صبح زود روز شنبه مورخ 23 ماه میزان سال روان ، برای نخستین بار یک گروه پنج نفری مهاجمان انتحاری بر پایگاه گروه بازسازی ولایتی در یکی از ولایت هایی حمله نمودند، که تا کنون در صدر فهرست ولایت های امن افغانستان قرار داشته است، پنجشیر.

در حمله ی مهاجمان انتحاری به مقر گروه بازسازی ولایتی امریکایی در این ولایت، دو تن کشته و سه تن دیگر زخمی شدند. کشته شده گان این حمله دو راننده ی موتر های اکمالاتی گروه بازسازی؛ و زخمیان محافظان امنیتی پایگاه گروه بازسازی در این ولایت بودند.

مسوولان امنیتی ولایت پنجشیر گفتند که مهاجمان انتحاری شهروندان کشور های خارجی بودند. والی پنجشیر در مورد هویت مهاجمان انتحاری به رسانه ها گفت که مهاجمان به احتمال زیاد چچنیایی و قزاقستانی بودند.

با آن که انفجار و انتحار در افغانستان به یک امر معمول تبدیل شده است، اما حمله ی انتحاری روز شنبه به ولایت پنجیشر، به دلیل بی پیشینه گی مورد توجه زیادی قرار گرفت و از پوشش رسانه یی گسترده یی برخوردار شد.

ولایت پنجشیر پیش از این شاهد وقوع حمله ی انتحاری نبوده است. پنجشیر دره یی است که یک دروازه و یک راه تنگ ورودی دارد. وارد شدن به این ولایت با تدابیر شدید امنیتی همراه است.

پس از وقوع حمله ی انتحاری، شماری از باشنده گان ولایت پنجشیر، انتقادات شدیدی را به نشانی مسوولان امنیتی این ولایت مطرح کردند. محور اصلی این انتقادات، این پرسش  بود که چرا با وجود تدابیر امنیتی شدید در درب ورودی این ولایت، گروهی از مهاجمان انتحاری توانستند سوار بر موتر وارد پنجشیر شوند؟

این پرسش باشندگان ولایت پنجشیر بجا و قابل کندوکاو پنداشته می شود. در حال حاضر رفع اتهام هایی چون غفلت وظیفوی، کم کاری و حتا همکاری با تروریستان، برای مسوولان امنیتی ولایت پنجشیر کار ساده یی به نظر نمی رسد.

می توان گفت که نیروهای امنیتی موظف در دروازه ی ورودی پنجشیر، بسیاری از باشندگان این ولایت و حتا مسافرانی را که در این ولایت آمد و شد می کنند، می شناسند و در برخی موارد وارد شدن مسافرانی که به زعم موظفان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر، قیافه ی پنجشیری ندارند، با پرسش های جدی و شکاکانه ی زیادی همراه می شود.

با این حال، هرچند گفته می شد که مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر در پیوند به حمله ی انتحاری اخیر، بازداشت شده و مورد باز جویی قرار گرفته اند اما مسوولان دولتی این ولایت با رد این گفته ها تصریح کردند که، در پیوند به حمله ی انتحاری روز شنبه ی این هفته، مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر(دالان سنگ) را از محل وظیفه ی شان به جای دیگری تبدیل کرده اند.

حامد روشن سخنگوی والی پنجشیر در گفتگو با رسانه ها، در حالی که از تبدیلی مسوولان امنیتی دروازه ی ورودی پنجشیر سخن گفت، تاکید کرد که این مسوولان بازداشت و باز جویی نشده اند. وی همچنان هرگونه سوء ظن و شک و تردید در مورد همدستی مسوولان دروازه ی ورودی پنجشیر با تروریستان را رد کرد و افزود که هیچ یک از باشندگان ولایت پنجشیر با تروریستان همکاری نداشته اند.

