کبیری درسخنانش ازفعالیت ها وکارکردهای مقام ولایت درراستای نو سازی در پنجشیر روشنی انداخته وازنهاد اتحادیه جوانان قریه آستانه تقدیربعمل آورده وبرای مردم گفت تا درتامین امنیت کشور که موجب شگوفائی وخوشبختی میگردد باید کوشش کنیم تا درآوردن صلح وثبات دایمی دروطن عزیرخویش کاری کرده باشیم .

عیدی محمد ریس شورای مردمی ومسئول اتحادیه جوانان قریه آستانه نیزطی سخنرانی درمورد فعالیت های اتحادیه جوانان آستانه معلومات داده گفت : جوانان قریه آستانه دوسال قبل نهادی را تاسیس نمودند که ابتدا با یک بودجه اندک که آنهم توسط خود مردم جمع آوری شده  بود  بکار های بازسازی قریه آغازکرد ودرطی یکسال ما توانستم که یک سرک فرعی را که ازجمله ضروریات مردم محسوب میشد اعمارنمائیم که به موفقیت انجامید درقدم بعدی درفکراعماربند کوچک آبی جهت رفع مشکلات مردم برا آمدیم که توانستم آنرا نیربه کمک مردم وسهم فعال آنها اعمارنمائیم که امروز خوشبختانه شاهد افتتاح وبهره برداری آن میباشیم .

قریه آستانه ازجمله قریه جات ولایت پنجشیرمیباشد که دردوران جهاد خسارات فراوانی رامتقبل گردیده است واکنون مانند سایرقریه جات ولایت پنجشیربه بازسازی ضرورت دارد.

[ شنبه بیست و هشتم دی 1387 ] [ 20:6 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

بروزشنبه مورخ 30 ماه قوس سال جاری به تعداد 11عراده موترسایکیل نوع هندا جاپانی ازکمک های بلاعوض تیم پی آر تی یا تیم بازسازی ولایتی پنجشیربرای یازده باب کلنیک درولایت پنجشیرتوزیع گردید به گفته دوکتورعبدالصمد کریم ریس صحت عامه ولایت پنجشیر باتوزیع این موترسایکیل ها مشکلات تیم های سیارواکسیناسیون که به محلات دوردست جهت تطبیق واکسین میروند مرفوع خواهد گردید .

درمراسم توزیع این موترسایکیل ها محترم مولانا عبدالرحمن "کبیری " معاون ولایت پنجشیر ،دوکتورعبدالصمد کریم ریس صحت عامه ،  مسئول بخش صحی تیم پی آر تی ، وواکسیناتوران شرکت ورزیده بودند .

آقای کبیری باابرازقدردانی ازتیم پی آر تی  بخاطراین کمک ایشان ازواکسناتوران خواست تا ازین موترسایکیل ها استفاده خوب نموده ومصدرخدمات خوب  به هموطنان گردند .

شمس الحق یکتن ازواکسیناتورانیکه ازین کمک ها مستفید گردیده است  می گوید قبلاً ده ها کیلومتررا باپای پیاده بخاطرتطبیق واکسین سفر می نمودیم اکنون میتوانیم که بااستفاده ازین موترسایکیل ها خدمات خوبی را برای اطفال وخانمها انجام دهیم

قابل ذکراست که سال گذشته تیم بازسازی ولایتی پنجشیریک مرکزآموزش را برای تیم های واکسیناسیون درکلنیک رخه باوسایل مجهزاعمارکرده ودراختیارمسئولین آنها قراردادند .

[ شنبه بیست و هشتم دی 1387 ] [ 20:3 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]
بتاریخ هفتم ماه عقرب سال 1387خورشیدی به تعداد بیست وسه تن ازکارمندان ادارت محلی درولایت پنجشیرکه دریک ورکشاپ چهارروزه ارتقا ظرفیت ها شرکت ورزیده بودند سند فراغت بدست آوردند .

درورکشاپی که به همین مناسبت درتالارکنفرانس ولایت پنجشیرتدویریافته بود ولسوالان ولسوالی های شش گانه ولایت پنجشیر ،آمرین اجرایوی ولسوالی ها  ،مدیران حقوق ، وتعداد دیگرازمنسوبین ادارات دولتی درپنجشیرشرکت ورزیده بودند .هدف ازتدویراین ورکشاپ آموزش مدیرت یامنجمنت ،رهبری تیم کاری ادارات وهمچنان ارتقای ظرفیت ادارات میباشد (ARD) به کمک دفتر( (USAID یا کمک های انکشافی ایالات متحده امریکاه

 درپنجشیربرگذارگردید .محترم امین احمد " دقیق " ریس اجرایوی ولایت درمورد برگزاری این ورکشاپ تعلیمی به رادیو خراسان گفت تدویرهمچوورکشاپ ها میتوانه دربهبودی کاروسیستم ادارات موثرواقع گردد چون ولایت پنجشیریک ولایت جدید التاسیس میباشد بناً به تدویرهمچوورکشاپها نیازمند است .

قاری محمد صدیق ولسوالی عنابه که خود یکی ازشرکت کننده گان این ورکشاپ است درمورد آموخته های خویش درین ورکشاپ گفت که آنچه ازین ورکشاپ آموخته است موضوعات بسا مهم وقابل ملاحظه است که سبب خواهد شد تا دربهبودی کارادارات ایشان بیفزاید وی اضافه نمود که تدویراینگونه ورکشاپ ها برای ایشان بسنده نبوده وازموسسات مسئول خواست تا درآینده نیزاینگونه ورکشاپ ها را درولایت برگزارنمایند .

قابل ذکراست که این چندمین ورکشاپ ارتقای ظرفیت کارمندان است که درطی یکسال درولایت پنجشیرازسوی موسسات مختلف برگذارمیگردد.

 

(گزارش از محمد فهیم " فطرت " )

 

 

 

[ شنبه بیست و هشتم دی 1387 ] [ 19:2 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

 

 افغانستان که درین روزها شرایط سخت بحرانی وفساد همه گیراداری ورشوت ستانی را تجربه میکند فریاد وفغان خشماگین و پرخاشگر مردم به آسمان رسیده است همه از اصلاحات و تغیرات جدی اداری و بیروکراسی فاسد ، صحبت میکنند .حتی آفای حامد کرزی ریس جمهور افغانستان خشم و قهرخود را ازفساد اداری ور شوه ستانی پنهان نمی کند وچندین بارکمیسیون های مختلفی راجهت بررسی فساد اداری موظف ساخته است. دراخیرماه حمل سال جاری  هیا ت ارسالی دولت به ولایات دورافتاده افغانستان  ازرویداد های وحشتناک و ناگوارپرده برداشت که مو را دربدن انسان سیخ میسازد .

طورمثال اشخاص صاحب نفوذ و مسلح دریکی ازولایات غربی حتی زنان شوهرداررا درروز روشن به جبرو زوربه مردان بیگانه فروخته اند . همچنان هیات دولت درچند روز اقامت محدود خویش درولایات مختلف افغانستان  درحدود دوهزار قطعه عریضه شکایت و داد خواهی مردم راکه اززورمندان وقانون شکنان عنوانی ریس جمهور ارسال شده است باخود به مرکزآورده اند  که برافروخته گی و خشم بی حد کرزی را ا فراهم کرده است . درماه های اخیر درده ها مناطق مختلف کشور مظاهرات و گردهمای های اعتراض آمیزانانه متعددی ازطرف  مردم رااندازی  شده وبدینوسیله مردم نفرت وانزجارعمیق خود را ازنارسایی ها وبی عدالتی های روزافزون دولت ابرازکرده اند .

البته فساد اداری نه تنها دراطراف افغانستان بلکه درپایتخت افغانستان  درشهرکابل بیخ ریش دولت بیشتردرارگانهای ترافیک وپولیس جنائی ازکنترول حکومت خارج است که همه روزه صدهامسلمان شاهد آن است وفریادایشان به آسمان ها رسیده است وکسی آنرانمی شنود .

زور آوران معاش خور دولت و حکومت چگونه قادرمی شوند که از پول نا چیز معاش خود ، خانه های دوصد و سه صد هزاردالری درشیرپوراعمارکنند ، درصورتیکه ازطریق های نا مشروع پول ناجائز به دست نیاورده باشند مامورین بلند پایه دولت نیزدرترویج فساد اداری و رشوه ستانی دست دارند هنوزسیستم ضوابط برروابط دردستگاه دولت چیره نشده است. پرسان و بازخواست قطعا وجود ندارد درسطوح بالادرجریان کارهای فاجعه بارازکسانی که دست به اعمال نامشروع چون ترور،اختطاف ،سرقت های مسلحانه ،تجاوزهای جنسی به اطفال، وفساداداری میزنند حمایت صورت میگیرد ومجرمین واسطه داراززندان رها میگرددند که درین اواخرهمه شاهد آن میباشیم  تشخیص ادارات مقابله و مبارزه  درسطح بالا وایجاد سیستم برمبنای ضوابط طویل المدت برای جلوگیری از فساد اداری سواستفاده شعبات حمایت ازقانون چون خارنوالی ، مراجع قضایی یعنی محاکم ، و نیروهای پولیس کدام نتیجه مثبت به بار نمیاورد زیرا مامورین بی صلاحیت ،غیرمسلکی و بی کفایت بنابرروابط ها و زدوبند های بالایی در راس کارقرارگرفته اند ومشغول عیش ونوش هستند بدون یک ریفورم بنیادی درسطوح دولتی ازبالابه پائین فساد ورشوت ریشه کن نمیشود بلکه روزتا روزساحه گسترش آن وسعت میآبد بالخصوص دوسیه های اختلاس بزرگ یک میلیون دالری و سیزده میلیون دالری نمایندگی های کمک رسانی خارجی باادارات دولتی که مدت طولانی است تحت تحقیق و بررسی قراردارد به کدام نتیجه نهایی نرسیده است وحتی دربرخی موارد دولت ازتعقیب وبازجوئی چنین موارد سربازمیزند بگونه مثال اختلاس چندملیون دالری دروزارت تجارت افغانستان که برهمه هویدااست .