سخنگوی والی پنجشیر در پاسخ به این پرسش که چگونه مهاجمان انتحاری توانستند وارد این ولایت شوند؛ گفت:"تروریستان به جا های بسیاری امنی داخل شده اند و فعالیت های تروریستی را انجام داده اند، وارد شدن(تروریستان) به پنجشیر چیز عجیبی نیست. شهرنیویارک در امریکا مورد حمله ی  تروریستی قرار گرفت. تروریست ها به  ساختمان وزارت دفاع افغانستان داخل شدند و..."

اگر سوال چگونگی وارد شدن مهاجمان انتحاری به ولایت پنجشیر را با این استدلال که تروریستان به امن ترین جا ها نیز وارد می شوند، پاسخ یافته بپنداریم، سوال  چرایی هدف قرار گرفتن این ولایت همچنان قابل طرح و تامل است.

چرا ولایت پنجشیر هدف حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری قرار گرفت؟

به پرسش بالا عمدتا دو پاسخ داده شده است.

یک؛‌ پنجشیر یکی از ولایت های امن افغانستان و از مناطقی است که برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی در آن عملی شده است. بنا براین تروریستان خواسته اند، دریک رویکرد نمادین، با هدف قرار دادن این ولایت، شکننده گی ثبات امنیتی در مناطقی که برنامه ی انتقال در آنان عملی شده است، را گوشزد کنند.

دو؛ فعالیت های خرابکارانه ی شورشیان/هراس افگنان به مناطق امن و به ویژه مناطق شمال شرقی افغانستان که تا کنون از امنیت نسبتا خوبی برخوردار بودند، می تواند در سطح کلان آن با حمله های توپخانه یی پاکستان بر مناطق در ولایت های شرقی کشور ارتباط داشته باشد، زیرا به تازه گی ها این گمانه که پاکستان و دسته های تروریستی زیر فرمان آن در صدد گسترش جغرافیای بحران تا مرز های آسیای میانه است، طرفداران زیادی یافته است.

هردوی پاسخ های بالا می توانند هم درست باشند و هم دقیق، اما به نظر می رسد حمله ی مهاجمان انتحاری به ولایت پنجشیر اهداف دیگری را نیز پیگیری می کند و یا به بیان دیگر از انگیزه ها، ریشه ها و بیشه های دیگری نیز برخوردار است.

پنجشیر مرکز اصلی مقاومت ضد طالبانی در دهه ی نود میلادی به شمار می رفت و در حال حاضر، خاستگاه و پایگاه اجتماعی بسیاری از چهره های سیاسی سرشناس چه در درون نظام و چه هم در بیرون از نظام، در همین ولایت است.

حمله ی انتحاری به پنجشیر را به تحولات سیاسی پس از ترور استاد برهان الدین ربانی نیز می توان، ربط داد.

پس از ترور برهان الدین ربانی، شماری از چهره های سیاسی در جناح مخالفان سیاسی حکومت بسان داکتر عبدالله عبدالله، امرالله صالح و احمد ضیا مسعود، مواضع تندی در برابر پاکستان اتخاذ کردند و تقریبا به یک صدا سازمان استخبارات نظامی پاکستان را مسوول رویداد های اخیر در کشور قلمداد کرده اند. مسوولان محلی پنجشیر نیز حمله ی انتحاری اخیر را به شبکه ی حقانی و سازمان استخبارات نظامی پاکستان نسبت می دهند.

حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری به پنجشیر، دوماه پس از حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری به مقر ولایت پروان صورت گرفته است.

ولایت پروان در همسایگی پنجشیر، نیز از ولایت های نسبتا امن به شمار می رفت که پس از حمله ی گروهی مهاجمان انتحاری در بیست و نهم اسد امسال، امنیت این ولایت با اما و اگر هایی همراه شده است.

بربنیاد برخی از گزارش ها، بسیاری از کارهای اداری در اداره های دولتی ولایت پروان، پس از حمله ی انتحاری ۲۹ اسد، دچار کندی و اختلال گردیده است.

اگر هدف گروه های شورشی / هراس افگن،‌ تکمیل کردن دایره ی نا امنی در مناطق شمال شرقی افغانستان باشد، وقوع حمله ی های انتحاری در پروان و پنجشیر در ظاهر امر این گمانه را قوت می بخشد، زیرا پنجشیر به لحاظ بافت جغرافیایی نقطه ی اتصالی است میان کندز نا امن در شمال شرق و مناطق نا امن کاپیسا که تا کنر، نورستان و پکتیا کشانیده می شود- هرچند وقوع یک حمله ی انتحاری در یک منطقه، نمی تواند دلیل محکمی بر  ناامن بودن آن منطقه پنداشته شود.

به نظر می رسد به همان اندازه که صفت های "ثبات و پایداری" را می توان در توصیف مقوله های صلح و امنیت به کار بست، در توصیف وضعیت جنگ و نا امنی نیز می توان از این دو صفت استفاده کرد.

دلایل زیادی وجود دارد که بر مبنای آنان می توان گفت که ناامنی در پنجشیر نمی تواند ثابت و پایدار باشد. از آن جمله می شود که به نبود بستر ها و زمینه های اجتماعی تروریزم و تروریست پروری و وضعیت محدود  و محصور جغرافیایی این ولایت که اتخاذ تدابیر بهتر امنیتی را آسان تر می سازد، اشاره کرد؛ اما نباید این خوش بینی دست آویزی برای مسوولان امنیتی این ولایت و تبریه ی آنان از اتهام های غفلت وظیفوی و حتا همدستی با تروریستان، پنداشته شود- کما این که نمی توان با صراحت و قاطعیت از عدم نفوذ و رسوخ هراس افگنان در میان باشندگان این ولایت و حتا وجود بستر های هر چند محدود و معدود اجمتاعی تروریست پروری، داد سخن داد.

مغفول ماندن از بخش نرم افزاری قضیه و زمینه ها و بستر های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تروریست پروری می تواند پیامد های زیانبار تری از آنچه به این تازه گی ها در پروان، کاپیسا و پنجشیر اتفاق افتاده است، داشته باشد

صفت "خشونت پروری" را به ساده گی می توان در گفتمان فرهنگی- اجتماعی افغانستان در توصیف وضعیت این کشور به کار گرفت و مصداق های عینی زیادی برایش پیدا کرد.

خبر کشته و زخمی شدن نیروهای خارجی و حتا منسوبان نهاد های امنیتی داخلی در افغانستان، برای شمار زیادی از افراد که با ذهنیت های بسته و ایدیولوژیک زندگی دارند، یک خبر خوش پنداشته می شود- حتا آنانی که از برکت حضور این نیروها صاحب جاه و مکنت باد آورده یی شده اند.

این ذهنیت را به صراحت و بی هیچ دغدغه یی می توان خشونت ورزی نام نهاد. می توان مدعی شد که این ذهنیت، روی همرفته ذهنیت حاکم در افغانستان نیز هست.

وقتی ذهنیت خشونت ورز و خشونت پرور اجتماعی با ندانم کاری ها، سوء مدیریت ها، فساد پیشگی، بی برنامه گی و بی مسوولیتی مسوولان دولتی و تبلیغات بر اندازانه ی پیش قراولان دینی - مذهبی همراه شود، دیگر در انتظار چه چیزی می توان برای کشور و جامعه نشست؟

شاید نتوان، تمامی موارد شمرده شده در بالا را در حق مسوولان دولتی پنجشیر روا دانست اما بدون شک که در گیرودار مبارزه با تروریزم و جنگ بی سرانجامی که در افغانستان در جریان است، عدم توجه به زمینه های اجتماعی بحران این  جنگ، ‌یکی از نقیصه های کلان و حتا نا بخشودنی به شمار رفته می تواند.

حتا اگر مردم در بسیاری از مناطق نسبتا امن افغانستان دست دوستی و همکاری با تروریستان ندهند، بدون شک با ادامه ی روند کنونی و عدم توجه به زمینه های اجتماعی و فرهنگی تروریست پروری، فرارسیدن روزی دور نخواهد بود که خبر کشته شدن چهره های ظاهرن محبوب و مردمی به دست تروریستان، اشک چشمی را جاری نسازد.