 

این امرنشان میدهد که سو استفاده ها و اختلاس پول باد آورده کمک های خارجی تاکدام پیمانه بزرگ و مامورین بلند پایه دولت  درسطوح بالا به آن دست داشته و آلوده اند به همین خاطراست که فغان مردم گوش فلک را کرمیسازد.

به گفته حضرت بیدل : آنچه البته به جای نرسد فریاد است.

مظاهرات و گردهمایهای اعتراضی روزافزون مردم بیانگرآنست  راهی را که دولت میرود به ترکستان است .

تنها یگانه ارگان رسمی دولت که توانسته بااین مرض سرطانی مبارزه کند وآنردرادارات خویشا بدرجه صفرتقرب دهد ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان  درکابینه آقای کرزی میباشد که آنهم به رهبری خردمندانه امرالله "صالح " ریس آن اداره میباشد که درچند ماه گذشته چندین مورد اختلاس ورشوه ستانی را تشخیص وعاملین آنرابه پنجه قانون سپرده است که این امریک گوش زد بزرگ برای عاملین فساد اداری درحکومت کرزی خوانده میشود

اگرتعداد محدود کارمندان بلند پایه دولت اشخاص پاکنفس ،امین ، صادق ودلسوزبه آرمان خدمت به مردم  ووطن باشند دربرابرسیل افراد فاسد غیرمسول و اژدها نفس راه بجایی برده نمیتوانند زیرا دراقلیت قرار دارند و صدای نارسای شان به گوش ناشنوای کسی اثرنمیگذارد .

اگردولت قادربه کنترول فساد نباشد و توانائی اداره و رهبری آنرا نداشته باشد یگانه مرجعی  که به دستگیری و داد مردم افغانستان باید اقدام ورزد مجامع بین المللی اند درغیر ان ماباید سالها درلجنزارفساد اداری  غوطه بخوریم و کوچکترین عمل مفید و مثبت به نفع مردم مظلوم افغانستان که بارسنگین سه ده جنگ وویرانی کمرآنها راشکسته است انجام داده نتوانیم .

مردم افعانستان درهرنقطه ایکه سرو کاربه ادارات پیدامیکنند و حتی اگریک دعوای حقوقی هم  داشته باشند باید سال ها سرگردان بگردند و هرچه امکانات و دارایی دارند باید به ادارات دولتی رشوه بدهند درغیرآن اگرصاحب حق مسلم هم باشند به حق خود نمیرسند و چه بسا که صاحب حق باید  پول بیشتر را درراه رشوه دهی خرچ کند تا حق خود را بازیابد.

 فساد اداری  تنها در این سطح خلاصه نمی شود بلکه مافیای زمین مافیای مواد مخدرو مافیای انسان وغیره    ازپول های هنگفت برای پیشبرد کار و یا خلاصی خود ازبند برای مقامات و ادارات فاسد استفاده می کنند و جامعه را به هرج ومرج و انارشیزم مبدل می سازند ..

[ شنبه بیست و هشتم دی 1387 ] [ 18:53 ] [ محمدفهیم فطرت /آذرخش پائیز ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نام ام فهیم "فطرت" است واین نام راپدرم برایم انتخاب کرده است نام خانواده گی ام را "محمدی" اجدادم انتخاب کرده اند حالا دیگربس است راه ام را "دیپلماسی" خودم انتخاب میکنم تابستان سال1364 خورشیدی دردهکده ملکان در وادی ایمان وشهادت (پنجشیر ) پا به جهان هستی گذاشتم .مکتب را درلیسه عنابه پنجشیرخواندم. ودرآزمون کانکور به دانشکده زراعت راه یافتم اما مسلک زراعت همراه زندگی ام نشد خواستم آزاد زندگی کنم همین مفکوره راه ام رابسوی ژورنالیزم کشاند مسلک خبرنگاری را دریکی ازموسسات تحصیلی درشهرکابل خواندم همانا خبرنگارشدم وازچهارسال بدینسو بارسانه های ملی وبین المللی کارمیکنم حالا درپهلوی ژورنالیزم رشته دیپلماسی وروابط بین الملل رابط مرا فراترازمرزهای ملی کشاند آرزو دارم درآینده ژورنالیست وفعال سیاسی باشم قابل تذکرمیدانم که نویسنده نیستم اما گاهگاهی واقعیت های عینی جامعه را درقالب چند سطرپشت هم ردیف میکنم البته همین مطالبی که درین وبلاک کنجانیده شده است ومشوره های سالم وسودمند شما را چشم براه هستم.

امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس